![]() |
![]() |
|
| خدايا آن كس كه در تنهاترين تنهاييم . تنهاي تنهايم نذاشت . در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار |
|
به نظر شما ها عشق چیزه خوبیه ؟ اینیکه می گن زندگی بدون عشق معنا نداره راسته یا دروغه ؟ اصلا کسی تا حالا عاشق شده ؟ اصلا تا حالا عاشق شدین ؟ به نظر شما ها ، عزیزان من آدم عاشق دوستی که بهش مدیون باشه ، بشه اشکال داره ؟ اصلا ببینم آدم تا چقدر باید عاشقه این دوستش باشه ؟ اصلا درسته آدم وقتی مدیون کسی هست اینقدر دوسش داشته باشه که بهش بگن تو عاشق اون بودی ؟ مگه عاشق باید چیکار کنه ؟ آخر خط عاشقی چیه ؟ اصلا این عشق درسته یا غلطه ؟ واقعا باید اونو فراموش کرد یا باید همیشه یادش باشه ؟
من یه رفیق دارم طرفای ۱۶ سالشه . می گه عاشق دختر عمه اش شده . راستی گوش شیطون کرد دارم منظم می شما . مرتب می نویسم مخلص همه برو بچ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 10:22 توسط سید علی ابطحی |
|
|
سلــــــــــــــــــــــــــــام
ببخشید دوستان . شاید بگین مدتی نبودی که حتما می گین . شما ها حتما شرایط منو درک می کنین . ما هنوز اوضاع و احوال زندگیمون به حالت ثابت نرسیده و یکم هنوز در گیر هستیم . بلاخره حدود دو ماهی پدر و پدربزرگم نبودن و تا حدودی وضع زندگیمون بالا و پایین شده . الآن هم اومدم کافینت . برای همین نمی تونم جواب کامنت های پر مهرتون رو بدم چون اصلا وقت ندارم . باید برم . البته اینقدر وقت داشتم تا نوشته های قشنگتون رو بخونم و خوشحال باشم که تو این اتفاقات هنوز منو تنها نذاشتین تا واقعا معنی تنهای تنها رو تو بقلم بگیرم . نپرسین کجام . البته شاید چند روز دیگه توضیحی برای این غیبتم دادم . پس فعلا . باز پشت سرم غیبت نکنین که این چرا نیومد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 18:20 توسط سید علی ابطحی |
|
|
هنوز باورم نمیشه
دیشب که خوابیدم فهمیدم نه بیدارم . البته میشه تو خواب هم خوابید . می دونین چند روزه ندیدمشون ؟ ۵۵ روز و ۱۳۲۰ ساعت ۷۹۲۰۰ ثانیه ( برداشتی آزاد از شعر درست امروز بنیامین بلاخره بدربزرگ مهربونم و بابای نازنینم به آغوش خانواده باز گشتند . پدربزرگم کمی لاغر و بسیار سفید شده بود ( به علت نبودن در معرض نور ) و همین طور بابام امید وارم هیچ خانواده ای دور از عزیزانش نباشه . راستی من همون علی ابطحی وبلاگ نویس منتقد سیاسی اجتماعی هستما . به قول بچه ها بکاب شدما |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 10:3 توسط سید علی ابطحی |
|
در تمام آرزوهایم تو بودی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 5:31 توسط سید علی ابطحی |
|
|
اینم بقیه عزیزان جان برادر
امید محدث http://hazfiat.com رضا اوجی http://o917815.blogfa.com سعید بختیاری http://www.saied5758.persianblog.com محمد اردکانی نژاد http://www.sarbandarhackcity.blogfa.com مگه مهمه ؟ http://www.entezar84.blogfa.com علی http://mojetanha.blogfa.com نودین http://www.sport110.blogfa.com معصومه http://payiz63.blogfa.com اسی http://www.bekhatereto.blogfa.com
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 15:9 توسط سید علی ابطحی |
|
|
دیشب رفته بودیم خونه پدربزرگ مادریم
آخه تو خانواده ما رسمه که اول می رفتیم خونه پدربزرگ پدریم و بعد از اعطای هدایا به منزل پدربزرگ مادری و بعد می اومدیم خونه خودمون و اهدای هدیه به بابای گلم . اما امسال خبری از اهدای هدیه به مناسیت روز پدر به بابابزرگ پدری و بابام نبود . انگار سیزده رجب امثال پنجره اش رو بر روی من بسته . بگذریم . راستی یادم رفت این عید رو بهتون تبریک بگم . عید بر همگان مبارک امیدم در تمام آسمان ها آسمانها را به نام او او را در بر گرفتم گرفتم عشقش را بدست دست را بدستش نهادم نهادم قلبم را به کامش کامش را گرفت امید قلبم را قلبم را به دست گرفت و گفت گفت تو هستی ثمره امید من من تو را دوست می دارم می دارم امید را به تو و تو پدرم عشق وجود (( خودم )) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 22:20 توسط سید علی ابطحی |
|
|
سلام . اولین لاگ در موضوع برو بچ .
من از اول وبلاگم شروع می کنیم دوستایی که تو وبلاگ نویسی کمک و یاریم کردن رو هر چند روز دو سه تاشون رو معرفی می کنم شما ها هم بد نیست این کا رو بکنید تا هم دوستای قدیمتون فراموش نشن . هم تاملی بهتر بین جامعه وبلاگ نویسا بر قرار بشه . مرسی قطره http://www.ghatreghatre61.persianblog.com علی امامی http://khoob.persianblog.com عرفان http://erfan702000.blogfa.com فاطمه ابطحي http://faaty.persianblog.com ستاره صبح http://nura.blogfa.com |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 11:38 توسط سید علی ابطحی |
|
|
دوستای خوبم ، شما منو تو این مدت می شناسین !
من از همه موضوعات می نوشتم ، بخصوص مسئله سیاست . درسته شما ها زیاد ( البته بعضی هاتون ) خوشتون نمی اومد . اما می نوشتم . اما شاید تا حالا متوجه شده باشین که من هفته به هفته یا دو هفته و یا تا سه هفته چیزی ننوشتم و یا اصلا به بحث های سیاسی نپرداحتم . می خوام ببینم شما می دونین علتش چیه ؟علت این ننوشتنا ؟ می خواستم درباره امپریالیسم غربی و اولین دولت با نمره بیست براتون بنویسم اما الآن اصلا حوصله ندارم . شاید تا چند روز دیگه آپ کردم . اگه وقت کردین حتما بخونینش . هر دوتاشو . خیلی جالبه . راستی یه طرح دیگه دارم . ( تو کلم پر طرحه تا این چند روزه رو مثل روز اول بشم ) می خوام همه رفیقایی رو که تو این مدت تو وبلاگ نویسی منو یاری کردن بهتون معرفی کنم . می خوام این کارو تو وبلاگ نویسا باب کنم که بجای پست های چرت و پرت لااقل یه تامل بین همدیگه ایجاد کنیم . به قول فرزاد حسنی :::: فکر کــــــــــــــــــــــــن ::::: |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 19:36 توسط سید علی ابطحی |
|
اصلا حال و حوصله ندارم الان از دندون پزشکی دارم میام می دونین جامعه شناسان در یک مسئله با هم دعوا دارن
راستی دیروز رفتیم ملاقات بابا . الحمد لله حالش خیلی خوب بود و می گفت که تو همین هفته ایشالله آزاد می شن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 18:19 توسط سید علی ابطحی |
|
|
امروز اگه گفتین چه روزیه .
امروز پنجشنبه ۵ / ۵ / ۸۵ مصادف با ولادت امام پنجم امام باقر علیه السلام . وقتی به کنار دریا قدم نهادم نهادم قلبم را در کنارش کنارش ایستادم و به گفتم گفتم مرا خواندی و من آمدم آمدم تا تو را به درون قلبم ببرم ببرم دلت را برای خود و خود را به تو بسپارم بسپارم امید و آرزوهایم را به تو و تو گفتی که هستم هستم در فکر و ذکر تو و تو بودی تمام آرزوی من و من داشتم آرزویی چون تو و تو و من هستیم برای هم """" خودم """"
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 12:30 توسط سید علی ابطحی |
|
به پیچ و خم زندگی تا حالا فکر کردین ؟ هیچ وقت نمیشه پشت پیچ رو پیش بینی کرد که چی در انتظارته . البته بعضی ها مثل خودم خیلی تلاش می کنند که پشت پیچ پیش بینی کنند . یه رفیقی دارم به نام عرفان که از بچه های وب لاگ نویسه . اون هم خیلی این کار رو دوست داره . یعنی پیش بینی های زیادی رو تو زندگیش می کنه . بگذریم . اما تا بحال شده مثلا تا یک مدتی پیچی رو تو زندگتون نبینین ؟ مثلا دردمون از بی دردیه ؟ اصلا اینو قبول دارین ؟ این حرف رو ؟ اما برای یک بار هم که شده امتحان کنین بد نیست که سعی کنین چند روز آینده رو پیش بینی کنین که مثلا فردا اولین کسی رو که می بینم کیه ؟ یا اون شخص با چه لباسی و چه جوری میبینمش . راستی عکس رو خودم گرفتما . نگین مثل بقیه عکس ها دزدیه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 12:9 توسط سید علی ابطحی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو
|
| درباره وبلاگ |
من سید علی ابطحی . متولد 23 دی 1365. ساکن قم . گاهی هم تهران و تابستونا کلاردشت .
من در افکارم آزادم . درباره سیاست و اجتماع و دین و خانواده خیلی دوست دارم بنویسم اما از همه بیشتر دوست دارم نوشته های عاشقاته از نوع حال به هم زنش بنویسم . ضمنا داستان های تخیلی هم زیاد می نویسم . پس گیر به اصل نوشته هام ندین . |
| پیوندهای روزانه |
|
مسابقه ریش و سبیل سیل صعودی صدام پنگوئن بی عصاب مار کانگورو خوار ماشالله حاج آقا بـــــــوش استقلال و پرسپولیس آر دی بیچاره سامرا قبل از خرابی جای پا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاست گروی عشقولانه شخصی دینی برو بچ زندگی با اطلاعاتی ها تصمیم کیلویی نامه ها سخن عکس ها نردبان داغ خاطرات پارس دُر بدون عنوان |
|
RSS
|