تبليغاتX
تنهای تنها
خدايا آن كس كه در تنهاترين تنهاييم . تنهاي تنهايم نذاشت . در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار

هزار بار گفتم تو کارای سخت سخت دور منو خیت بکشین ... عرفان چند روز پیش دعوت کرده بود درباره زیباترین کلامی که شنیدم چند خط بنویسم ...

دیشب اتفاقی حدود 9:30 بود که یاد زیباترین کلام دنیا افتادم .. بد جوری رفتم تو فکر . یکی از بچه ها اس ام اس زد درباره یک موضوعی که چند دقیقه پیشش بحث داشتیم می پرسید . من چون فکرم یه نمه تریپ ژرفایی ورداشته بود یادم رفت جواب اس ام اسش رو بدم .. بیچاره هم فکر کرده بود حرف چرتی زده و منم داغ کردم . اس ام زده بود که بابا بیخیال چرا قهر می کنی و از این نوع حرفا .....

خیلی فکر کردم ... اول به نظرم کلمه مهدی اومد ...... به نظرم زیبا ترین کلمه باشه .. اما بعد به این فکر کردم که شخصیت نام مهدی که والاترین مخلوق خداوند مهربونه شایسته تنها کلمه زیبا داره و تصورش ورای قالب های دنیاییه ... او مصلح جهان و آقای ستم دیدگانه ..... او بی شک شاهکار محبت خداست ..

به کلمه عشق .. اما این هم زیباترین نیست . چون در عشق به صلیب کشیدن هم هست . درسته لذت بخشه ولی دردناکه و نمی تونه زیباترین باشه ......

اما ناگهان یاد مادر افتادم ..... مادر ...... اولین مکانی که در این کره خاکی قرار داریم .. یکدفعه مامان از آشپزخونه اومد تو حال .. تا حالا به عنوان کسی که شایسته زیباترین نام به او نگاه نکرده بودم ....... واقعا زیباترین کلام مادره ........ زیباترین نگاه ، نگاه مادر .. زیبا ترین خنده . حتی زیباترین اخم ...... مادر آرامش بخش ترین وجود هستیه ...

بچه ها معمولا مادرشونو خیلی اذیت می کنن ...... من بچگیام زیاد مریض می شدم و گریه خفن می کردم . برای همین مامانم خیلی اذیت شده بود ..... هفت هشت سالگی هم که بچه مرموز خانواده و حرص و جوش مامان برای مواظبت از من ....... 15 16 سالگی هم باز دلواپسی برای اینکه آی درسات چی شده کی چی رفته ... الانم که 21 سالگی و باز همون دلشوره های همیشگی .. اصولا مامان یعنی دلشوره و حرص و جوش و دلواپسی ........ قربون مامانم بشم که این همه دلسوزه ....... مامان من تو بهترین مامان دنیایی .... خدایا اگه قراره روزی زبونم لال ، ایشالله برم لای همین دیوار ، مامانو ببری پیش خودت تو رو به جون ..... عزیز ترینت منو اول ببر چون طاقت بودن بدون مادرم رو ندارم ..........

 الهی آمین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 14:31  توسط سید علی ابطحی | 

اجازه دارم ؟

اجازه هست عشق تو رو تو کــوچه ها داد بزنـم؟

رو پشت بـــوم خــونــــه ها اســـمتو فریادبزنم؟

اجازه هست مــردم شهر، قــصه مـــا رو بـــدونن؟

اســم منو ، عشق تو رو ، تــــوی کتــــابا بخونن؟ 

اجــازه هست که قلبمو بــــرات چـراغونی کـــنم؟

پــیش نگـــاه عاشقت، چشمامو قربونی کنـــم؟

اجــازه می دی تا ابد ســر بذارم رو شــونه هات؟

روزی هزارو صد دفه ، بگــم که مــی میرم بـــرات؟

اجازه می دی که بگــم حــرف تـــرانــه هام تویی؟

دلیـــــل زنــــده بــــودنم، درد بـــهانه هام تـــویی؟

اجــازه دارم به هــمه بگم کـــه تــــو مـــال مــنی؟

سـتارتم ایــنو مــی گه،کــه تو ، تـــو اقبال منــی؟

اجــــازه هست تـــا ته مـــرگ منتظر تو بشــینم ؟

تو رویــاهای صــورتیم، خودم روبـــا تــو بــبینم

اجازه هست جار بــزنم بگـم چقــد دوست دارم ؟

بگـم مـی خوام بـخاطرت ســر بـه بـیابون بذارم ؟ 

اجــازه هسـت بــرای تـو از تـه دل دیـوونه شــم ؟

اجازه می دی که بگم همین روزا میای پیشم؟

اجازه هست عکس تو رو ، رو صـورت مــاه بزنم ؟

طـــلسم قــصه هامونو ، با داشــتن تو بشکــنم؟

شعر از وبلاگ "" شقایق ماندگار

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 13:25  توسط سید علی ابطحی | 

بروبچ لیگ امسال ازون لیگ های باحال شده ..... کسی نیست بگه اگه پرسپولیس ما دهم جدول بود بازم از این حرفا می زدی ... حالا بالاخره پرسپولیس صدره و اس اسای کم آورده دارن میانه جدول را با تمام شهرت شون مزین می کنن . جدیدا هم کادر فنی استقلال شده مثل مجمع تشخیص مصلحت . هرکی توش میاد اولا دیگه بیرون نمی ره و ثانیا هر کی بیکار میشه بر روی یکی از صندلی های مدیریتیش می شینه . در ايرانم تا دلتون بخواد صندلي براي رياست وجود داره . ازون مرفاوی و حجازی که با اومدن فیروز خان ، ناصر خان هم همچنان بر روي نيمكت نشسته اند ....

امروز هم كه ساعت پنج بازي شونه .. مثل هميشه اول سه تا مي زنن بعد چهار تا مي خورن .. حالا يكم كم و زياد اما بالاخره مقصود باختشونه كه بوجود مياد

امسالم قطبي جون (شييييييره ) با هنر نمايي بازي اروپايي نشون داده تيم پرسپوليس تيمه وا ... حالا ديروز مساوي آورديم بخاطر با انگيزه بودن شيرين فرازيا بوده ..........

چند روز پيش با يكي از بچه هاي مثبت وبلاگ نویس بودیم گفت : آقا چرا دیگه نامه نمی نویسی ... منو به فکر وا داشت که یک نامه به یک شخصیت والا مقام بنویسم ... فعلا در حال فکر کردنم ... شما ها اگر کسی به ذهنتون رسید منو هم خبر کنید ...

مرسی

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 13:35  توسط سید علی ابطحی | 
دیشب اخبار می گفت دور دوم سفر های استانی رئیس جمهور آغاز شده ....... برام جالب بود که آقای احمدی نژاد به تمام استان های ایران رفته . کاری که هیچ رئیس جمهوری در طول ریاستش اینقدر منظم و منسجم انجام نداده بود . اما نکته ای که قابل توجه است این می باشد که آیا این همه سفر و مصوبه در دو سال پایانی دوره اول آقای احمدی نژاد پایان می یابد .. یک حساب سر انگشتی کنیم بد نیست .

اگر بگوییم که رئیس جمهور به ۲۸ استان که به طور میان گیر ۵ شهر را سر زده است می شود ۱۴۰ شهر . اگر در هر شهر وعده یک ورزشگاه را داده باشد و هر ورزشگاه پانصد میلیون خرج شود می شود هفتاد میلیارد تومان ..... فقط یک ورزشگاه در شهر .... آیا بوجه کشور را می شود تنظیم کرد که همه اینها به گفته رئیس جمهور خاتمه یابد ؟؟؟؟؟؟

دوره بعدی هم هست اما اختیار دارد رئیس دیگری بر سر کار آید ... آیا کسی جرات بر سر کار آمدن دارد ؟ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 5:44  توسط سید علی ابطحی | 
دلم گرفته ........ نمی دونم چمه . یادمه وقتی ۱۱ ۱۲ سالم که بود مادر بزرگ مامانم وقتی من گریه می کردم می گفت : بچه جون چرا مثل پیر زنا گریه می کنی ؟....... بعد زمین رو نشونم می داد و می گفت ببین همه مورچه هارو با گریت خیس کردی !. منه ساده گریم رو متوقف می کردم و به زمین با چشمای خیسم نگاه می کردم . اصولا با اون وضع هیچی دیده نمی شد و ما هم باورمون می شد مورچه ها الان خیس خیسن .... هی .... کاش مثل بچگی برای یک چیز کوچیک می زدم زیر گریه .... آی خدا . اینم از قسمت ما ....... دیدین بعضی وقتا هرچی زور می زنین گریتون بگیره ، نمی گیره ولی بعضی وقتا هرچی زور می زنین اشکاتون نیاد می بینین گر گر می ریزه پایین ..... من الان همین جوری شدم ....

کاش بال داشتم و پرواز کنان در آغوشت بودم . تو لبخند زنان نظاره فرودم بودی و دست هایت به نشانه خورسندی از آمدن من باز بود .. چه زیبا است طنین لبخند تو در چشمانم هنگام نظاره برق لبانت .. کاش آیا و اگر و شاید برام مثل داستان هزار یک شب نبود که هر شب تکرار شبی دیگر باشد و لااقل یکی از این اگر و شاید و اما به حقیقت می پیوست . کاش خواب های قبل از خوابیدنم که داستان های شیرین با تو بودن را به دلم یادآوری می کرد ، به روز نمایان می شد .

دیگه توان ندارم تا دوریت را ، نداشتن مجوز دیدنت را ، قانون عاشقان را ، نیستی توانم را ، تلخی کامم را ، شوری چشانم را ، کندی نگاهم را ، سستی پاهایم را ، و در آخر قدرت تپش نداشتن قلبم را ندارم .. کاش نگاهت مرا دوباره زیر و رو می کرد . کاش همان کودک ۱۲ ۱۱ساله ای بودم و هیچ وقت عاشق نمی شدم . کاش هیچ وقت راه ها به این سختی پیموده نمی شد . کاش لبها تشنه یک بوسه نمی شد . کاش ......... کاش تو الان اینجا بودی ........ دستانم دیگر گرمای وجودت را از دست داده است ...... چرا هیچ کس فریاد مرا نمی شنود ... جالب است . زیبا می شود اشک را با کلمات تحدید به بارش کرد . آخر باریدی .............

خدایا او را از همه درد ها به دور دار تا خوشحالی اش همیشه و یکپارچه باشد

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 19:47  توسط سید علی ابطحی | 
۱- با اجازتون تصادف کردم . با چی ؟ زانتیا ... بیچاره لاهیجانی بود .. قابل توجه آبجی مهدیه ... من مقصر بودم و بعد از چند دقیقه ۱۱۰ و یک ساعت و نیم بعد بیمه ایران "خدا خیرش بده " اتفاق رو ختم به خیر کرد . در همون حین نیلوفر زنگ زد که آره من کلید خونه رو یادم رفته ببرم و الان تو گوچه ام . لپ قرمزی هم که دوباره سر دردو درباره عرق بادرنجوه سوال می کرد ... خلاصه اتفاق خیای افتاد

۲- کودکی را به دنیا آمد که گفت من اینجا غریم و خدا با مهربان گفت : تو مادری داری که تو را از خود بیشتر مواظب است و چون پروانه به گرد و در حرکت است ... مادر دوستت دارم

۳- خدایا این دوتا که نمکدون هستم تو آغوش هم هستند .. چرا دوتا عاشق که واسه هم دلشون پر میکشه رو به آغوش هم نمی رسونی ؟!

طبق آمار دادن صدقه بسیار کم شده و کمیته امداد از مردم شکایت کرده است . ریشه یابی کردیم دیدیم مردم شهید دوست و میهن پرور می فرمایند که : از وقتی دولت عدالت محور آمده بالا صدقه دادن زده بالا لذا بالا رفتن صدقه یعنی متوجه شدن بالا رفتن صدقه بگیرا مثل بنزین و علی ذالک که دولت محرم به امر مهم صدقه دادن می پردازد

آقا این عجب سکانسی بود . خداییش عشکم داشت در میومد ....... واقعا زندگی و زمان با مردم چه ها که نمی کند .. چچچچککککار مِی کِنی

این هم که روح من است .. ای روح من ریحان من . ای جان من جانان من ....

پ.ن۱ تا چند روز دیگه یک بخش به نام نردبان داغ به وبلاگ افزوده میشه ... حتما ببینین

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 14:19  توسط سید علی ابطحی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو





درباره وبلاگ
من سید علی ابطحی . متولد 23 دی 1365. ساکن قم . گاهی هم تهران و تابستونا کلاردشت .
من در افکارم آزادم . درباره سیاست و اجتماع و دین و خانواده خیلی دوست دارم بنویسم اما از همه بیشتر دوست دارم نوشته های عاشقاته از نوع حال به هم زنش بنویسم . ضمنا داستان های تخیلی هم زیاد می نویسم . پس گیر به اصل نوشته هام ندین .

پیوندهای روزانه
مسابقه ریش و سبیل
سیل صعودی صدام
پنگوئن بی عصاب
مار کانگورو خوار
ماشالله حاج آقا
بـــــــوش
استقلال و پرسپولیس
آر دی بیچاره
سامرا قبل از خرابی
جای پا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آرشیو موضوعی
سیاست گروی
عشقولانه
شخصی
دینی
برو بچ
زندگی با اطلاعاتی ها
تصمیم کیلویی
نامه ها
سخن عکس ها
نردبان داغ
خاطرات پارس دُر
بدون عنوان
پیوندها
سید محمد تقی ابطحی
سید محمد علی ابطحی
سيده فاطمه ابطحي
سید امیر حسین ابطحی
سید رضا ابطحی
عرفان (م)
تماشــــــاگه راز
سپیده
ستاره (دختر عمو )
معصومه فاتح
محمد رضا فاني (دايي جان)
مسافر کوچولو
عرفان گلی
فریده ( دختر عمو )
سید مهدی موسوی نژاد
امید محدث
طفلک جون
مهدیه ( خانم بزرگ )
ستاره ی صبح
احسان ابراهيمي
احسان يزدي
امير حسين هاشمي
سعيد بختياري
رضا اوجی
فاطمه بهاري
وحيد جون
تنهاترين تنهايان
نوشته های من
محمد نعمتي
احمد نجمی
به دنبال چراغی
ممد موسوی
بازی با سیاست
دلدادن به خدا
رضا هاشمی نژاد
زمزمه عشق
روز های نقره ای
نهال ( خاله دختر )
آنچه آموختم ز استادم
شراره
امیر هادی انواری
آکو سالمی
دلوسه
آموزش هك وهك گوشي
پروازروح
طوطي صفت
علی امامی
موفقیت
M.M.N
سید علی ابطحی
دروازه کربلا
تقی خانی
در قلب کویر
مجی جان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM