![]() |
![]() |
|
| خدايا آن كس كه در تنهاترين تنهاييم . تنهاي تنهايم نذاشت . در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار |
|
بعضی وقت ها فکر می کنم حس ناسیونالیست داشتن خوبه . بعضی وقت ها هم نه . یکی از فامیلامون که منتقد شدید من درباره نوع نوشتن لاگای سیاسی زوار ( سپیده درست بود زواره ؟ ) در رفته هست عقیده داره وطن پرستی در این دوره و زمونه یک قصه برای پدربزرگایی که برای بچه هاشون شبها به خاطر خوابیدن تعریف کنن . اما من مخالف حرفاشم . اما خوب بعضی وقتا آدم هرسش می گیره دیگه . اینترنتا یک دو هفته ای هست خرابه . اما حضرات می گن : نخیر اقا ایراد از ما نیست از شرکتای خدمات ده است . خدا عالمه .
راستی جنگ جهانی هر ساله ( همون چهارشنبه سوزی + سوری + ) هم گذشت و یواش یواش داره میرسه به عید نوروز تا یادم نرفته ادامه لاگ قبلی رو ایشالله تو لاگ بعدی می نویسمش |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 17:35 توسط سید علی ابطحی |
|
|
همین اول بگم اگه یکم نا مرتب ( مثل همیشه ) و غلط و غلوط می نویسم ، هم سرم درد می کنه هم طرفای ظهر به ............ ( به علت بودن تبلیغات از گفتن اسم معذورم ) زنگ زدم تا ببنیم وارد کننده آم پی تری تو رفیقاش داره یا نه که صداش حسابی گرفته بود . گفتم چی شده گفت نیم ساعته از بیمارستان اومدم . یک لحظه شکه شدم ( منم حسااااااااااااااس ) . از ظهر هم حالم گرفته است . بهدشم با امیر حرفم شد و برین تا آخرش .راستی به این داستان توجه کنید ........هاشم آقا اورانیوم داری ؟ - آره چند کیلو - کیلو چنده - 500 تومن - من ششصد دارم . میشه به اندازه ششصد تومن بدین ؟ - آره مشکلی نداره ..... بیا دختر جون - نیم ساعت بعد ..... اصغر دستگاه رو بیار - الآن میارم - آهان خوبه ... بیا بیا . آهان بذارش اینجا ........ یک ساعت بعد ...... هووووووووووووورا غنیش کردیم - شماره حاج محمود رو بگیر ..... دوووووووووود . دووووووووووود - الو - سلام حاج آقا - باهههههه سلااااام عزیزان جان برادر . حال شما - مرسی حاج اقا - مرسی نه عزیز جان ممنونم بهتره - حاج اقا خواستم بگم بالاخره اورانیوم رو غنی کردیم - جدا ؟ آفرین . مرحبا . احسنت . تبارک الله احسن المهندسین . من الله توفیق - حاج اقا حالا ما رو تو تلویزیون نشون میدین - بله حتما . الآن می گم بیان خدمتتون - حاج اقا بادیگارد یادتون نره - حتما حتما - حاج اقا من می تونم بهتون بگم محمود خان ؟ - آره مشکلی نیست ما خادم مردمین هرچی بگین ما هم قبول داریم ............ ( حرفی برای گفتن ندارم )یواش یواش دارم به گندم حق می دم . بیچاره هرچی درباره حقوق زنها حرف می زنه اما من به جز جبهه گرفتن کاری نمی کنم . اما امروز و بخصوص بخاطر لاگ دیروزش و اتفاقایی که این چند روز افتاد به این نتیجه رسیدم که تا حدی حرفاش درسته . جمله هایی مثل بد حجابی = ایدز و یا سی دی های هجوم خاموش که جدیدا امروز تبلیغش رو در و دیوار این شهر بود از تو یادگاری .... ببخشید حواسم نبود رو درو دیوار چسبونده بودند ، زده بود "" هجوم خاموش قسمت4 دختران آخر الزمان "" به خودم گفتم چرا درباره پسرای آخر الزمان که عقل جن هم به کارا اینا نمیرسه چیزی نمی گن . نامردی نکنین دیگه آقا پسرا . الکی هم شلوغش نکنین . بذارین حرفمو بزنم .در قدیم زن رو به عنوان آلت بازی و خوشگذرانی برای مرد می دونستن . مثل زمان جاهلیت و قرون وسطی . متاسفانه این فکر که هر کی رو بخوان تحت سلطه بگیرن از زن استفاده می کنن . مثل فیلمای جنایی و هزاران فیلم های هالیوود و بالیوود و ....... . نوع دیگر تسخیر هم تبلیغاته . الحمد لله همدیگرو خوب می شناسیم . وقتی وبگردی می کنین ( آقا پسر ها توجه کنید ) ، اتفاقی یک سایت رو باز می کنید که بنر بالا عکس یک مرده و یک سایت دیگه عکس یک زن . خدا وکیلی کدوم سایت رو اول میبینین . از اون طرف شما خانم ها . شما چی ؟ ببینید توجه به جنس مخالف یک چیزه و شان جنس مخالف چیزه دیگه .ما مرد ها ادعا داریم که با تواضع نکردن جلوی زنها حرمت خودمون رو نگه می داریم و شانیت خودمون رو ثابت می کنیم . چه دین دار چه بیدین . اما ازون طرف عشق و علاقه مرد نسبت به زن باعث میشه مثل ( بز ) جلوی خانم سر به زنیم بکوفه . حالا این قسمت مهمه . ادیان الهی بر این عقیده اند که مرد اولا به نسبت جسته و اندامش برای کار خلق شده و باید حامی زن از نظر حمایتی باشه . کسانی که تحت قید دین نیستند هم با دلیل عقلی این رو ثابت می کنند . اما زن در ادیان الهی به عنوان محوریت زندگی و ریشه حیات بشر بوده . خداوند تبارک و تعالی در همه کتب اسمانی جایگاه زن رو علیم و عزیز دونسته . در انجیل حضرت مریم و تورات حضرت آسیه و ........... مثال های زنان کامل اند . حالا چرا مرد با این شان اما زن با این شان ؟ چرا مرد شانیتش محفوظ موند اما زن .......! از من بپرسند می گم نه مرد ها مقصر اند نه روند زندگی و نه نوع جامعه ، البته بی تاثیر نیست اما در واقع خود خود زنها مقصر اند .بقیه اش باشه لاگ بعدی ..................... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 22:26 توسط سید علی ابطحی |
|
|
گفتم یه ذره از جو سیاست خارج بشیم . چند تا سوال از جوونای وبلاگ نویس پرسیدم که بد نیست بیان و جواب بدن . اول قطره = گفتند که تو با ........ بودی و به خ..ر اون جریان لاگ نمی نویسی ؟ دوم رضا = عمو جان مطالب علمی با بهانه دادن به دست بعضی ها برای بعضی کار بخاطر یکم معروفیت چیچیه ؟ سوم عرفان = چرا به این همه ملت گیر نمی دن اما دم به ساعت به تو گیر می دن تو وبلاگت ؟ چهار سپیده = ملا لغتی با مارکوپلو با احیانا وبگردی رو باهاش یک جمله بساز پنجم مسافر کوچولو = استاد شعر و ادب فارسی ، فردوسی زمانه از نوع لیدیش آیا موقع پند به ما نیست ؟ ششم عرفان گلی = رفع ابهام : آیا عاطفه و عارفه ( خانم ) دچار دعوا و پی گردش مو کشیدن و یا احتمالا اختلاف نظر در آپ کردن شدند که عارفه وبلاگ جدا زده ؟ هفتم فریده = میشه بگی دختر به سن تو وقت آپ کردن نداره یا موضوع و یا اصلا افتخار به جامعه وبلاگ نویسی نمیده ؟ هشتم مهدی = مهدی ملقب به موسوی نژاد ، آلفرد هیچکاک پرشینی . آیا داستان نویسی در حیطه امور زندگی شما سخته ؟ نهم امید = چرا . نه جدا چرا ؟ به من بگو چرا ؟ اون عکس چیش بود که درد سر و مزاحمت برات داشت ؟ دهم امیر حسین = آقای مهندس یک سوال حیاتی . پشه ها روز ها کجا میرن . تازه یک چیز دیگه بوجه ترمیم پیست اسکی رو چقدر برابرد می کنی ؟ یازدهم وحید جون = من ازش سوالی ندارم . چون همه جواب هامو قبلا داده . البته سر مثلث ...ق موندم چه تصمیمی گرفته ! دوازده فاطمه "راد" = ما نفهمیدیم زندگی دانشجویی با لاگه یا وبلاگ با زندگی دانشجویی ؟ سیزده محمد = آی وای وای . ممد جون . قربونت بشم . عاشق پیشه . چرا هر فیلمی میبینی خودتو تا مدتی جای نقش اصلی فیلم می ذاری ؟ ( فیلم کنستانتینگ رو دیدی ؟ ) چهارده امین = بابا خوشتیپ آدرس آریشگاهیتو به ما میدی بریم یه حالی به خودمون بدیم . راستی با آقای گرفتار نسبتی داری ؟ پانزده گندم = گفت انکه گفت از گفتن گفته ها چه گفتند ؟ گندم گفت نگفتم . راستی چه خبرا ؟ شانزده زمزمه = هنوز نشناختمت که بخوام درباره ات سوالی بپرسم (*_*) ویژه ... برای امیر همون اول نوشتم اما برداشت پاکش کرد برای همین اینجا به صورت ویژه نوشتم تا دماغ سوخته بخرم ++ امیرجات تو چه فکری بودی که اکرام رو اکرم خوندی ؟ ++ راستی از آقای احمدی نژاد هم یک سوال داشتم . چرا به جای اینکه کاری بکنه کسایی که از رای دادن به اون پشیمون شدند و به قول معروف از رای خودشون برگشتند ، چرا همش اتفاقات و حوادث ایران رو به قبلی و فلانی و بهمانی می اندازه . چرا باید اطرافیانش و علی الخصوص خودش به شخص فلان جا به اصطلاح حمله بکنه . خوشحال میشم از آقای احمدی نژاد نظری بشنوم ( بخصوص دلیل بالا رفتن تورم و علتش رو دولت قبلی دونستن ) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:54 توسط سید علی ابطحی |
|
|
عکس رو گذاشته بودم . گفت بردار . منم برداشتم . ولی خیلی بامزه بود . حالا اگه خواستین ایمیلتون رو بدین براتون سند کنم چند روز پیش یعنی پنج شنبه که آخر هفته بود و شنبه اش هم تعطیل با امیر رفتیم کلاردشت تا هم یه آب و هوایی عوض کینم هم خیلی وقت بود که پدربزرگ و مادر بزرگمو ( از طرف پدر ) ندیده بودم . از قم به تهران و بعد کرج و بعد مرزن اباد و کلاردشت . امیر تهران اعتماد ملی خرید . من عادت ندارم روزنامه بخرم . بیشتر خبرا رو تو اینترنت می بینم . خوندن کامنتای خبرا یه حال دیگه ای داره . حالا چرا این همه حرف زدم چون کلاردشت وقتی از خواب در روز جمعه بیدار شدم و بعد از میل صبحانه شیرین به دست مامان مهربونم و تا زمان رفتن به بیرون چند دقیقه ای روزنامه بالای سرم که حاکی از خوانده شدن آن بوسیله بابا در صبح بود رو برداشتم . صفحه اول سمت راست نوشته بود "" حمله مشاور احمدی نژاد به رفسنجانی "" کی این عمل منسجمانه رو انجام داده بود . تکسوار حمله های چریکی در دولت ، محمد علی رامین . به قول خود اقا الآن ایشان در تیررس بلا هاست ( هرکی خبرزه می خوره پالرزش هم باید بشینه ) جناب مستدام با چند نکته از اون نکته های قشنگی که بعد از بروی کار آمدن کارکنانی از نژاد احمدی رواج پیدا کرد ما را مستفیض فرمودند . 1- موسی زمانه ( چی جلب ) 2- دست نشانده غرب ( موسی و دست نشانده ) 3- پرچمدار امام زمان ( خدا خیرش بده واقعا . اجرت با سید الشهداء حاجی جون ) 4- ماهی به چنگال اختاپوس ( الهی من بمیــــــــــــرم ) 5- مظلوم دو عالم 2 ( البته از نظر عملکرد ضد پیشرفت ) 6- تخصص کافی و وافی در بستن هر نوع شکاف ( تیتر تبلیغاتی "" شکــــــــــــــــاف می بندیم . همــــــــــــه چی می بندیم . دهن ملت می بندیم و علی هذا ..... {ممد نقطه رو داری } ) اینها بود آهان راستی تا یادم نرفته همایش هولوکاست رو هم فراموش نکنید . اما از همه مهمتر دست نشانه غرب بود . وای وای . چه غ..طا . تو خجالت نمی کشی اقای رامین . نه جدا . جان من . به احمدی نژاد . واااااااااااااای این جسارت . نوچ نوچ نوچ . شانسمون گرفته به صراحت نگفته و الا اخوان محترم خودی و غیر خودی حالیشون نیست . تموم بود کارش . می دونین چی گفته . فرمودند ایشان . همین بالا که احمدی نژاد از دانشجو های دانشگاهی است که انگلیس تاسیس کرده . به چه خاطر . برای فعالیت های غیر مذهبی . ( جان من . عجب . داره جالب می شه ) چی دوره و زمونه ای شده . همین جوری به رئیس جمهور ما که جدیدا با طرح های قشنگ قشنگ ، ایران رو به چشم انداز بیست ساله ظرف کمتر از دو سال می خواد برسونه توهین می کنند . الهی من فداش بشم . ( گریه می کنیـــــــــــــم ) هه هه حالا چرا عکس امید . آخه امید هم یکی از همونایی است که از دانشگاه بیرون اومده . خوشگل پسر به اصل خودش برگشته ( می خندیـــــــــــم ) راستی دیشب دیرقت رسیدم قم . صبح هم استادا نبودند و درس هم تعطیل . برای همین شاید دو سه روزی آپ نکنم و به بقیه کار و بارم ( تجارت الکترونیک ) برسم . یا علی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 9:21 توسط سید علی ابطحی |
|
|
چند روزی است که خبرای جا به جایی و برکناری و استعفا تو کشور خیلی مرسوم شده . از هر سویی بوی برکناری و جایگزینی . اگه یادتون باشه مدتی قبل درباره جناب تابش و فدراسیون اسب سواری نوشتم . جالب بود . اما این خبر دیگه خیلی بامزه است . حسن بیادی که نایب رئیس شورای شهر تهران کما فی السابق باقی است . چند روزیه که در روزنامه ها و خبرها گماشته شدن ایشان ( با حفظ سمت ) به عنوان جانشین فدا حسین مالکی در هیئت مدیره باشگاه پرسپولیس (ش) از سوی حاج اقای علی آبادی ( با پای در رفته = به امید بازگشت = ) اعلام شد و از ذهن همه گذشت . خوب به سلامتی . موفق باشن . برای جناب بیادی آرزوی سربلندی و قهرمانی تیمش را خواهانیم . اما نکته قابل توجه و آمای مُهُم . 1- ربط بین شورای شهر و باشگاه پرسپولیس (ش) . 2- ربط بیادی و مشکلات شهری با کمبود بوجه و تصمیم گیری نقل و انتقالات باشگاه 3- شباهت تیم پرسپولیس (ش) با شهر بزرگ تهران 4- تفکرات اصولگرایی با ذهنیت ورزش پروری و جو حاکم در ورزشگاه 5- جمع جلسات شورای شهر از نظر اهمیت در مقابل باشگاه پرسپولیس (ش) جوابیه ج1 - ازون جایی که هادی ساعی و دبیر به عنوان عضو شورای شهر رسیدند به نظرم احساس غربت نکردن جناب بیادی در هیئت مدیره باشگاه خللی در تصمیم گیری و یا دگانگی در عملکرد ایشون نداره ج2- باشگاه بوجه می خواد . شهر هم می خواد ( می خواد ؟ ) باشگاه با آدم هایی با تفکر عادی می چرخه . شهر هم ایضا . کلا شباهت زیاده برای همین هر کسی جای بیادی هم می اومد مشکلی برای تصمیم گیری نداشت ، ج3- به گزینه دو مراجعه شود ج4- به جناب اقای باهنر مراجعه شود ج5- به نظر من اگر پیچ یا پلم پلوم پلیچ بندازن یا همون سنگ و کاغذ و قیچی برای رفتن به کدوم جلسه در یک زمان واحد راحت تر باشه پیوست . الف . (ش) این علامت مخفف شیره می باشد به این صورت که = پرسپولیس شیـــــــــــــــرهههههههه ب . وقتی قبل از نوشتن تو ورد می نویسم و مرتبش می کنم ببینید چقدر باحال میشه تا زمانی که یی هووو تو بلاگفا می نویسم . قابل توجه فاطمه خانم بی طرف ج . سر جریان آقای تابش ، عزیزان من ( اصلاحات ) داد و فریاد که چرا میخ تو بدن خودمون می کنی . قابل توجه بعضی ها ( لاگو منظورمه ) د . به نظر شما اگه برای "حفظ سمت" کلمه دیگه ای بخوان بذارن چی بذارن خوبه ؟ هـ . نداریم ( هرکی گفت چی نداریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 0:36 توسط سید علی ابطحی |
|
|
حالم بده ادم بده ......... رفته نه .......... زده نه ............ زده .
نهههههههههههه اشتباه نکنین . حام بد هست ، از نوع سرما خوردگی به معیت سینوزیت از تریپ چند ساله . چند ساله زمستونا همیشه سینوزیتم میزنه بیرون و پدرمو در میاره . قدرت فکر کردن رو ازم میگیره . این چند روزه سعی کردم مواظب حرف زدنم باشم تا گافی چیزی ندم که ملت شاکی بشن . برای همینم آپ نکردم ( آهان پس لیگ ۰۷ پریروزت با برو بچ و فوتسال با همون بروبچ ، روز جمعه ات چیچی بود ؟ ) اما خدا رو شکری بهترم . برام دعا کنین این چند روزه حسابی کارام بهم گره خورده و حسابی ذهنم بهم ریخته . نیاز به دیفرگ داره اما ژرفای ذهنم با تجاوز به ضمیر ناخوداگاه تجار کیجی کوتاه مدت شدم ........ یا علی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 20:30 توسط سید علی ابطحی |
|
|
۱- برف ..... اینقدر تو کلاردشت برف دیدم که حالم داره بهم می خوره از برف . امروز صبح یکی از عزیزان جامعه وبلاگ نویسی
۲- شهرام خان .... هر مسئله ای یک قسمت ظاهری داره و یک باطنی . شهرام جزایری ظاهرش اینه خوب اولا از قدرت فکر و به قول امروزی ها ژرف فکری بالایی داره و خداوکیلی همچین آدمی رو با یکم تغییر ماهیت فکری که اگر میدون دولتی بهش بدن خوب می تونه اقتصاد ایران رو متحول کنه که واقعا از خیلی از آدمایی که الآن به عنوان مخ اقتصادی دارن ریشه به تیشه ملت می زنن که مثالش هم سهمیه بندی بنزین و مقابله مستقیم با قاچاق .... بهتر میشه . اما باطنش رو خوب زیاد نمیشه حرف زد چون خداییش ما از کجا بدونیم برای چی این همه وام با بهانه های فلانو بیساری گرفت که اگه از راه درستش گرفت شاید الآن با بیل گیدس کل درآمد میذاشت ۳- عشق .... جانم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه بابا بیخیال .... هان؟؟؟؟ نـــــــــــــــــــه ! کی من ؟؟؟ نه سره جدت ما رو بیخیال شو . بابا بذارین جوونا به کارشون برسن . اینایی که تازه زن می گیرنا مثِ این ایدزیا می مونن . می خوان همه رو مثل خودشون بد بخت کنن ....... سعید بیخیال شو . ای خداااااااااااااااااااا . ول کنین ملت رو ............. هه هه هه هه هه هه . کی بود ؟؟؟؟ نه بابا ؟ جدا ؟؟؟ هنوز ........ ۴- راستی ادامه داستان رو وقتی همش تموم شد و تدوین شد آپ می کنم . چون بالاخره باید یکم .................. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 12:19 توسط سید علی ابطحی |
|
نمی خوام ادعایی و یا اعتراضی بکنم . اما نحوه وبلاگ در ایران تا حدودی دچار تناقض و دگرگونی هستش . چرا گفتم در قم فقر وبلاگ نویسیه . چون هیچ وقت نشده یک عده بیایم دور هم جمع بشیم و درباره مشکلات وبلاگ حرف و سخن به میان بیاریم و یا همان طور که تامل سازنده تو وبلاگ داریم در زندگی خارج محیط سایت هم این سازندگی فکری انجام بشه . باور کنین خیلی دلم می سوزه که این گونه فعالیت ها هنوز تو ایران جا نیوفتاده |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 12:28 توسط سید علی ابطحی |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو
|
| درباره وبلاگ |
من سید علی ابطحی . متولد 23 دی 1365. ساکن قم . گاهی هم تهران و تابستونا کلاردشت .
من در افکارم آزادم . درباره سیاست و اجتماع و دین و خانواده خیلی دوست دارم بنویسم اما از همه بیشتر دوست دارم نوشته های عاشقاته از نوع حال به هم زنش بنویسم . ضمنا داستان های تخیلی هم زیاد می نویسم . پس گیر به اصل نوشته هام ندین . |
| پیوندهای روزانه |
|
مسابقه ریش و سبیل سیل صعودی صدام پنگوئن بی عصاب مار کانگورو خوار ماشالله حاج آقا بـــــــوش استقلال و پرسپولیس آر دی بیچاره سامرا قبل از خرابی جای پا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاست گروی عشقولانه شخصی دینی برو بچ زندگی با اطلاعاتی ها تصمیم کیلویی نامه ها سخن عکس ها نردبان داغ خاطرات پارس دُر بدون عنوان |
|
RSS
|