![]() |
![]() |
|
| خدايا آن كس كه در تنهاترين تنهاييم . تنهاي تنهايم نذاشت . در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار |
|
سرکار خانم فاطمه رجبی با عرض سلام و تبریک اعیاد شعبانیه و میلاد باسرسعادت منجی عالم بشریت و آشکار کننده حق از باطل حضرت بقیه الله الاعظم، مهدی موعود را به شما تبریک عرض می کنم. بعد از مطالعه نامه مملو از بحث و گفتگوی شما به رئیس جمهور منتخب مردم، بر خود دیدم به رسم ادب طلبگی خود، نامه ای را در جهت آشکار کردن مطالبی که احیانا شما در مورد آن ناسی بودید ذکر کنم. الف. زمانی که کتاب معجزه هزاره سوم شما چاپ شد، من تازه از هیاهوی بحث های پیرامون انتخاب آقای احمدی نژاد فارق شده بود. بحث هایی که این انتخاب را به لطف نام حضرت می دانستم. پدربزرگم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی همیشه برای من متذکر می شد که وقتی دل و جان تو و حتی همراهی با نام حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه را داشته باشی، خود حضرت یاور توست. با این عقیده به آقای احمدی نژاد می نگریستم. اما کتاب شما را گونه ای بزرگ نمایی تلقی کردم. زیرا معجزه بودن انتخاب ایشان را توهمی عوام فریبی دانستم. این نقطه شروع کدر شدن دید من نسبت به حامیان دکتر احمدی نژاد بود. اما مطلبی که در سراسر نامه شما مشاهده نمودم، نسبت دادن اتهامات و مطالبی به اشخاص بزرگ مملکتی است که در بستر همین نظام هستند که ما سنگش را به سینه می زنیم. این نامه شما را بیشتر یک جور خودنمایی در مقابل بزرگان نظام دانستم. خدای تعالی می فرماید که هر سخنی در دنیا، درآخرت بازخواست می شود. امیدوارم شما بتوانید با نسبت دادن این سخنان به شخصیت های مملکتی جوابی برای حق تعالی داشته باشید. ب. من در دوره اول به آقای احمدی نژاد رای دادم به رسم نام حضرت ولی عصر. در دوره دوم از راه های مختلف که حاضر به بازگویی آن به صورت مفصل هستم برآن دیدم که صرف گفتن نام حضرت منوط به نیت درست وقلب پاک نیست. البته اشتباه نشود. من چنین جسارتی به شخصیت جناب آقای احمدی نژاد ندارم. در مسئله هسته ای همیشه عقیده داشتم غیراز شخصیت جناب احمدی نژاد شخص دیگه ای نمی توانست مسئله هسته ای را به اینجا برساند، مطلب کل مبانی تفکری آقای احمدی نژاد و مزاج بنده است. مخلص کلام، تصمیم گرفتم با عقل سلیمی که خدا به من لطف کرده تصمیم گیری کنم. عقل من منتهی شد به جناب مهندس موسوی. با دلایلی که حاضرم مفصل عرض کنم. اما هیچ وقت جرات نکردم اینگونه که شما از آقای احمدی نژاد حمایت و منتقین را لگد مال می کند، با موضوع جناب مهندس موسوی برخورد کنم. زیرا همیشه پدربزرگ عزیزم بر من تاکید داشتند که حمایت از شخص یا اشخاص یا گروهی منوط به شناخت کامل آنهاست. زیرا روز قیامت خدا مورد بازخواست قرارمی دهد که تو به چه علت از فلانی حمایت یا دشمنی ورزیدی. البته این نشان می دهد شما در خصوص جسات داشتن بیان کلماتتان، شجاع و نترس هستید. اما ترس از خدا در دنیا امری است لازم الاجرا. فی المجموع وقتی نامه شما را می خواندم و وقتی مهندس موسوی و غیره را دجال نامیدید، شعار با موسوي – بيروسري را گفتید که من در تمام این مدت نشنیدم که احتمالا فکرکنم همسایگان شما این شعارهارا می دادند یا دوستان خودتان توهم این شعار را داشند، بالا بردن شخصیت آقای احمدی نزاد تا نائب و فرستاده حضرت و حتی ایشان را شخصی خواندید که با نشان دادن دجال ها زمینه ساز ظهور می شود، شکستن حرمت ها برای هیئت روحانیت و جامعه روحانی به صورتی که بعد از سخنان شما و هم کیشانتان چهره روحانیت به صورت چشمگیری در جامعه و حتی مقام بلند رهبری تنزل پیدا کرده است، شخصیت سازی برای آقای احمدی نژاد که امیدوار بودم اقای احمدی نژاد پاسخ گوی این مناسبت های شما به ایشان باشند را مشاهدا نمودمف پشتم لرزید. لرزید که چرا باید این گونه برای شخصی که باید رئیس جمهور همه مردم باشد گفته شود و به نحوی مردم پراکنی شود. به طوری که حامیان احمدی نژاد را دسته وگروهی خاص تشکیل دهد. و مخلص کلام. خانم فاطمه رجبی. من نه به خاطر اینکه عمویم محمد علی ابطحی را بازداشت کردند، نه به خاطر اینکه مشکلات کاری و محیط کار به خاطر تصمیمات غلط آقای احمدی نژاد را دارم، نه به خاطر اینکه تازه داماد هستم و با خرج های بزرگی روبرو شدم، و نه به خاطر اینکه شما ایشان را ولی خدای اعظمی می دانید که اگر یک دوره دیگر هم ایشان که احتمالا حدود 30 میلیونی رای بیاورند انتخاب شوند از مقام رهبری هم بالاتر می دانید، این نامه را ننوشتم، بلکه این نامه را نوشتم برای اینکه فقط یک تجربه را از سیاست برای شما بازگو کنم. آن این است که: سیاست هیچ وقت رودخانه یک نواختی نیست که آرام به یک سو برود و با میل ، بلکه رودخانه ایست با هزاران سو و ده ها نوع نحوه جاری و غیرقابل پیش بینی و حتی خلاف جهت. پس همیشه همراه تعادل با مردمان برخورد کنیم، علی الخصوص با مردمان سیاست مدار. چون چرخه روزگار می چرخاند هر روز را و آن روز را روز شرمندگی به ملت می نامند. من الله توفیق سید علی ابطحی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 15:21 توسط سید علی ابطحی |
|
با عرض سلام خدمت حضرت آیت الله ( العظمی را قلم گرفتیم تا حرفی به میان نیاید ) حاج شیخ مهدی کروبی مد ظله العالی . ابتدا از سخن لازم به ذکر می باشد ، نامه اول را به عموی گراممان نگاراندیم و امید بر شنیدن جواب هر چند ، چند کلمه ای باشد . ولیکن متاسفانه به خاطر تشویش خاطرش در این مدت توان جواب را نمی داشت . لذا بر آن شدیم که رئیس جمهور مردمی خودمان ، نامه ای بنگاریم که جناب احمدی نژاد ما را از لطف خود مسرور نداشت . لذا ذوق و شوق جواب شنیدن را از نامه هایمان به یغما برده و لذت همان نوشتن را به خطور گرامیمان داشتیم . اما شرح نامه به یاد دارم در مجلسی که خود به یاد دارید حضورت گرمتان آنجا را مزین کرده بود و من کودکی بیش نبودم . البته حدود ۱۵ ، ۱۶ سالم بود ( صرفا مراد از کودک گفتن کوچک نشان دادن سنمان می باشد ) شما در بین بزرگان و کودکان ابتدا با کودکان احوال پرسی و تقبیل فرمودید که در بین کودکان من ابتداء به امر بودم و از همان کودکی - ۱۶ ۱۵ سالگی - مهرتان بر دلم نشست ... اما گذشت دوران خاتمی بزرگ با مقام دوم نظام و نوبت به کسی یا شخصی رسید و خوب به یاد می دارم که در آن دوران قصد بر رای دادن به جناب عالی را می داشتیم ولیکن فردی از دیار کویر با زبانی احلی من العسل تر ذهن ما را با کلامش ربود و شیفته خود سازانید و عشق به شمارا از یاد بردیم . به یاد دارم حتی آن پنجاه هزار تومان شما هم کار دست بنده داد و با یکی شوخی ای کردیم و مسیر زندگیمان بسی تغییر بزرگ و عظیم و گنده ای کرد و شاید تغییر مسیر زندگی ام به واسطه شما باشد . حال بگذریم و کلامی دیگر بازگو کنیم . بسی بس شگفت انگیز است که چرا خواهران و برادران ( حس فمنیسمی به این چیزا نیست که باید احترام شان زن رو نگه داشت ... دِها ) تا حدی اصلاحات کاری برای انتخابات نهم ریاست جمهوری انجام نداده و تعاملی هی سازنده از خود نشان نداده اند و همان چند دقیقه چرت زدن شما هم که کار خود را کرد و حاج آقای احمدی نژاد از گرد راه رسید و شد رئیس جمهور . اما ما بسی غمگین ناک بر چهره خود ظاهر دیدیم که چرا روابط و ضوابط جناب خاتمی کبیر در آن دوره با یکی از هم تفکرانشان چون سروی قد علم نکرده تا دیدگان حامیان اصصلاحات او را برای رای دیده و انتخاب نمایند . حال غصه گذشته خوردن همان آب رفته در جوف که همان جوب است که بازگشتی در آن نیست . مگر با پمپ های ایتالیایی .. ما یک دونه تو چاهمون داریم ... لامصب ۵۰ کیلوم... ببخشید ۵۰ مترو با یَک قدرتی می کشه بالا !!!! بسی تعجب وار می باشد پس خواهشا این بار و در انتخابات های آینده کمی تفکر اصلاحات را جنبه تقدسی به آن دهیم شاید حس نستراتژیک آنان تحریک شود و یاد قدماء اهل فن افتند و تکانی به خودمان دهیم .... و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته سید علی ابطحی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 14:18 توسط سید علی ابطحی |
|
|
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت آقای دکتر حاج محمود احمدی نژاد بسیار خرسند هستم که این نامه سراپا تقصیر را خدمت شما عزیز دل می نویسم . می دانم مشغله فکری شما و علی خصوص شکر پرانان شما بسیار زیاد و به طور خفن مشغول الوقت هستید . اما چه کنم ....... چه کنم که این دل صاحاب مرده نمی گذارد کلمات در شکممان بُماند . مِدِنی از قدیم الایام گفته اند که حرفی که در دل بماند عقده میشود و صد البته اگر بو دار باشد که گندش پس از اندی وقت به هوا بر می خیزد . لذا دلمان را به دریای خروشان زده ایم و این نامه را نوشته کردیم . ای قطب تصامیم جهان تو خود می دانی که در سوم تیر ، آن روز حماسه سازان عرصه رای دهان بی ریای با فهم و کمالات ، تو را برگزیدند که مردم را از فلاکت بعد از یک دوره عجیب القریب رها سازی . تو خود کشتی نجات بودی و مردم را از جوف های نکبت بار با دستی مملو از محبت و عشق به ملت شهید دوست و میهن پرور گرفتی . آقای رئیس جمهور ولی نمی دانم چرا به قول مشهدی ها یک دفعه ورچُپه رِفت . بابا عزیز دلم . ما گفتیم الآن ایران بهشت که سهله میشه آمریکا ( ناسیونالیست ها و انتی یو . اس اِیی های عزیز لازم به ذکر برای روشن بودن مطلب تاکید می شود مزاح فرمودیم و هیچ نیت شری در این جمله نمی باشد ) آخه برادر من . چرا یه جوون تر گل ور گل باید هلک هلک بلند شه تو صفه شلوغ رای وایسه کف پاش میخچه بیاره و با کلی ذوق و شوق بگه ما به محمود احمدی نژاد رای دادیم . بعد ببینه همون محمودی که میگفت : یعنی دولت اینقدر بیکاره که به موی دخترا و لباس پسرا گیر بده ؟ یعنی وظیفه دولت اینه ؟؟ ....... بعد باید در تابستان امسال با این مشغله فکری و کلی مصوبه و ورزشگاه و سد و انرژی هسته ای و کمک به لبنان و عراق و افغانستان و کوره دهات های دور و ور پول بی زبون رو که بیچاره از بس بی زبان فریاد زد که این ایه الناس بابا منو درست خرج کنین . یکروزی تموم میشم و اون روز چهار دستی باید بزنید بر فرق سر مبارک که خاک بر سرمان شد کفگیر به ته دیگ خورد ، جر خورد ( فکر بد نکنین ) بعدشم امسال زنا که بی حجاب تو ماشینن (مثل پارسال) . مردا هم که رکابی و ...... ما نفهمیدیم این سیاستی بود که باید قوانین دین رو اجرا می کرد یا یکی از قانون های دین بود که باید این نوع سیاست اجرا میشد . حالا تاثیر مهم نبود فقط باید های و هوی داشت ! هان ؟ ای خدمتگذار ای بزرگ ، سخن قاصر است از سخن ورانی در مقابل شان شخیص شما شمیم شجاعت شعائر . اما گفتنی را باید گفت تا ایرانی آباد سازیم تا چشم حسو بترکه . البته حسود اونور آبی . اینور آبی که قربونش برم دوسته . سید علی ابطحی آن مرد بسیار سخن ور در قبال دوست و دشمن می سراید : عیب را دوست نتوان گفت . عیب خواهی دامن دشمن گیر . قربونش برم الهی . چقدر قشنگ قشنگ حرف می زنه . البته یک سوال پیش میاد این جریان 1200 لیتر نماینده ها چیه ؟ اونا که با هواپیما یا خودروی دولتی این ور و اونور می رن تازه خودشون می گن خدمت گذار ملتن پس این همه بنزین اونم برای خدمتگذاری که واقعا لازم نداره ؟؟؟؟؟؟ شاید لازم دارن ! شاید ؟ صلاح مملکت خویش خسروان دانند و مردم بیچاره نمی دانند و ندارند آقای عزیــــــــــــــــــز به خدا دلم می سوزد که چرا باید تصوری که از شما داشته ایم و سخنانی که در شبکه دو و سه در سال 84 فرمودید مغایر شود چرا بعد از دوسال آیا ؟ آیا غیر از این است که شما بخاطر بدست آوردن بوجه مناسب برای طرح هایی که در استان ها کلنگ زدید و باید تا دو سال دیگر تمام شود و هنوز علتش برایم مبهم است که چرا تا دو سال دیگر باید تمام پروژه ها تمام شود و آماده بهره برداری گردد ( هه هه فقط به شما ها می گم . فکر کنم مال رای های سال بعد باشه ها . بین خودمون بمونه ها ) بنزین سهمیه بندی شود و قربانشان برم مردم سنگ تمام گذاشته و بیشتر مصرف کرده اند ! آیا غیر از این است که آقای خاتمی و رفسنجانی با 48 میلیار دلار بوجه را می بستند و شما با 70 میلیارد ؟ جدا چرا از نظر اقتصادی ایران اینگونه شد ؟ سخن بسیار و من به علت وسعت مباحث و قلت معالم توان نوشتن را ندارم . فقط می خواستم بگویم رای دادیم ولی نگذارید رای هایمان برگی بیش نباشد که در صندقی ریخته شد تا فقط نشانی باشد بر تصمیمی ............. عالی یا خالی ؟ کدام یک ؟؟؟؟؟؟؟؟ جای نقطه ها را شما پر کنید جناب آقای محمود احمدی نژاد . والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته سید علی ابطحی 12/3/86 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 14:4 توسط سید علی ابطحی |
|
|
یادمه اولای ریاست جمهوری جناب آقای احمدی نژاد بود . اگه یادتون باشه مصاحبه هایی که از شبکه یک و دو از کاندیداها پخش میشد خیلی تاثیر خوبی بر مردم گذاشت . آرمان ها و وعده و وعید ها . ساخت مدرسه و دانشگاه انرژی هسته ای و آزادی بیان و عمل و ..... توی کاندیداها حاج آقای احمدی نژاد سخنان زیبایی فرمودند . منم تحت تاثیر قرار گرفته و جو زده شدیم و شدیم طرفدار سینه شکافته حاج اقا . یک دو سه ماهی که گذشت کمی تا قسمتی از انتقاد های عموی گراممان ر مورد احمدی نژاد در وبلاگ احساس نارضایتی کردیم و گفتیم اعتراض خود را به شیوه خود آقای احمدی نژاد با نامه نشان بدهم . لذا این نومچه رو نوشتم و تو یک وبلاگ ناشناس گذاشتیم و برای عموم نازنین میل کردیم . حالا ببینید من چقدر داغ بودیم . ایشالله قراره نامه ای به رئیس جمهور هم آپ کنم . یه طرح جدیدم دارم که می خوام به بعضی اشخاص نامه بنویسم و آپ کنم . باید جالب بشه ... ببینید .. نامه اي به سيد محمد علي ابطحي . سلام بر جناب آقاي سيد محمد علي ابطحي ، معاون اسبق رياست جمهوري کشور عزيزمون ايران . شايد اين نامه شما را به ياد يکي از سياست مداران بزرگ بياندازد و يا شايد باعث شود خاطرات تلخي براي شما تداعي شود . شايد اين نامه ، شما را به ياد عمل شخصي که شايد از او به کمي و بخاطر دلايلي از خوبي هاي او به بدي ياد مي کنيد بیاندازد آقاي معاون اسبق . هميشه ديدن تمام آرزوهاي يک شخص با اهداف بلندي که آن شخص نسبت به خدمت در برابر ملتي دارد ، نياز به حمايت بزرگان و کساني است که در اين هدف به خوبي حرکت کردند . اما آيا تا بحال از خود پرسيده ايد در هشت سال دولت آقاي خاتمي ، شما نقش بسزايي در ايجاد اصلاحات در دمکراسي نظام داشتيد يا نه ؟ راحت تر بگويم . اگر در دوره اول مخالفين عقائد شما ، دو برابر آن زمان بودند ، آيا کسي مثل سيد محمد علي ابطحي پرورش مي يافت و يا کلمه اي مثل اصلاحات بر سر زبان مردم مي افتاد ؟ آقاي معاون دولت قبلي . شما در سايت زيبا و قشنگتون در مورد همه چيز جزء شخصي مي نويسيد ( مگه نگفته بوديد بزارين خودم باشم ) . به نظرم اصلاحات در خود شما معنايي بيگانه دارد و فقط در شعار هاي سياسي خود ديده مي شود . شما در سايتتان با نيش و کنايه به اين منظور که دولت بايد عوض شود و آنچيزي که در خور تاييد شماست بر روي کار آيد داريد روند حرکتي سيل پيشرفت ايرانيان را به سهولت مي رسانيد . مثلا در زمان انتخابات رياست جمهوري ، دوست داشتيد که معين راي آورد . اما در مقابل اعتلاف آقاي خاتمي با کروبي مقابله کرديد ! اين يعني چي ؟ آقاي نردبان اصلاحات . در جامعه مدني به قول خود آقاي خاتمي : کسي مي تواند اصلاحات را عملي کند که با دين ، رفاقتي صميمانه داشته باشد . اما چرا شما اتفاقات و حوادثي که بعد از دولت آقاي خاتمي بوجود آومد و ربط به دين داشت مثل کمک خداوند متعال به کسي که ترويج دين را در جامعه مي کند را به تمسخر گرفته و در هر يک در ميان بلاگتون او را مسخره مي کنيد .؟ دوستانم از من سوالاتي مي کنند و از من نظر خواهي مي شود که آيا اگر سيد محمد علي ابطحي شود رئيس جمهور ايران ، به نظر شما آيا بهتر از آقاي خاتمي است ؟ . نظر خودتون راجع به اين حرف چيست ؟ آقاي خاتمي با وجود ديد اصلاحات خود ، باز حقايق را با ديد مثبت مي ديد اگر حقي بر عليه او بود ، براستي آن حق را بر نفع خود علميت مي داد . مثالهايش را هم که بخوبي ديد . در زمان ورود ايشان به مشهد . حق با ايشان بود که بايد به مشهد وارد مي شد . اما نفع اصلاحات بر اين بود که ايشان به مشهد نرود . اما چون حق بر اين بود که بايد به زيارت اما رضا برود ، رفت . اما شما آيا مي توانيد اين عمل را انجام دهيد . شما مي توانيد به خواطر حق بودن ديگري ، نفع خود را از پيش برد اهداف اصلاحات دست بکشيد ؟؟؟ اقاي محترم . هر تفکري نياز به حامي دارد . شما در اولين دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي ، رئيس دفتر و به قول ما ، حامي او بوديد . اما چرا در پايان دوره دوم تصدي آقاي خاتمي او را نه به عنوان رهبر بلکه به عنوان ديدبان اصلاحات قلمداد کرديد ؟ آيا تلاش آقاي خاتمي آن قدر ارزش نداشت که افتخار رهبري اصلاحات را از او گرفته و با گذاشتن هندوانه زير بغل ايشان ، با کلمه ديدبان ، اين رهبر بزرگ اصلاحات را بدرقه کنيد ؟ آيا از خود سوال کرديد چرا بعد از دوره رياست آقاي خاتمي ، ديگر حامي او به صورت علني نبوديد ؟ آيا نفع را بر حق علم نکرديد ؟ جناب معاون . آيا تا بحال از خود پرسيده ايد اگر من در هر انتخاباتي شرکت کنم ، آيا شوراي نگهبان من را رد صلاحيت مي کنند يا نه ؟ آيا در انتخابات رياست جمهوري با اين تفکر ، دست رد به سينه طرفداران خود نزديد ؟ آيا شما جز نفع مصالح خود به چيزي مثل اصلاحاتي که هشت سال و بلکه بيشتر ، داد بر سر مردم ايران زديد فکر هم مي کنيد ؟ حضرت مستدام درباره خانواده شما چيزهايي شنيده ايم . مثلا شما فرزند آيت الله سيد حسن ابطحي هستيد و يا اينکه اکثريت خانواده شما ، با اينترنت و سايت و سياست سر و کار دارند و کلا خانواده اي فهميده و فعال هستيد . اما به نظر شما آيا خانواده شما از خودتون راضي هستند ؟ يعني مي گويند که ما به عنوان خانواده محمد علي ابطحي از تفکرات او حمايت مي کنيم . وقتي که حرف يا سخني از زبان شما در مورد سياست که کمي با شئونات دين مخالف است ، گفته مي شود خانواده شما علي الخصوص پدر و نزديکانتان عکس العمل نشان نمي دهند ؟ آقاي ابطحي . هميشه اين سوال براي شما بايد باشد که اگر احمدي نژاد رئيس جمهور نمي شد ، الآن شما در کجا بوديد ؟ در دولت معين و يا کروبي چه نقشي داشتيد ؟ در دولت معين به خاطر حمايت هاي زياد شما با آقاي خاتمي و رفاقت ديرينه خود ، بعيد به نظر مياد که در دولت معين جايي داشته باشيد چون ، چون آقاي خاتمي صراحتا حمايت خود را از کروبي بيان کرده بود . اما در دولت کروبي و نيز به خاطر بودنتان در حزب اعتماد ملي به عنوان معاون ، بعيد به نظر نمي اومد که شما در دولت کروبي مکاني در خور شان خود داشتيد . اما . اما سوال از شما اين است که با اين وجود چرا جزء حاميان معين بوديد ؟ چرا اکثريت هواداران خود را به معين حواله مي داديد ؟ من سوالات زيادي از شما دارم ، اما در اين نامه به اختصار بيان کردم . انشا الله منتظر نامه هاي بعدي من باشيد . والسلام عليکم و رحمت الله و برکاته پ.ن.1 این نامه رو به عنوان طرفداری از محمود آقا نوشتم پ.ن.2 نمی خوام بگم از طرفداری ایشون پشیمونم . نه اما توقع می رفت ایشان به وعده های خود بهتر عمل کنند پ.ن.3 حتما نامه بعدی رو بخونین |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم شهریور 1386ساعت 14:54 توسط سید علی ابطحی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو
|
| درباره وبلاگ |
من سید علی ابطحی . متولد 23 دی 1365. ساکن قم . گاهی هم تهران و تابستونا کلاردشت .
من در افکارم آزادم . درباره سیاست و اجتماع و دین و خانواده خیلی دوست دارم بنویسم اما از همه بیشتر دوست دارم نوشته های عاشقاته از نوع حال به هم زنش بنویسم . ضمنا داستان های تخیلی هم زیاد می نویسم . پس گیر به اصل نوشته هام ندین . |
| پیوندهای روزانه |
|
مسابقه ریش و سبیل سیل صعودی صدام پنگوئن بی عصاب مار کانگورو خوار ماشالله حاج آقا بـــــــوش استقلال و پرسپولیس آر دی بیچاره سامرا قبل از خرابی جای پا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاست گروی عشقولانه شخصی دینی برو بچ زندگی با اطلاعاتی ها تصمیم کیلویی نامه ها سخن عکس ها نردبان داغ خاطرات پارس دُر بدون عنوان |
|
RSS
|