![]() |
![]() |
|
| خدايا آن كس كه در تنهاترين تنهاييم . تنهاي تنهايم نذاشت . در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار |
|
باز کردم کتاب را با نام تو بهترین آغاز کننده و دیدگانم را دوختم به خطهای سیاهی که نوری سپیدی ، آنان را در بر گرفته بود . خواندم کلمه به کلمه اش را و گفتم که تو ای گلی که رسم عشقبازی را با وجودت آمیختی و زبانت را با عطر گلهای محمدی معطر کردی تا کلماتت نور خدایی داشته باشد . گفتی من نمی توانم باوری محال داشته باشم دلی که با ایمان به تو عشق و محبتت سرشار است در عذاب کنی . تو کریمانه مرا مورد لطفت قرارم دادی و ای کاش مادر می دانست که دانستش مهمترین عمل دنیوی اوست و تو خدای مهربان مرا خلق برای بندگی کرده ای تا قرب به اختصاصت باشم که قلب و روح جانم آرام به نام تو باشد . ای محبوب ترین محبوب ها من بر تو سجده می کنم آیا این صورت آلوده به مهر تو گه سیاه می شود ؟ و لال می شود آیا این زبانم که نامت بر رویش باشد ؟ می دانم قلبی که فضایش را جو وجودت باشد هیچ مُهری برونش جا نخواهد گرفت و گوشهایم چون ذکر تو را می شنود هیچگاه بسته نخواهد گردید . من می دانم دست و بدن و پاهایم نمی سوزد وقتی ذره ذره آنان را کلام تو بر روی آنان حک شده باشد . آتش جهنم از سوزش آنان شرم دارد و به گلایه می گوید: که ای پروردگار قادر قدیر من ، تو بگوی بسوز می سوزانمش اما او مرا به یاد قدرت لامتناهی تو می اندازد . من او را بسوزانم ؟ به گوش تا گوش جهان هستی درب رحمتت را می بینم ، عزت توحید بخشندگیت را در گیتی و محبت و لطافتت را در جودت حس می کنم . ای پروردگار من ، تو چگونه دلبسته دلی را که به تو دل بسته در آتش به بست می گذاری تا دلش در آتش بسته شود ؟ ای محبوب من ، من را پناه ده از غضبی که بر کردارم داری و نگاه پر رافتت را و مهربانی به دوستانت را و آمرزنده گناهکاران را و چشم پوشی بدیهای بندگانت را به من عطا کن . و نجاتم ده ای مالک ملوک آخرت در روزی که خوب را به بد تمیز می دهی و جدایشان می کنی به واسته عملشان . برداشتی آزاد از کتاب پروازروح . صفحه 171 حاج ملا اقاجان زنجانی . عاشقی دل سوخته و عتیق و آزاد شده ی هواهای نفسانی . فقیه و عالم و عارفی کامل و مراحل خلوص اخلاص را پیمود و خود را در دریای محبت خدا انداخت . رهرو منزل عشقیم و زسر حد عدم تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم سبزه خط تو دیدیم و زبستان بهشت به طلبکاری این مهر گیاه آمده ایم آبرو می رود ای ابر خطاپوش ببار که به دیوان عمل نامه سیاه آمده ایم امروز یعنی ۲۰ رجب سالروز رحلت این مرد خدایی است . امید است روح پر فتوح حاج ملا آقاجان در همه احوال مارا یاری کند و از عنایات معنوی خود مارا بی دریغ نگذارد تا در سیر و سلوک موفق باشیم |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 8:9 توسط سید علی ابطحی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو
|
| درباره وبلاگ |
من سید علی ابطحی . متولد 23 دی 1365. ساکن قم . گاهی هم تهران و تابستونا کلاردشت .
من در افکارم آزادم . درباره سیاست و اجتماع و دین و خانواده خیلی دوست دارم بنویسم اما از همه بیشتر دوست دارم نوشته های عاشقاته از نوع حال به هم زنش بنویسم . ضمنا داستان های تخیلی هم زیاد می نویسم . پس گیر به اصل نوشته هام ندین . |
| پیوندهای روزانه |
|
مسابقه ریش و سبیل سیل صعودی صدام پنگوئن بی عصاب مار کانگورو خوار ماشالله حاج آقا بـــــــوش استقلال و پرسپولیس آر دی بیچاره سامرا قبل از خرابی جای پا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاست گروی عشقولانه شخصی دینی برو بچ زندگی با اطلاعاتی ها تصمیم کیلویی نامه ها سخن عکس ها نردبان داغ خاطرات پارس دُر بدون عنوان |
|
RSS
|