![]() |
![]() |
|
| خدايا آن كس كه در تنهاترين تنهاييم . تنهاي تنهايم نذاشت . در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار |
|
دیشب رفته بودیم خونه پدربزرگ مادریم
آخه تو خانواده ما رسمه که اول می رفتیم خونه پدربزرگ پدریم و بعد از اعطای هدایا به منزل پدربزرگ مادری و بعد می اومدیم خونه خودمون و اهدای هدیه به بابای گلم . اما امسال خبری از اهدای هدیه به مناسیت روز پدر به بابابزرگ پدری و بابام نبود . انگار سیزده رجب امثال پنجره اش رو بر روی من بسته . بگذریم . راستی یادم رفت این عید رو بهتون تبریک بگم . عید بر همگان مبارک امیدم در تمام آسمان ها آسمانها را به نام او او را در بر گرفتم گرفتم عشقش را بدست دست را بدستش نهادم نهادم قلبم را به کامش کامش را گرفت امید قلبم را قلبم را به دست گرفت و گفت گفت تو هستی ثمره امید من من تو را دوست می دارم می دارم امید را به تو و تو پدرم عشق وجود (( خودم )) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 22:20 توسط سید علی ابطحی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو
|
| درباره وبلاگ |
من سید علی ابطحی . متولد 23 دی 1365. ساکن قم . گاهی هم تهران و تابستونا کلاردشت .
من در افکارم آزادم . درباره سیاست و اجتماع و دین و خانواده خیلی دوست دارم بنویسم اما از همه بیشتر دوست دارم نوشته های عاشقاته از نوع حال به هم زنش بنویسم . ضمنا داستان های تخیلی هم زیاد می نویسم . پس گیر به اصل نوشته هام ندین . |
| پیوندهای روزانه |
|
مسابقه ریش و سبیل سیل صعودی صدام پنگوئن بی عصاب مار کانگورو خوار ماشالله حاج آقا بـــــــوش استقلال و پرسپولیس آر دی بیچاره سامرا قبل از خرابی جای پا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاست گروی عشقولانه شخصی دینی برو بچ زندگی با اطلاعاتی ها تصمیم کیلویی نامه ها سخن عکس ها نردبان داغ خاطرات پارس دُر بدون عنوان |
|
RSS
|