![]() |
![]() |
|
| خدايا آن كس كه در تنهاترين تنهاييم . تنهاي تنهايم نذاشت . در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار |
|
جانم ؟ چرا فحش میدی ؟ هان ؟
جملات بالا بین بنده و خودم در جریان بود. قرار از این موضوعه یعنی موضوع از این قراره که بنده مدتی بسیار سرم شلوغ بود. اعم از کار و بار. صبح تا شوم به قول دوستان آذری زبان، سر چار بودیم (همان کار می باشد) وقت نکردیم سری بزنیم. مطلبی بنویسم و در کل کل های موجود وب که قولشان را داده ایم شرکتی بس قدرتمند نماییم... البته هر سه چهار روز یکباری به این کلبه درویشی سری زدیم ولیکن به صورت گذشته خود نبود. ایشالله یه دو سه روز تعطیلی بخوره بهمون دوباره برگردیم به آغوش نت... البته شاید بعضی از دوستان عزیز و کمی محترم آهسته و در دل بسی نجواکنانبگویند که این چند روز تعطیلی به کدام گوری بوده ای.. لکن ما می گوییم این چند روز به خاطر نوع پروژه ای که داشیم باید روز تعطیل می رفتیم. لذا از تعطیلی جیزی کما فی السابق حالیمان شد. من الله توفیق |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم اسفند 1387ساعت 23:38 توسط سید علی ابطحی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو
|
| درباره وبلاگ |
من سید علی ابطحی . متولد 23 دی 1365. ساکن قم . گاهی هم تهران و تابستونا کلاردشت .
من در افکارم آزادم . درباره سیاست و اجتماع و دین و خانواده خیلی دوست دارم بنویسم اما از همه بیشتر دوست دارم نوشته های عاشقاته از نوع حال به هم زنش بنویسم . ضمنا داستان های تخیلی هم زیاد می نویسم . پس گیر به اصل نوشته هام ندین . |
| پیوندهای روزانه |
|
مسابقه ریش و سبیل سیل صعودی صدام پنگوئن بی عصاب مار کانگورو خوار ماشالله حاج آقا بـــــــوش استقلال و پرسپولیس آر دی بیچاره سامرا قبل از خرابی جای پا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاست گروی عشقولانه شخصی دینی برو بچ زندگی با اطلاعاتی ها تصمیم کیلویی نامه ها سخن عکس ها نردبان داغ خاطرات پارس دُر بدون عنوان |
|
RSS
|