تبليغاتX
تنهای تنها - نامه اي به سيد محمد علي ابطحي
خدايا آن كس كه در تنهاترين تنهاييم . تنهاي تنهايم نذاشت . در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار

یادمه اولای ریاست جمهوری جناب آقای احمدی نژاد بود . اگه یادتون باشه مصاحبه هایی که از شبکه یک و دو از کاندیداها پخش میشد خیلی تاثیر خوبی بر مردم گذاشت . آرمان ها و وعده و وعید ها . ساخت مدرسه و دانشگاه انرژی هسته ای و آزادی بیان و عمل و ..... توی کاندیداها حاج آقای احمدی نژاد سخنان زیبایی فرمودند . منم تحت تاثیر قرار گرفته و جو زده شدیم و شدیم طرفدار سینه شکافته حاج اقا . یک دو سه ماهی که گذشت کمی تا قسمتی از انتقاد های عموی گراممان ر مورد احمدی نژاد در وبلاگ احساس نارضایتی کردیم و گفتیم اعتراض خود را به شیوه خود آقای احمدی نژاد با نامه نشان بدهم . لذا این نومچه رو نوشتم و تو یک وبلاگ ناشناس گذاشتیم و برای عموم نازنین میل کردیم . حالا ببینید من چقدر داغ بودیم . ایشالله قراره نامه ای به رئیس جمهور هم آپ کنم . یه طرح جدیدم دارم که می خوام به بعضی اشخاص نامه بنویسم و آپ کنم . باید جالب بشه ... ببینید ..

 

نامه اي به سيد محمد علي ابطحي .

سلام بر جناب آقاي سيد محمد علي ابطحي ، معاون اسبق رياست جمهوري کشور عزيزمون ايران .

شايد اين نامه شما را به ياد يکي از سياست مداران بزرگ بياندازد و يا شايد باعث شود خاطرات تلخي براي شما تداعي شود . شايد اين نامه ، شما را به ياد عمل شخصي که شايد از او به کمي و بخاطر دلايلي از خوبي هاي او به بدي ياد مي کنيد بیاندازد

آقاي معاون اسبق .

هميشه ديدن تمام آرزوهاي يک شخص با اهداف بلندي که آن شخص نسبت به خدمت در برابر ملتي دارد ، نياز به حمايت بزرگان و کساني است که در اين هدف به خوبي حرکت کردند . اما آيا تا بحال از خود پرسيده ايد در هشت سال دولت آقاي خاتمي ، شما نقش بسزايي در ايجاد اصلاحات در دمکراسي نظام داشتيد يا نه ؟ راحت تر بگويم . اگر در دوره اول مخالفين عقائد شما ، دو برابر آن زمان بودند ، آيا کسي مثل سيد محمد علي ابطحي پرورش مي يافت و يا کلمه اي مثل اصلاحات بر سر زبان مردم مي افتاد ؟

آقاي معاون دولت قبلي .

شما در سايت زيبا و قشنگتون در مورد همه چيز جزء شخصي مي نويسيد ( مگه نگفته بوديد بزارين خودم باشم ) . به نظرم اصلاحات در خود شما معنايي بيگانه دارد و فقط در شعار هاي سياسي خود ديده مي شود . شما در سايتتان با نيش و کنايه به اين منظور که دولت بايد عوض شود و آنچيزي که در خور تاييد شماست بر روي کار آيد داريد روند حرکتي سيل پيشرفت ايرانيان را به سهولت مي رسانيد . مثلا در زمان انتخابات رياست جمهوري ، دوست داشتيد که معين راي آورد . اما در مقابل اعتلاف آقاي خاتمي با کروبي مقابله کرديد ! اين يعني چي ؟

آقاي نردبان اصلاحات

. در جامعه مدني به قول خود آقاي خاتمي : کسي مي تواند اصلاحات را عملي کند که با دين ، رفاقتي صميمانه داشته باشد . اما چرا شما اتفاقات و حوادثي که بعد از دولت آقاي خاتمي بوجود آومد و ربط به دين داشت مثل کمک خداوند متعال به کسي که ترويج دين را در جامعه مي کند را به تمسخر گرفته و در هر يک در ميان بلاگتون او را مسخره مي کنيد .؟ دوستانم از من سوالاتي مي کنند و از من نظر خواهي مي شود که آيا اگر سيد محمد علي ابطحي شود رئيس جمهور ايران ، به نظر شما آيا بهتر از آقاي خاتمي است ؟ . نظر خودتون راجع به اين حرف چيست ؟ آقاي خاتمي با وجود ديد اصلاحات خود ، باز حقايق را با ديد مثبت مي ديد اگر حقي بر عليه او بود ، براستي آن حق را بر نفع خود علميت مي داد . مثالهايش را هم که بخوبي ديد . در زمان ورود ايشان به مشهد . حق با ايشان بود که بايد به مشهد وارد مي شد . اما نفع اصلاحات بر اين بود که ايشان به مشهد نرود . اما چون حق بر اين بود که بايد به زيارت اما رضا برود ، رفت . اما شما آيا مي توانيد اين عمل را انجام دهيد . شما مي توانيد به خواطر حق بودن ديگري ، نفع خود را از پيش برد اهداف اصلاحات دست بکشيد ؟؟؟

اقاي محترم .

هر تفکري نياز به حامي دارد . شما در اولين دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي ، رئيس دفتر و به قول ما ، حامي او بوديد . اما چرا در پايان دوره دوم تصدي آقاي خاتمي او را نه به عنوان رهبر بلکه به عنوان ديدبان اصلاحات قلمداد کرديد ؟ آيا تلاش آقاي خاتمي آن قدر ارزش نداشت که افتخار رهبري اصلاحات را از او گرفته و با گذاشتن هندوانه زير بغل ايشان ، با کلمه ديدبان ، اين رهبر بزرگ اصلاحات را بدرقه کنيد ؟ آيا از خود سوال کرديد چرا بعد از دوره رياست آقاي خاتمي ، ديگر حامي او به صورت علني نبوديد ؟ آيا نفع را بر حق علم نکرديد ؟

جناب معاون .

آيا تا بحال از خود پرسيده ايد اگر من در هر انتخاباتي شرکت کنم ، آيا شوراي نگهبان من را رد صلاحيت مي کنند يا نه ؟ آيا در انتخابات رياست جمهوري با اين تفکر ، دست رد به سينه طرفداران خود نزديد ؟ آيا شما جز نفع مصالح خود به چيزي مثل اصلاحاتي که هشت سال و بلکه بيشتر ،  داد بر سر مردم ايران زديد فکر هم مي کنيد ؟

حضرت مستدام

درباره خانواده شما چيزهايي شنيده ايم . مثلا شما فرزند آيت الله سيد حسن ابطحي هستيد و يا اينکه اکثريت خانواده شما ، با اينترنت و سايت و سياست سر و کار دارند و کلا خانواده اي فهميده و فعال هستيد . اما به نظر شما آيا خانواده شما از خودتون راضي هستند ؟ يعني مي گويند که ما به عنوان خانواده محمد علي ابطحي از تفکرات او حمايت مي کنيم . وقتي که حرف يا سخني از زبان شما در مورد سياست که کمي با شئونات دين مخالف است ، گفته مي شود خانواده شما علي الخصوص پدر و نزديکانتان عکس العمل نشان نمي دهند ؟

آقاي ابطحي .

هميشه اين سوال براي شما بايد باشد که اگر احمدي نژاد رئيس جمهور نمي شد ، الآن شما در کجا بوديد ؟ در دولت معين و يا کروبي چه نقشي داشتيد ؟ در دولت معين به خاطر حمايت هاي زياد شما با آقاي خاتمي و رفاقت ديرينه خود ، بعيد به نظر مياد که در دولت معين جايي داشته باشيد چون ، چون آقاي خاتمي صراحتا حمايت خود را از کروبي بيان کرده بود . اما در دولت کروبي و نيز به خاطر بودنتان در حزب اعتماد ملي به عنوان معاون ، بعيد به نظر نمي اومد که شما در دولت کروبي مکاني در خور شان خود داشتيد . اما . اما سوال از شما اين است که با اين وجود چرا جزء حاميان معين بوديد ؟ چرا اکثريت هواداران خود را به معين حواله مي داديد ؟

من سوالات زيادي از شما دارم ، اما در اين نامه به اختصار بيان کردم . انشا الله منتظر نامه هاي بعدي من باشيد .

 

والسلام عليکم و رحمت الله و برکاته

پ.ن.1  این نامه رو به عنوان طرفداری از محمود آقا نوشتم

پ.ن.2  نمی خوام بگم از طرفداری ایشون پشیمونم . نه اما توقع می رفت ایشان به وعده های خود بهتر عمل کنند

پ.ن.3  حتما نامه بعدی رو بخونین

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 14:54  توسط سید علی ابطحی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو





درباره وبلاگ
من سید علی ابطحی . متولد 23 دی 1365. ساکن قم . گاهی هم تهران و تابستونا کلاردشت .
من در افکارم آزادم . درباره سیاست و اجتماع و دین و خانواده خیلی دوست دارم بنویسم اما از همه بیشتر دوست دارم نوشته های عاشقاته از نوع حال به هم زنش بنویسم . ضمنا داستان های تخیلی هم زیاد می نویسم . پس گیر به اصل نوشته هام ندین .

پیوندهای روزانه
مسابقه ریش و سبیل
سیل صعودی صدام
پنگوئن بی عصاب
مار کانگورو خوار
ماشالله حاج آقا
بـــــــوش
استقلال و پرسپولیس
آر دی بیچاره
سامرا قبل از خرابی
جای پا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آرشیو موضوعی
سیاست گروی
عشقولانه
شخصی
دینی
برو بچ
زندگی با اطلاعاتی ها
تصمیم کیلویی
نامه ها
سخن عکس ها
نردبان داغ
خاطرات پارس دُر
بدون عنوان
پیوندها
سید محمد تقی ابطحی
سید محمد علی ابطحی
سيده فاطمه ابطحي
سید امیر حسین ابطحی
سید رضا ابطحی
عرفان (م)
تماشــــــاگه راز
سپیده
ستاره (دختر عمو )
معصومه فاتح
محمد رضا فاني (دايي جان)
مسافر کوچولو
عرفان گلی
فریده ( دختر عمو )
سید مهدی موسوی نژاد
امید محدث
طفلک جون
مهدیه ( خانم بزرگ )
ستاره ی صبح
احسان ابراهيمي
احسان يزدي
امير حسين هاشمي
سعيد بختياري
رضا اوجی
فاطمه بهاري
وحيد جون
تنهاترين تنهايان
نوشته های من
محمد نعمتي
احمد نجمی
به دنبال چراغی
ممد موسوی
بازی با سیاست
دلدادن به خدا
رضا هاشمی نژاد
زمزمه عشق
روز های نقره ای
نهال ( خاله دختر )
آنچه آموختم ز استادم
شراره
امیر هادی انواری
آکو سالمی
دلوسه
آموزش هك وهك گوشي
پروازروح
طوطي صفت
علی امامی
موفقیت
M.M.N
سید علی ابطحی
دروازه کربلا
تقی خانی
در قلب کویر
مجی جان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM