تبليغاتX
تنهای تنها - غم خاندان ابطحی
خدايا آن كس كه در تنهاترين تنهاييم . تنهاي تنهايم نذاشت . در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار

به نام خالق مهربان

من سید علی ابطحی هستم

شاید در خبر گزاری ها شنیده باشید که پدربزرگ و پدرم یعنی آیت الله سید حسن ابطحی و سید محمد تقی ابطحی را بازداشت کرده اند . جالب این قضیه این جا است که در روزی که برادران محترم وزارت اطلاعات وارد خانه ما شدند و بعد از توهین به پدرم و درگیری لفظی پدرم با یکی از برادران مهربان اطلاعاتی ، وارد خانه ما شدند و به تفحص و تجسس پرداخته و بعد از مدت حدود دو الی سه ساعت با به همراه داشتن کلی وسائل ، پدر بزرگ و پدرم را خالی از وسائل شخصی و بدون دلیل و با ارائه اتهاماتی آنان را با وعده بازگشت دو ساعته به منزل ، به منطقه نا معلومی بردند .

بذارین یک کمی به عقب برگردیم . پدربزرگم با افکار و عقائدی متفاوت از سلیقه های بعضی اشخاص زندگی می کند . او دوست دارد تمام عمر و زندگی اش را صرف راه و روش ائمه اطهار و رضایت خداوند عزوجل داشته باشد و سعی اش از گذشته تا به حال این بوده که بتواند یاور خوبی برای آقا و مولایش اقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد . اما تا بحال و به والله ندیدم و از او نشنیدم که یک بار بگوید من آقا را دیده ام و یا با ایشان ارتباط دارم .

او با این تفکر ، تمام توانش را برای تحقق این هدف بزرگ جمع کرد و حتی سه سال پیش بر اثر فشار های روحی و جسمی پا به بیمارستان قلب و عمل قلب باز نهاد .

نمی دانم چرا و چگونه و به چه علت باید پیرمردی را که تمام هدفش خدمت به آقا امام زمان بوده را بازداشت کنند و بعد بدون اطلاع به خانواده اش حدود 15 روز آنان را بدون اطلاع بگذارند و بعد خبردار شویم که با همه ادعاهایی که مبنی بر وجود تیم کامل پزشکی بر محل سکونت پدربزرگم ، کار به بیمارستان بکشد . یعنی فردای بازداشت پدربزرگ عزیزم را به بیمارستان برده و تا 10 روز بعد از بازداشت ایشان در بیمارستان سپری کرده و خبری به ما نداده اند که خوشبختانه ما از طریقی مطلع شدیم و خود وارد عمل گردیدیم . از آن جالب تر آنکه آنان قول داده بودند پدرم با پدربزگم باشد اما فردای بازداشت این دو را از هم جدا کرده و از همان اول بسم الله زیر وعده های خود زدند . مادربزرگ عزیزم را چشم به زنگ تلفن گذاشته و با وعده هایی که مثلا امشب زنگ می زنند و رفتند به سلامت ما را دل نگران می کردند . عمویم سید محمد علی ابطحی را از تهران به وعده ملاقات به قم می کشند و وسط را با تلفنی او را به بازی می گیرند .

خوب است بدانید که بعضی از دوستان نزدیک پدر و پدربزرگم را هم به عنوان دوست ایشان بازداشت کرده و خانواده های آنان را فقط به شنیدن صدای آنان اکتفا دادند .

آیا این رسم عالم نوازی است ؟ آیا در دوره ما به این عمل می گویند آزادی عمل ؟

نمی دانم چرا باید ما در ایران شاهد این گونه اتفاقات باشیم . ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوستان شما قاضی باشید که این رسم صحیح است و یا .....

به امید روزی که سربلندی از آن بر حقان باشد .


راستی دوستان هر کس با اجماع موافق است با این آی دی ali_abtahigol@yahoo.com هماهنگی کند . ممنونم

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 23:3  توسط سید علی ابطحی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو





درباره وبلاگ
من سید علی ابطحی . متولد 23 دی 1365. ساکن قم . گاهی هم تهران و تابستونا کلاردشت .
من در افکارم آزادم . درباره سیاست و اجتماع و دین و خانواده خیلی دوست دارم بنویسم اما از همه بیشتر دوست دارم نوشته های عاشقاته از نوع حال به هم زنش بنویسم . ضمنا داستان های تخیلی هم زیاد می نویسم . پس گیر به اصل نوشته هام ندین .

پیوندهای روزانه
مسابقه ریش و سبیل
سیل صعودی صدام
پنگوئن بی عصاب
مار کانگورو خوار
ماشالله حاج آقا
بـــــــوش
استقلال و پرسپولیس
آر دی بیچاره
سامرا قبل از خرابی
جای پا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آرشیو موضوعی
سیاست گروی
عشقولانه
شخصی
دینی
برو بچ
زندگی با اطلاعاتی ها
تصمیم کیلویی
نامه ها
سخن عکس ها
نردبان داغ
خاطرات پارس دُر
بدون عنوان
پیوندها
سید محمد تقی ابطحی
سید محمد علی ابطحی
سيده فاطمه ابطحي
سید امیر حسین ابطحی
سید رضا ابطحی
عرفان (م)
تماشــــــاگه راز
سپیده
ستاره (دختر عمو )
معصومه فاتح
محمد رضا فاني (دايي جان)
مسافر کوچولو
عرفان گلی
فریده ( دختر عمو )
سید مهدی موسوی نژاد
امید محدث
طفلک جون
مهدیه ( خانم بزرگ )
ستاره ی صبح
احسان ابراهيمي
احسان يزدي
امير حسين هاشمي
سعيد بختياري
رضا اوجی
فاطمه بهاري
وحيد جون
تنهاترين تنهايان
نوشته های من
محمد نعمتي
احمد نجمی
به دنبال چراغی
ممد موسوی
بازی با سیاست
دلدادن به خدا
رضا هاشمی نژاد
زمزمه عشق
روز های نقره ای
نهال ( خاله دختر )
آنچه آموختم ز استادم
شراره
امیر هادی انواری
آکو سالمی
دلوسه
آموزش هك وهك گوشي
پروازروح
طوطي صفت
علی امامی
موفقیت
M.M.N
سید علی ابطحی
دروازه کربلا
تقی خانی
در قلب کویر
مجی جان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM