تبليغاتX
تنهای تنها
خدايا آن كس كه در تنهاترين تنهاييم . تنهاي تنهايم نذاشت . در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار

چند روز پیش رفته بودم قم .... عصری با ممد و سعید رفتیم یه سر مسجد جمکران .

همیشه هر وقت می رم احساس خودمونی خاصی دارم . انگار یه جای امن با یک عالمه انرژی های مثبت . ولی ایندفعه چون با بچه ها بودم یه جور دیگه هم بود . داشتیم خاطرات قبلنا که میومدیم رو مرور می کردیم . مثلا با ممد یواشکی رفتیم رو منبه ای که کناره صحن مسجده و دزدکی رفتیم بالاشو از مسجد کلی فیلم و عکس گرفتیم . یا مثلا سعید می گفت بریم توی اون مناره های بلند که من گفتم ما قبلا این کارو کردیم  حسابی مسجد تغییر کرده بود . شبستان جدیدو کلی بناهای نو ولی انگار غیر از صاحبش که از دیدگان پنهانه جای یکی هم خالیه . مرحوم لطیفی. خدا بیامرزدش . یادمه همون روزی که رفتیم رو منبه قبلش رفتیم دفتر مسجد . من شنیده بودم آقای لطیفی از دوستای پدر بزرگم هستن اما ندیده بودمشون . فکر نمی کردم از بزرگان و اهل معنا باشن و اینقدر شخصیت روحانی بالایی داشته باشن که ما دوتا بچه بخوایم بدون هیچ حضور ذهنی ای سراغ ایشون رو بگیریم و بقول خودمون بخوایم اجازه عکاسی بگیریم . وقتی به دفتر داره گفتم آقای لطیفی هستند با چشمای باز شده گفت : شما ؟ چیکارشون دارین ؟ نیستن ! بعد وقتی با ممد دیدیمشون به محمد گفتم عجب سوتی ای دادیم تو دفتر مسجد ...............

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 14:2  توسط سید علی ابطحی | 

غروب پاییـــــــــــــــزه یه یه یه دلم غم انگیزه یه یه چرخـــــــــــه فیلک نم نـــــــــــم اشکــــــــا شـــــو مـــی ریــــــــزه همه همه نیلو بگو غروب پاییـــــــــــــزه یه یهعلی بس کن دیگه اَه خیلی صدات خوبه که این جوری می خونی !وا چرا دعوا می کنی خوب ؟ بگو نخون . چرا می زنی خوب . خوب سرم درد می کنه دارم یه چی می خونم یادم برهسرت درد می کنه مثِ من برو بخوابآخه خوابم نمی بره . دختر خوبی باش دیگه . بذار بخونم غروب پــــاعلی بخونی من می دونم با تونیلو تو هم سرت درد می کنه - آره بابا دارم گیج می زنمبیا عزیزم بیا دستتو بده من . بیا بیا بیا اینجا . بذار بالشتو درست کنم بیا اینجا دراز بکش نمی خوابم ولم کن . علی خوابم نمیاد یعنی چی خودت گفتی که خواب خوبه – اِ اِ ولم کن . قربونت برم نمی تونم بخوابم  باید بخوابی . بخواب بینم .

علی وقتی خوابت نمی بره چی کار می کنی ؟- عکس تورو می بینم و بعد خوابم میبرهبه همین راحتی ؟ - آره . تازه فک کن اگه خودتو دم خواب ببینم به دو شماره نرسیده خر و پفمم می زنه هواعلی دلم گرفته – خوب عزیزم اون غمایی که ما دو تا دارم یکسره باید می گرفت – یعنیچی ؟ - یعنی بیخیال . نکنه تو هم فکر و خیالای منو داری – آره آره منم ته دلم یک جوریهتوکل کن به خدا همچی درست میشه تپل من – اینقدر گفتی تپل تپل که دارم همین جوری چاق می شم برات خوبه اینقدر هرس و جوش می خوری برات خوبه . تپل تپل پل ...... هه هه هه ...... نیلو خوابیدی ؟ ......... من قرار بود بخوابم بیا نیلو خوابید . بخواب که خواب بهترین آرام بخشه .  

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 11:29  توسط سید علی ابطحی | 

این کلوب و ارکات و گزگ و این تیپ سایت ها جای خوبیه برای تبادل اطلاعات و دانسته ها و بدست آوردن دوستای خوب و مهربون .

امیر هادی برام آف گذاشت شمارتو بده کارت دارم . موبایلم زنگ خورد . امیر هادی بود . می گفت می خواد یه مقاله برا چهل چراغ بنویسه در مورد طلبه . بهش گفتم میام تهران با هم صحبت می کنیم .

همه چی آماده شد تا فردا با امیر هادی و آکو ( عکاس اعتماد ملی ) رفتیم از تهران به قم . تو راه کلی از این ور و اون ور حرف زدیم . رسیدیم قم . امیر هادی و من و آکو اول رفتیم پیش بی بی فاطمه معصومه سلامی عرض کردیمو و بعد گذرخان برای پاره ای از سوالات . از پایین تا بالای پوشش روحانیت معظم را قیمت گرفت .

من و آکو هم بیکار عکس می گرفتیم

برام جالب بود تا حالا با دید خبرنگاری به لباس آخوندی یعنی روحانیت نگاه نکرده بودم 

آخر کدوم ور ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خداییش عکاس به این باحالی ندیده بودم . آخه بخاطر نوع زندگیمان با خبرنگار و عکاس زیاد سر و کار داریم ولی آکو یک چیز دیگه بود . کار درست و حرفه ای

ما دو نوع معمم داریم آخوند و روحانی . آخوند کلا به کسی گفته می شود که یک سری اعمال بر خلاف موازین اصول طلبگی انجام می دهد مثل مارمولک . بهتر بگم فیلم شاهکار مارمولک . اما روحانی کسی که لباس را نه نبردبام برای ترقی و نه پل برای استفاده می بیند . بلکه لباس را لباس کار و به قول اون مشهدیه تو زیر نور ماه لباس نوکری خدا می داند

ببینید چقدر عکسه قشنگ شده بود که هر سه دور از هر گونه تشفیش ذهن در مورد خبر به عکس متوجه بوده ایم

حاج آقا تقلب الله . قیمت گیری تسبیح و علی ذالک .

آهان این مقوله جالبه . ببینید دو لیدی محترمه از نوع مانتویی چادر بدست یعنی به سر وارد حرم شده و بعد از خروج چادر رنگی و بسیار زیبای خود را به کمر بسته و به راه می افتند . حال سوال . آیا چادر در مکانهای مذهبی فائده دارد ؟ جواب . بله چون گفته می شود باید حرمت مکان مقدس را نگه داشت . پس چادر به زن حرمت می دهد . سوال . آیا در خیابان زن بدون حرمت باید باشد ؟ جواب . نمی دانیم ......... شما بگوید .... یعنی بگید

اینم قربونش برم قم . بهترین شهر دنیا . مشهدم خوبه وا ولی قم یه چیزه دیگه هست .. همین چیزاشم هست که دوستش دارم . چراغ قرمز برای جاده خاکی

پ.ن۱ اگه اجازه بدن تو چهل چراغ مصاحبه ام چاپ میشه . اگه به فیلترینگ خانواده و کلمات بر نخوره ... منظورم امیر هادیه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 17:10  توسط سید علی ابطحی | 

نشست های خانوادگی بهترین موقع هست برای بیاد آوردن خاطراتی که می توان فقط با شیرینی آنان تلخی بعضی خاطرات را جبران کرد

به نظرتون زیر این تیر چراغ برق چند تا عاشق واستادن و حرفای با حال زدن ...... یا چندتا نقشه بدجنسی و یا طلاق و بد بختی کشیدن . ولی عکسه ها داشته باشین .

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 9:2  توسط سید علی ابطحی | 

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت آقای دکتر حاج محمود احمدی نژاد

بسیار خرسند هستم که این نامه سراپا تقصیر را خدمت شما عزیز دل می نویسم . می دانم مشغله فکری شما و علی خصوص شکر پرانان شما بسیار زیاد و به طور خفن مشغول الوقت هستید . اما چه کنم ....... چه کنم که این دل صاحاب مرده نمی گذارد کلمات در شکممان بُماند . مِدِنی از قدیم الایام گفته اند که حرفی که در دل بماند عقده میشود و صد البته اگر بو دار باشد که گندش پس از اندی وقت به هوا بر می خیزد . لذا دلمان را به دریای خروشان زده ایم و این نامه را نوشته کردیم .

ای قطب تصامیم جهان

تو خود می دانی که در سوم تیر ، آن روز حماسه سازان عرصه رای دهان بی ریای با فهم و کمالات ، تو را برگزیدند که مردم را از فلاکت بعد از یک دوره عجیب القریب رها سازی . تو خود کشتی نجات بودی و مردم را از جوف های نکبت بار با دستی مملو از محبت و عشق به ملت شهید دوست و میهن پرور گرفتی .  

آقای رئیس جمهور

ولی نمی دانم چرا به قول مشهدی ها یک دفعه ورچُپه رِفت . بابا عزیز دلم . ما گفتیم الآن ایران بهشت که سهله میشه آمریکا ( ناسیونالیست ها و انتی یو . اس اِیی های عزیز لازم به ذکر برای روشن بودن مطلب تاکید می شود مزاح فرمودیم و هیچ نیت شری در این جمله نمی باشد ) آخه برادر من . چرا یه جوون تر گل ور گل باید هلک هلک بلند شه تو صفه شلوغ رای وایسه کف پاش میخچه بیاره و با کلی ذوق و شوق بگه ما به محمود احمدی نژاد رای دادیم . بعد ببینه همون محمودی که میگفت : یعنی دولت اینقدر بیکاره که به موی دخترا و لباس پسرا گیر بده ؟ یعنی وظیفه دولت اینه ؟؟ .......  بعد باید در تابستان امسال با این مشغله فکری و کلی مصوبه و ورزشگاه و سد و انرژی هسته ای و کمک به لبنان و عراق و افغانستان و کوره دهات های دور و ور پول بی زبون رو که بیچاره از بس بی زبان فریاد زد که این ایه الناس بابا منو درست خرج کنین . یکروزی تموم میشم و اون روز چهار دستی باید بزنید بر فرق سر مبارک که خاک بر سرمان شد کفگیر به ته دیگ خورد ، جر خورد ( فکر بد نکنین ) بعدشم امسال زنا که بی حجاب تو ماشینن (مثل پارسال) . مردا هم که رکابی و ...... ما نفهمیدیم این سیاستی بود که باید قوانین دین رو اجرا می کرد یا یکی از قانون های دین بود که باید این نوع سیاست اجرا میشد . حالا تاثیر مهم نبود فقط باید های و هوی داشت ! هان ؟

ای خدمتگذار

ای بزرگ ، سخن قاصر است از سخن ورانی در مقابل شان شخیص شما شمیم شجاعت شعائر . اما گفتنی را باید گفت تا ایرانی آباد سازیم تا چشم حسو بترکه . البته حسود اونور آبی . اینور آبی که قربونش برم دوسته . سید علی ابطحی آن مرد بسیار سخن ور در قبال دوست و دشمن می سراید : عیب را دوست نتوان گفت . عیب خواهی دامن دشمن گیر . قربونش برم الهی . چقدر قشنگ قشنگ حرف می زنه . البته یک سوال پیش میاد این جریان 1200 لیتر نماینده ها چیه ؟ اونا که با هواپیما یا خودروی دولتی این ور و اونور می رن تازه خودشون می گن خدمت گذار ملتن پس این همه بنزین اونم برای خدمتگذاری که واقعا لازم نداره ؟؟؟؟؟؟ شاید لازم دارن ! شاید ؟ صلاح مملکت خویش خسروان دانند و مردم بیچاره نمی دانند و ندارند

آقای عزیــــــــــــــــــز

به خدا دلم می سوزد که چرا باید تصوری که از شما داشته ایم و سخنانی که در شبکه دو و سه در سال 84 فرمودید مغایر شود چرا بعد از دوسال آیا ؟ آیا غیر از این است که شما بخاطر بدست آوردن بوجه مناسب برای طرح هایی که در استان ها کلنگ زدید و باید تا دو سال دیگر تمام شود و هنوز علتش برایم مبهم است که چرا تا دو سال دیگر باید تمام پروژه ها تمام شود و آماده بهره برداری گردد ( هه هه فقط به شما ها می گم . فکر کنم مال رای های سال بعد باشه ها . بین خودمون بمونه ها ) بنزین سهمیه بندی شود و قربانشان برم مردم سنگ تمام گذاشته و بیشتر مصرف کرده اند ! آیا غیر از این است که آقای خاتمی و رفسنجانی با 48 میلیار دلار بوجه را می بستند و شما با 70 میلیارد ؟ جدا چرا از نظر اقتصادی ایران اینگونه شد ؟

سخن بسیار و من به علت وسعت مباحث و قلت معالم توان نوشتن را ندارم . فقط می خواستم بگویم رای دادیم ولی نگذارید رای هایمان برگی بیش نباشد که در صندقی ریخته شد تا فقط نشانی باشد بر تصمیمی ............. عالی یا خالی ؟ کدام یک ؟؟؟؟؟؟؟؟

جای نقطه ها را شما پر کنید جناب آقای محمود احمدی نژاد .

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

سید علی ابطحی

12/3/86

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 14:4  توسط سید علی ابطحی | 

یادمه اولای ریاست جمهوری جناب آقای احمدی نژاد بود . اگه یادتون باشه مصاحبه هایی که از شبکه یک و دو از کاندیداها پخش میشد خیلی تاثیر خوبی بر مردم گذاشت . آرمان ها و وعده و وعید ها . ساخت مدرسه و دانشگاه انرژی هسته ای و آزادی بیان و عمل و ..... توی کاندیداها حاج آقای احمدی نژاد سخنان زیبایی فرمودند . منم تحت تاثیر قرار گرفته و جو زده شدیم و شدیم طرفدار سینه شکافته حاج اقا . یک دو سه ماهی که گذشت کمی تا قسمتی از انتقاد های عموی گراممان ر مورد احمدی نژاد در وبلاگ احساس نارضایتی کردیم و گفتیم اعتراض خود را به شیوه خود آقای احمدی نژاد با نامه نشان بدهم . لذا این نومچه رو نوشتم و تو یک وبلاگ ناشناس گذاشتیم و برای عموم نازنین میل کردیم . حالا ببینید من چقدر داغ بودیم . ایشالله قراره نامه ای به رئیس جمهور هم آپ کنم . یه طرح جدیدم دارم که می خوام به بعضی اشخاص نامه بنویسم و آپ کنم . باید جالب بشه ... ببینید ..

 

نامه اي به سيد محمد علي ابطحي .

سلام بر جناب آقاي سيد محمد علي ابطحي ، معاون اسبق رياست جمهوري کشور عزيزمون ايران .

شايد اين نامه شما را به ياد يکي از سياست مداران بزرگ بياندازد و يا شايد باعث شود خاطرات تلخي براي شما تداعي شود . شايد اين نامه ، شما را به ياد عمل شخصي که شايد از او به کمي و بخاطر دلايلي از خوبي هاي او به بدي ياد مي کنيد بیاندازد

آقاي معاون اسبق .

هميشه ديدن تمام آرزوهاي يک شخص با اهداف بلندي که آن شخص نسبت به خدمت در برابر ملتي دارد ، نياز به حمايت بزرگان و کساني است که در اين هدف به خوبي حرکت کردند . اما آيا تا بحال از خود پرسيده ايد در هشت سال دولت آقاي خاتمي ، شما نقش بسزايي در ايجاد اصلاحات در دمکراسي نظام داشتيد يا نه ؟ راحت تر بگويم . اگر در دوره اول مخالفين عقائد شما ، دو برابر آن زمان بودند ، آيا کسي مثل سيد محمد علي ابطحي پرورش مي يافت و يا کلمه اي مثل اصلاحات بر سر زبان مردم مي افتاد ؟

آقاي معاون دولت قبلي .

شما در سايت زيبا و قشنگتون در مورد همه چيز جزء شخصي مي نويسيد ( مگه نگفته بوديد بزارين خودم باشم ) . به نظرم اصلاحات در خود شما معنايي بيگانه دارد و فقط در شعار هاي سياسي خود ديده مي شود . شما در سايتتان با نيش و کنايه به اين منظور که دولت بايد عوض شود و آنچيزي که در خور تاييد شماست بر روي کار آيد داريد روند حرکتي سيل پيشرفت ايرانيان را به سهولت مي رسانيد . مثلا در زمان انتخابات رياست جمهوري ، دوست داشتيد که معين راي آورد . اما در مقابل اعتلاف آقاي خاتمي با کروبي مقابله کرديد ! اين يعني چي ؟

آقاي نردبان اصلاحات

. در جامعه مدني به قول خود آقاي خاتمي : کسي مي تواند اصلاحات را عملي کند که با دين ، رفاقتي صميمانه داشته باشد . اما چرا شما اتفاقات و حوادثي که بعد از دولت آقاي خاتمي بوجود آومد و ربط به دين داشت مثل کمک خداوند متعال به کسي که ترويج دين را در جامعه مي کند را به تمسخر گرفته و در هر يک در ميان بلاگتون او را مسخره مي کنيد .؟ دوستانم از من سوالاتي مي کنند و از من نظر خواهي مي شود که آيا اگر سيد محمد علي ابطحي شود رئيس جمهور ايران ، به نظر شما آيا بهتر از آقاي خاتمي است ؟ . نظر خودتون راجع به اين حرف چيست ؟ آقاي خاتمي با وجود ديد اصلاحات خود ، باز حقايق را با ديد مثبت مي ديد اگر حقي بر عليه او بود ، براستي آن حق را بر نفع خود علميت مي داد . مثالهايش را هم که بخوبي ديد . در زمان ورود ايشان به مشهد . حق با ايشان بود که بايد به مشهد وارد مي شد . اما نفع اصلاحات بر اين بود که ايشان به مشهد نرود . اما چون حق بر اين بود که بايد به زيارت اما رضا برود ، رفت . اما شما آيا مي توانيد اين عمل را انجام دهيد . شما مي توانيد به خواطر حق بودن ديگري ، نفع خود را از پيش برد اهداف اصلاحات دست بکشيد ؟؟؟

اقاي محترم .

هر تفکري نياز به حامي دارد . شما در اولين دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي ، رئيس دفتر و به قول ما ، حامي او بوديد . اما چرا در پايان دوره دوم تصدي آقاي خاتمي او را نه به عنوان رهبر بلکه به عنوان ديدبان اصلاحات قلمداد کرديد ؟ آيا تلاش آقاي خاتمي آن قدر ارزش نداشت که افتخار رهبري اصلاحات را از او گرفته و با گذاشتن هندوانه زير بغل ايشان ، با کلمه ديدبان ، اين رهبر بزرگ اصلاحات را بدرقه کنيد ؟ آيا از خود سوال کرديد چرا بعد از دوره رياست آقاي خاتمي ، ديگر حامي او به صورت علني نبوديد ؟ آيا نفع را بر حق علم نکرديد ؟

جناب معاون .

آيا تا بحال از خود پرسيده ايد اگر من در هر انتخاباتي شرکت کنم ، آيا شوراي نگهبان من را رد صلاحيت مي کنند يا نه ؟ آيا در انتخابات رياست جمهوري با اين تفکر ، دست رد به سينه طرفداران خود نزديد ؟ آيا شما جز نفع مصالح خود به چيزي مثل اصلاحاتي که هشت سال و بلکه بيشتر ،  داد بر سر مردم ايران زديد فکر هم مي کنيد ؟

حضرت مستدام

درباره خانواده شما چيزهايي شنيده ايم . مثلا شما فرزند آيت الله سيد حسن ابطحي هستيد و يا اينکه اکثريت خانواده شما ، با اينترنت و سايت و سياست سر و کار دارند و کلا خانواده اي فهميده و فعال هستيد . اما به نظر شما آيا خانواده شما از خودتون راضي هستند ؟ يعني مي گويند که ما به عنوان خانواده محمد علي ابطحي از تفکرات او حمايت مي کنيم . وقتي که حرف يا سخني از زبان شما در مورد سياست که کمي با شئونات دين مخالف است ، گفته مي شود خانواده شما علي الخصوص پدر و نزديکانتان عکس العمل نشان نمي دهند ؟

آقاي ابطحي .

هميشه اين سوال براي شما بايد باشد که اگر احمدي نژاد رئيس جمهور نمي شد ، الآن شما در کجا بوديد ؟ در دولت معين و يا کروبي چه نقشي داشتيد ؟ در دولت معين به خاطر حمايت هاي زياد شما با آقاي خاتمي و رفاقت ديرينه خود ، بعيد به نظر مياد که در دولت معين جايي داشته باشيد چون ، چون آقاي خاتمي صراحتا حمايت خود را از کروبي بيان کرده بود . اما در دولت کروبي و نيز به خاطر بودنتان در حزب اعتماد ملي به عنوان معاون ، بعيد به نظر نمي اومد که شما در دولت کروبي مکاني در خور شان خود داشتيد . اما . اما سوال از شما اين است که با اين وجود چرا جزء حاميان معين بوديد ؟ چرا اکثريت هواداران خود را به معين حواله مي داديد ؟

من سوالات زيادي از شما دارم ، اما در اين نامه به اختصار بيان کردم . انشا الله منتظر نامه هاي بعدي من باشيد .

 

والسلام عليکم و رحمت الله و برکاته

پ.ن.1  این نامه رو به عنوان طرفداری از محمود آقا نوشتم

پ.ن.2  نمی خوام بگم از طرفداری ایشون پشیمونم . نه اما توقع می رفت ایشان به وعده های خود بهتر عمل کنند

پ.ن.3  حتما نامه بعدی رو بخونین

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 14:54  توسط سید علی ابطحی | 

آقا نکن اینقدر محکم .... درد داره وا ...

آقا این دندون درد عجب چیز خفنیه ....

دو سه روزی هست که دندانمان را جوجو خورده است . عجب جوجوی بی شرفیست . فاشیست به تمام معنا ... کار را از بروفن و استامینفن گذارنده و تحمل درد را بر ما غیر قابل تحمل کرد .... علی کل حال با ابوی در میان نهادیم و بعد از درد مندی های زیاد و مشاهده مادر مکرمه و به اسرار اهل و تبار به

اطباء مراجعه نمودیم ... پارسالم سه دندون پر کردم .. اما این دفعه مهم این بود که کلاردشته و دکتر شمالیه ...

عزیزان که شما باشین ما رفتیم دندون پزشکی . از صبح هم هر کی زنگ می زد کلی جو سازی کردم ... راستی تعجب نکنین بچه ها زنگ زدن . چون خطم یک طرفه شده و مجبورن زنگ بزنن . چون دیگه خبری از جواب اس ام اس نیست ... خلاصه ما رفتیم داخل مطب ... البته با ابوی ..... ابوی معظم ما را در آنجا نهاد و خود رهسپار بیت اوبیش شد ( ابوی بزرگ ما ) داشتم با سعید تلفنی حرف میزدم که از قیافه پرستاره فهمیدم داره شاکی میشه ... خلاصه قطع کردیمو منتظر دکتر ... همین جا بگم من از دندون پزشکی می ترسم ... خلاصه تو این یک ساعت سه چهار تا از بروبچ زنگ زدن و بسیار خوشحالم کردند ... بعد نوبت به من شد ... اقا دکتر یک موزیک ( افتضاح و بی ریخت ) گذاشته بود ... ما رفتیم نشست کردیم و بعد از معاینه فرمودند که باید عصب کشی و پر شود . گفتیم بکن ... یعنی انجام دهید ... آقا امپول بی حسی زد ... اشتباهی ... دوتا دندون پایین تر ، چشم ما را بی حس کرد ( دهنش سرویس ) خلاصه لپ ما بی حس شد و بعد از یک مریض ریتری وارد مطب شدیم ، وقتی خوابیدم رو صندلی دندون پزشکی هنوز چشمم داشت میزد .. شروع کرد به عصب کشی .. خیلی درد داشت .. فکر کنم اگه دندون بالاییمو که کامل بیحس بود با امبر دستی هم میکشید درد نداشت ... تیک کلمه اش هی می گفت باز کن دهنتو ... حاجی بیشتر از این باز نمیشه دیگه داره ........... می خوره . خیلی بدخلاق بود .. دکتر باید مهربون باشه ُ یعنی چی . بچه خوب از دکتر زده میشه . شوکولاتی . آبنلاتی . واقعا که ... آقای دکتر اون انکبوتو بگیر رو سقفه – اولا انکبوت نه و عنکبوت – حالا هرچی الان می افته تو دهنم . بابا اون موزیکو خفش کن اح . وااااااااای بوی گند از کجا میاد .. هه هه بوی قرمه سبری ظهره ... گندیده تو دندونم . خانم پرستار داره بوی وایتکس میادا .. هوی دکتر وایتکس داری میریزی تو دهنم ؟ وای نه نوبت سوزاندن ریشه می باشد . دود بلند می شود . پر می کند . تصفیه حساب می شود و بروفن خورده می شود همراه ماء الشعیر .. عزیزم دندونم خوب شده ، من فعلا قطع می کنم . بای بای .

تو مگه تاحالا دندون پزشکی نرفتی مثِ ندید بدیدا کلشو نوشتی ؟ - چرا ولی همیشه دلهره دارم ....

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 10:36  توسط سید علی ابطحی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو





درباره وبلاگ
من سید علی ابطحی . متولد 23 دی 1365. ساکن قم . گاهی هم تهران و تابستونا کلاردشت .
من در افکارم آزادم . درباره سیاست و اجتماع و دین و خانواده خیلی دوست دارم بنویسم اما از همه بیشتر دوست دارم نوشته های عاشقاته از نوع حال به هم زنش بنویسم . ضمنا داستان های تخیلی هم زیاد می نویسم . پس گیر به اصل نوشته هام ندین .

پیوندهای روزانه
مسابقه ریش و سبیل
سیل صعودی صدام
پنگوئن بی عصاب
مار کانگورو خوار
ماشالله حاج آقا
بـــــــوش
استقلال و پرسپولیس
آر دی بیچاره
سامرا قبل از خرابی
جای پا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آرشیو موضوعی
سیاست گروی
عشقولانه
شخصی
دینی
برو بچ
زندگی با اطلاعاتی ها
تصمیم کیلویی
نامه ها
سخن عکس ها
نردبان داغ
خاطرات پارس دُر
بدون عنوان
پیوندها
سید محمد تقی ابطحی
سید محمد علی ابطحی
سيده فاطمه ابطحي
سید امیر حسین ابطحی
سید رضا ابطحی
عرفان (م)
تماشــــــاگه راز
سپیده
ستاره (دختر عمو )
معصومه فاتح
محمد رضا فاني (دايي جان)
مسافر کوچولو
عرفان گلی
فریده ( دختر عمو )
سید مهدی موسوی نژاد
امید محدث
طفلک جون
مهدیه ( خانم بزرگ )
ستاره ی صبح
احسان ابراهيمي
احسان يزدي
امير حسين هاشمي
سعيد بختياري
رضا اوجی
فاطمه بهاري
وحيد جون
تنهاترين تنهايان
نوشته های من
محمد نعمتي
احمد نجمی
به دنبال چراغی
ممد موسوی
بازی با سیاست
دلدادن به خدا
رضا هاشمی نژاد
زمزمه عشق
روز های نقره ای
نهال ( خاله دختر )
آنچه آموختم ز استادم
شراره
امیر هادی انواری
آکو سالمی
دلوسه
آموزش هك وهك گوشي
پروازروح
طوطي صفت
علی امامی
موفقیت
M.M.N
سید علی ابطحی
دروازه کربلا
تقی خانی
در قلب کویر
مجی جان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM