![]() |
![]() |
|
| خدايا آن كس كه در تنهاترين تنهاييم . تنهاي تنهايم نذاشت . در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار |
|
تولد؟
امروز تولدم بود. بیست و دو سالم تموم شد و وارد بیست سه سال شدم. هر سال مامان بزرگم به خاطر اینکه تولد قمری من مصادف شده با شهادت حضرت زهرا برای همین شمسی بهم کادو تولد می داد. یکسال یادش رفته بود و اون زمانا من و امیر عشق پلی استیشن داشتیم، عمو حسین برام سه تا سی دی بازی گرفت. خانم جان چون یادش رفته بود گفته بود یکیشو بده من تا به علی بدم. از قضا سی دی بازی جکی چان دست خانم جانم بود.. خدا رحمتش کنه زمانی که داشت به من می داد روی لیبل سی دی رو نگاه کرد دید یارو (جکی چان) لباس نداره. سری سی دی رو برگردون و با همون لحن شیرین همیشگیش گفت: اِ اِ چرا این لباس نداره؟ جسین اینا چیه می خری؟ علی درس بخون بجای این کارا... به حرف حاج آقا گوش کن. هی بهت می گه درس بخون.. یادش بخیر. هنوز باورم نمیشه رفته. هنوز منتظرم تا عصری بشه برم پیشش.. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 22:38 توسط سید علی ابطحی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو
|
| درباره وبلاگ |
من سید علی ابطحی . متولد 23 دی 1365. ساکن قم . گاهی هم تهران و تابستونا کلاردشت .
من در افکارم آزادم . درباره سیاست و اجتماع و دین و خانواده خیلی دوست دارم بنویسم اما از همه بیشتر دوست دارم نوشته های عاشقاته از نوع حال به هم زنش بنویسم . ضمنا داستان های تخیلی هم زیاد می نویسم . پس گیر به اصل نوشته هام ندین . |
| پیوندهای روزانه |
|
مسابقه ریش و سبیل سیل صعودی صدام پنگوئن بی عصاب مار کانگورو خوار ماشالله حاج آقا بـــــــوش استقلال و پرسپولیس آر دی بیچاره سامرا قبل از خرابی جای پا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاست گروی عشقولانه شخصی دینی برو بچ زندگی با اطلاعاتی ها تصمیم کیلویی نامه ها سخن عکس ها نردبان داغ خاطرات پارس دُر بدون عنوان |
|
RSS
|