![]() |
![]() |
|
| خدايا آن كس كه در تنهاترين تنهاييم . تنهاي تنهايم نذاشت . در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار |
|
شبهای قدر هم تمام شد... حالا ما موندیمو یکسال در پیش...
خدایا امسال برای ما خیر تقدیر کن... خدایا اساعه فرج حضرت ولی عصر رو برسون تا دیگه ظلم برجا نباشه خدایا شر را از مادور کن خدایا توفیق عبادت به ما عطا کن خدایا عمورو سالم و سلامت و با فکر راحتاز زندان آزاد کن خدایا خانم جان رو غرق دریای رحمتت کن خدایا حاج آقامونو سلامت و طول عمر بهشون عنایت کن خدایا پدر و مادرمو، پدرزن و مادرزنم رو زیر سایه حضرت حفظ کن خدایا تمام دوستانمو سلامت شاداب نگه دار. به کس و کارشون برکت عنایت فرما آمین |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 3:36 توسط سید علی ابطحی |
|
|
امشب هم قدر است، کاش قدرش دانسته باشم
امشب هم عمو در جمع ما نبود امشب هم دلم برای وطنم تنگ است امشب هم از حرم امام رضا و با صدای حاج آقای رفیعی قرآن سر گرفتیم امشب هم عکسی دیدم از حسن آقا که روش نوشته بود بیت امام را سیاسی نکنیم، بیت امام یعنی سیاستی جدانشدنی از امام و بیت امام و فرزندان امام. اما خط امام را نمی توان بر شخص و اشخاص خاصی که ادعای او را دارن نسبت داد و مال خودشان دانست اگه سیم اتصال دعاهاتون وصل به درگاه خداشد منو یادتون نره که روز قیامت بفهمم وصل شده و دعام نکردین ازتون نمیگذرم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 3:51 توسط سید علی ابطحی |
|
|
الان قرآن سرگیری تموم شد. امسال اولین سالی بود که بدون خانم جان قرآن سر گرفتیم امسال اولین سالی بود که با همسرم، این لطف و هدیه خدایی قرآن سر گرفتیم امسال سال اولی بود که احساس کردم در درگاه خدا خیلی باید اجز و ناله و استغفار کنم امسال اولین سالی بود که از حرم امام پخش زنده قرآن سرگیری نبود امسال اولین سالی بود که عموجان کنار ما نبود و دعاهای ما متمرکز به رهایی او شد امسال اولین سالی بود که ............... هزاران اولین و چندین هزار دوباره هایی که از کنار ما می گذرند و ما بی اعتنا به گذر زمان ازشون رد میشیم. رد میشیم و بیخیال از همه اتفاقای بزرگ. ایین شبا منو دعا کنین
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 3:40 توسط سید علی ابطحی |
|
دیروز عمو وبلاگشو از زندان آپ کرد. برام جالب بود. اما در همون اول و بعد از خوندن پستش تحلیلی نداشتم ولی بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که دو احتمال بیشتر نداره. ۱- خودش آپ کرده ۲- برادران محترم آپ کردن اگر صورت اول باشه که باید دید با چه قصدی اجازه دادن به عمو آپ کنه، صرفا همین جوری بوده یا قصد و هدفی دارن..به نظر من نباید آپ کردن عمو رو خبر گذاری کرد و روی اون مانور داد و تو وبلاگش مطلبی رو نوشت تا اینکه آزاد بشه اگر صورت دوم باشه که نه تنها نباید خبرگذاری کرد بلکه باید تحریمش کرد و روی وبشم نرفت . چون عمو که نمی نویسه بلکه برادران می نویسن. باز هم داستانی جدید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 14:43 توسط سید علی ابطحی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو
|
| درباره وبلاگ |
من سید علی ابطحی . متولد 23 دی 1365. ساکن قم . گاهی هم تهران و تابستونا کلاردشت .
من در افکارم آزادم . درباره سیاست و اجتماع و دین و خانواده خیلی دوست دارم بنویسم اما از همه بیشتر دوست دارم نوشته های عاشقاته از نوع حال به هم زنش بنویسم . ضمنا داستان های تخیلی هم زیاد می نویسم . پس گیر به اصل نوشته هام ندین . |
| پیوندهای روزانه |
|
مسابقه ریش و سبیل سیل صعودی صدام پنگوئن بی عصاب مار کانگورو خوار ماشالله حاج آقا بـــــــوش استقلال و پرسپولیس آر دی بیچاره سامرا قبل از خرابی جای پا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاست گروی عشقولانه شخصی دینی برو بچ زندگی با اطلاعاتی ها تصمیم کیلویی نامه ها سخن عکس ها نردبان داغ خاطرات پارس دُر بدون عنوان |
|
RSS
|