![]() |
![]() |
|
| خدايا آن كس كه در تنهاترين تنهاييم . تنهاي تنهايم نذاشت . در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار |
|
فوتبالی: لیگ نهم با تمام شدن دولت نهم شروع شد. لیگی که کلی جار و جنجال اولش داشت. از بخشیدنی های با منت کمیته انضباطی تا کل کل دوباره مربیان و اعتراض به داوری. پخش نشدن برنامه نود هم که چون احتمالش می رفت زیاد تعجب برانگیز نبود. همون طوری که دولت نهم رفت و حالا بخیر گذشت یا نگذشتش بماند، لیگ نهم هم به خیر ایشالله تموم شه و پرسپولیس قهرمان شه اتفاق: از همت به سمت رسالت می رفتم. همت ترافیک بود. انداختم تو چمران تا برم حکیم که خلوت تر باشه. توی ورودی حکیم یک زانتیا که رانندش با موبایل در حال صحبت بود، وسط اتوبان میرفت. منم بوقی بر سرش کشیدم که هی یارو برو اونور ما ردشیم که چشممان به جمال حاج عادل فردوسی پور افتاد. ایقدر خوشحال شدم که بوق زنم تا منو دید. کلی کارت درسته و دمت گرم براش فرستادیم و کلی گرم گرفت و ادامه دادیم. 200 متر جلوتر دوباره ترافیک شد... سیاست: انگار بی احترامی روحانیت در قم هم راه پیدا کرده... دیروز دو تا جوون تو لبنیاتی راحت داشتن به روحانی ها توهین می کردن. برام جالب بود، وقتی رئیس جمهور در جلوی دید همه با روحانیت بازی کنه دیگه از مردم عوام نمیشه توقعی داشت پاورقی: امروز رفتم واسه امیر هادی یکسری مطلب جمع کنم. در خصوص قیمت های البسه روحانیت. جالب بود که دیگه پارچه های انگلیسی وارد نمیشه اما تا دلتون بخواد جنس چینی مینی، از پارچه گرفته تا چرم و دکمه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 16:32 توسط سید علی ابطحی |
|
|
سرکار خانم فاطمه رجبی با عرض سلام و تبریک اعیاد شعبانیه و میلاد باسرسعادت منجی عالم بشریت و آشکار کننده حق از باطل حضرت بقیه الله الاعظم، مهدی موعود را به شما تبریک عرض می کنم. بعد از مطالعه نامه مملو از بحث و گفتگوی شما به رئیس جمهور منتخب مردم، بر خود دیدم به رسم ادب طلبگی خود، نامه ای را در جهت آشکار کردن مطالبی که احیانا شما در مورد آن ناسی بودید ذکر کنم. الف. زمانی که کتاب معجزه هزاره سوم شما چاپ شد، من تازه از هیاهوی بحث های پیرامون انتخاب آقای احمدی نژاد فارق شده بود. بحث هایی که این انتخاب را به لطف نام حضرت می دانستم. پدربزرگم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی همیشه برای من متذکر می شد که وقتی دل و جان تو و حتی همراهی با نام حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه را داشته باشی، خود حضرت یاور توست. با این عقیده به آقای احمدی نژاد می نگریستم. اما کتاب شما را گونه ای بزرگ نمایی تلقی کردم. زیرا معجزه بودن انتخاب ایشان را توهمی عوام فریبی دانستم. این نقطه شروع کدر شدن دید من نسبت به حامیان دکتر احمدی نژاد بود. اما مطلبی که در سراسر نامه شما مشاهده نمودم، نسبت دادن اتهامات و مطالبی به اشخاص بزرگ مملکتی است که در بستر همین نظام هستند که ما سنگش را به سینه می زنیم. این نامه شما را بیشتر یک جور خودنمایی در مقابل بزرگان نظام دانستم. خدای تعالی می فرماید که هر سخنی در دنیا، درآخرت بازخواست می شود. امیدوارم شما بتوانید با نسبت دادن این سخنان به شخصیت های مملکتی جوابی برای حق تعالی داشته باشید. ب. من در دوره اول به آقای احمدی نژاد رای دادم به رسم نام حضرت ولی عصر. در دوره دوم از راه های مختلف که حاضر به بازگویی آن به صورت مفصل هستم برآن دیدم که صرف گفتن نام حضرت منوط به نیت درست وقلب پاک نیست. البته اشتباه نشود. من چنین جسارتی به شخصیت جناب آقای احمدی نژاد ندارم. در مسئله هسته ای همیشه عقیده داشتم غیراز شخصیت جناب احمدی نژاد شخص دیگه ای نمی توانست مسئله هسته ای را به اینجا برساند، مطلب کل مبانی تفکری آقای احمدی نژاد و مزاج بنده است. مخلص کلام، تصمیم گرفتم با عقل سلیمی که خدا به من لطف کرده تصمیم گیری کنم. عقل من منتهی شد به جناب مهندس موسوی. با دلایلی که حاضرم مفصل عرض کنم. اما هیچ وقت جرات نکردم اینگونه که شما از آقای احمدی نژاد حمایت و منتقین را لگد مال می کند، با موضوع جناب مهندس موسوی برخورد کنم. زیرا همیشه پدربزرگ عزیزم بر من تاکید داشتند که حمایت از شخص یا اشخاص یا گروهی منوط به شناخت کامل آنهاست. زیرا روز قیامت خدا مورد بازخواست قرارمی دهد که تو به چه علت از فلانی حمایت یا دشمنی ورزیدی. البته این نشان می دهد شما در خصوص جسات داشتن بیان کلماتتان، شجاع و نترس هستید. اما ترس از خدا در دنیا امری است لازم الاجرا. فی المجموع وقتی نامه شما را می خواندم و وقتی مهندس موسوی و غیره را دجال نامیدید، شعار با موسوي – بيروسري را گفتید که من در تمام این مدت نشنیدم که احتمالا فکرکنم همسایگان شما این شعارهارا می دادند یا دوستان خودتان توهم این شعار را داشند، بالا بردن شخصیت آقای احمدی نزاد تا نائب و فرستاده حضرت و حتی ایشان را شخصی خواندید که با نشان دادن دجال ها زمینه ساز ظهور می شود، شکستن حرمت ها برای هیئت روحانیت و جامعه روحانی به صورتی که بعد از سخنان شما و هم کیشانتان چهره روحانیت به صورت چشمگیری در جامعه و حتی مقام بلند رهبری تنزل پیدا کرده است، شخصیت سازی برای آقای احمدی نژاد که امیدوار بودم اقای احمدی نژاد پاسخ گوی این مناسبت های شما به ایشان باشند را مشاهدا نمودمف پشتم لرزید. لرزید که چرا باید این گونه برای شخصی که باید رئیس جمهور همه مردم باشد گفته شود و به نحوی مردم پراکنی شود. به طوری که حامیان احمدی نژاد را دسته وگروهی خاص تشکیل دهد. و مخلص کلام. خانم فاطمه رجبی. من نه به خاطر اینکه عمویم محمد علی ابطحی را بازداشت کردند، نه به خاطر اینکه مشکلات کاری و محیط کار به خاطر تصمیمات غلط آقای احمدی نژاد را دارم، نه به خاطر اینکه تازه داماد هستم و با خرج های بزرگی روبرو شدم، و نه به خاطر اینکه شما ایشان را ولی خدای اعظمی می دانید که اگر یک دوره دیگر هم ایشان که احتمالا حدود 30 میلیونی رای بیاورند انتخاب شوند از مقام رهبری هم بالاتر می دانید، این نامه را ننوشتم، بلکه این نامه را نوشتم برای اینکه فقط یک تجربه را از سیاست برای شما بازگو کنم. آن این است که: سیاست هیچ وقت رودخانه یک نواختی نیست که آرام به یک سو برود و با میل ، بلکه رودخانه ایست با هزاران سو و ده ها نوع نحوه جاری و غیرقابل پیش بینی و حتی خلاف جهت. پس همیشه همراه تعادل با مردمان برخورد کنیم، علی الخصوص با مردمان سیاست مدار. چون چرخه روزگار می چرخاند هر روز را و آن روز را روز شرمندگی به ملت می نامند. من الله توفیق سید علی ابطحی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 15:21 توسط سید علی ابطحی |
|
وقتی فیلم دروغها در ایران پخش شد برام جالب بود آمریکایی ها برعلیه نظام کشتاری خودشون فیلم میسازند. اما وقتی امشب اخبار ۳۰/۲۰ و خبر ۲۱ رو دیدم و دارم میبینم به این نتیجه رسیدم و برام جالب بود نظام ما به نفع خودش الی ماشاالله خوب میگه. منظورم اینکه خیلی راحت میشینن میبینن بر علیه نظام چه چیزایی گفتن و شروع می کنن به دفاع از خودشون. دیشب بیست و سی گفت محاکمه متحمان آشوب های اخیر با حضور وکلای آنان برگزار شد. اما الان میگه محاکمه دیشب فقط قرائت حکم دادستان بوده و نه چیز دیگر. حرف بالا یعنی هم دیشب عمورو آشوب گر دونسته و هم صاحب وکیل اما امشب رد میکنه . این برخورد منو یاد روزنامه کیهان خودشون می اندازه. اما در خصوص عمویم. نظر شخصیمو می گم: عمو همیشه به حرفاش پایبند بوده و حرفی نمیزده که ردش کنه. پس وقتی اینگونه از حرفاش بر میگرده به نظر من، بالاخره زیر فشار و تهدیدی بوده که اینگونه سخنانی رو گفته. تازه با مقایسه با عطریانفر میشه فهمید که اکثرا کلی گویی و در مقابل سوالات جواب دقیق نمیده... عمو رو باز همون عمو می دونم اما تا از زبون خودش نشنوم که چه عقائدی پیدا کرده یا بهش تحمیل کردن، هیچ نظری ندارم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 22:7 توسط سید علی ابطحی |
|
گفتند مردمان را دو دسته است. ۱- آنان که می گویند اما عملی در سخنانشان نیست و ۲- آنان که می گویند و عمل همراه سخنشان است. حکایت بالا اندر حکایت دکتر ماست. دکر محمود احمدی نژاد. اوست که قطب اعمال در سخنان خود است. لیکن هر چه گفته در عمل برآورده ( البته طبق آمار خود معظم له) نمونه بارز حضرت مستدام، اطاعت از دستورات رهبری است. ایشان فرمودند: من مطیع محض رهبری هستم و در مقابل رهبری فرمودند: من و دکتر جان افکار، اذهان، اعمال و کردارمان نزدیک بهم است. اما به گمانم روزشمار ولایتپذیری سایت الف جناب آقای توکلی که تا الان 6 روز و 10 ساعت و 53 دقیقه و 47 ثانیه از دستور رهبری از برکناری مشایی، دوست ایرانی اسرائیل (به گفته روزنامه های اسرائیل) چیز دیگری را می گوید. |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم مرداد 1388ساعت 10:58 توسط سید علی ابطحی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو
|
| درباره وبلاگ |
من سید علی ابطحی . متولد 23 دی 1365. ساکن قم . گاهی هم تهران و تابستونا کلاردشت .
من در افکارم آزادم . درباره سیاست و اجتماع و دین و خانواده خیلی دوست دارم بنویسم اما از همه بیشتر دوست دارم نوشته های عاشقاته از نوع حال به هم زنش بنویسم . ضمنا داستان های تخیلی هم زیاد می نویسم . پس گیر به اصل نوشته هام ندین . |
| پیوندهای روزانه |
|
مسابقه ریش و سبیل سیل صعودی صدام پنگوئن بی عصاب مار کانگورو خوار ماشالله حاج آقا بـــــــوش استقلال و پرسپولیس آر دی بیچاره سامرا قبل از خرابی جای پا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاست گروی عشقولانه شخصی دینی برو بچ زندگی با اطلاعاتی ها تصمیم کیلویی نامه ها سخن عکس ها نردبان داغ خاطرات پارس دُر بدون عنوان |
|
RSS
|