![]() |
![]() |
|
| خدايا آن كس كه در تنهاترين تنهاييم . تنهاي تنهايم نذاشت . در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار |
ما شیعان اثنا عشری عقیده داریم که بعد از شهادت امام حسن عسکری ، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به امامت رسیدند . اما پس از به امامت رسیدن ایشان و سوء قصد به جان مبارکشان ، ایشان از دیدگان مردم غائب شدند . بعد از مدتی بودن در غیبت صغری و فوت نواب اربعه ، ایشان به غیبت کبری رجوع کردند . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 18:25 توسط سید علی ابطحی |
|
|
سیر پیشرفت مردمان دنیا و گذر زمان در عالم خلقت ، وقایع نادر در رویدادهای مهم ، باعث دگرگونی دنیا و نظام عالم شده است . از دیر باز تا کنون خیلی از انسانها آمدند و رفتند . خیلی از این آدمها انسانهای خوب بودند و بعضی از آنها بد . خیلی ها انسانهای عالمی و بعضی نادان و جاهل . در این دنیا کلمات متضاد بسیار زیادند . خوب و بد ، زشت و زیبا ، بزرگ و کوچک ، ضعیف و قوی ، شب و روز ، اما اینها تاریخی برای وجود و عدم وجود دارند . مثلا تاریخ روز دوازده ساعت است و بعد در هنگام شب به انقضاء می رسد . این مسئله در تمام حالات بشر وجود دارد . تاریخ انقضاء را ما بیشتر در مواد غذایی مثل شیر و غیره می بینیم ، اگر یکی از این مواد تاریخ انقضایش تمام شود از آن استفاده نمی کنیم . این مقدمه را بیان کردم تا به منظور اصلیم برسم . از اول خلقت خیلی از تمدنها و رئسای ملل بودند که تاریخ برای وجود و انقضای وجود داشتند . از این دسته بسیار زیادند که حتی تاریخ هم حوصله اش سر رفته که چرا اینقدر تاریخ تکرار می شود و یکی به انقضایش توجه نمی کند . برده گیری و زور گویی قرن ها پیش رواجی عامیانه داشت . اما الآن تاریخ انقضای آن تمام شده ، لیکن دیده شده است که هنوز از این عمل منقضی استفاده می کنند . استعمار که نه تنها از انقضای خود گذشته بلکه گندیده هم شده و بوی وحشتناک او تمام عالم را برداشته است . اکثر دُوَلِ دنیا چندین سال است سلطه استعمار خارج شده و به استقلال رسیده اند . اما استعمار گران به عام بدیهی نرسیده اند که دیگر تاریخ استعمال و زور گویی ، خودخواهی و ظلم گرایی ، تجاوز و جنگ ، برده داری و تبعیض نژادی پایان یافته و به انقضاء و حتی فاسد شده است . آمریکا از دیرباز تا کنون با تفکرات استعمار گری ، ذهن مردم خود را مملو از این مسائل کرده و هنوز از این اراجیف تاریخ گذشته استفاده می کنند . طرح خاورمیانه نتیجه خودخواهی ها . جنگ و تجاوز نتیجه استعمار که به این کار معتاد شده اند ، کشتار وحشیانه که نتیجه نژاد پرستانه خود است . این تفکرات باعث شده است که با عقب افتادن آمریکا در فنون ، کشور های جهان سوم را به رشد وا دارد و در مقابل این زورگوی دیرینه قد علم کنند . آمریکا و حامیانش شکست های پیا پی خود را که تاریخ به ثبت رسانیده ، عبرت خود قرار نمی دهند و از اعمال گذشته خود پند نمی گیرند ( آخه هیچی ناوافهمن )
آمریکا سرزمین تاریخ انقضایی هاست . افکار و عقائد و اعمال و رفتاری دارند که به عقل جن هم نمی رسد . امریکا سرزمین انقضاهای فکری است مردمانی که از تاریخ فقط اسمش را می دانند و اعتنایی به محتوایش نمی کنند |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 15:16 توسط سید علی ابطحی |
|
در عصر رسانه و به قول مدرنيزه ها ، دهكده جهاني ، ارتباطات راه گسترده اي براي تبادل نظر بين مردم جهان بوجود آورده است .
اما در اين ميان ، سود جوياني با دخالت و رخنه در اين دنياي مجازي ، باعث آلوده كردن اين جو دهكده در جهان شدند . سايت اركات كه اكثر دوستاران اينترنت با آن آشنا هستند ، يكي از اين محافل است . زماني كه من عضو اين سايت شدم ، دو ميليون نفر عضو داشت و الان سيزده ميليون نفر عضو دارد . بعد از فيلتر كردن اين سايت توسط جمهوري اسلامي ايران ، مشتركين داخل ايران را كم كرد . البته در اين ميان مشتركيني بودند كه بوسيله راههايي از اين سايت استفاده مي كردند . در مشهد يكي از آي اس پي هاي اين شهر ، از فيلتر كردن اين سايت دوري كرده و مشتركين زيادي را دور خود جمع كرده است . برنامه هاي پروكسي و صفحات پي اچ پي پروكسي ، راههاي همواري را براي رد كردن اين سايت از فيلتر بوجود آورده اند . دشمنان انقلاب از اين فرصت استفاده كرده و به جو سازي عليه انقلاب پرداخته اند و افكار مردم را كه حامي اي در اين سايت به علت فيلترينگ ندارند ، متزلزل مي كنند . پدرم كه عضو اركات بوده و هست ، به جهت اينكه خود روحاني و عكسي كه در اركات گذاشته روحاني است ، دشمنان و مخالفيني پيدا كرده است . شاه دوستان و مخالفين انقلاب و جمعي از منافقين و حتي پيروان متصوفه به ايشان حمله مي كنند . امروز صبح وقتي به زور خودم رو از رختخواب بيرون مي كشيدم و با كمال خستگي كه البته خستگيم براي رفتن ديروز به فوتبال بود . راستي جاتون خالي خيلي چسبيد . با برو بچ رفته بوديم فوتبال و حسابي چسبيد . البته نا گفته نمونه كه اين بساط فوتبال هر چند روز يك بار فراهم مي شه و اگه خواستين تيمتون رو بيارين با هم مسابقه بديم . آه ببخشيد حواسمو پرت شد . ببخشيد . داشتم مي گفتم . خلاصه چشمامو به زور باز كردم ديدم بابام بالاي سرن واستاده و مي گه كه يكي تو اركات يك آي دي باز كرده و همه پروفايلش مثل خودمه . تازه يك مطلب جالب و اون اينكه در يك قسمت پروفايلش نوشته : اين آي دي رو به دستور مقام معظم رهبري باز كردم . خلاصه منم كه با اين حرف بابا خواب از سرم پريده بود ، يكدفعه به ذهنم رسيد خوبه خوراك بلاگم امروز رسيد . اما واقعا می گم کسایی که دست به این کار می زنند ، فقط دارند سر خودشون رو شیره می مالند و همیشه در این کار ها شکست خوردن . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 15:4 توسط سید علی ابطحی |
|
|
دیروز یک اتفاق نادر در خانواده ما افتاد . بعد از بیست و یک سال از زندگی مشترک پدر و مادرم ، پدرم برای مادرم یک دسته گل خرید . وقتی من و برادرم امیر حسین به دنیا آمدیم ، به گفته شاهدان حتی یک شاخه گل پدرم نخرید . پدرم عقیده داره وقتی آدم گله ، دیگه جایی که می خواد بره گل نمی خواد ببره چون خودش داره می ره . در ثانی می گه اون محبتی که با گل بوجود می آید کشکه . البته به گفته پدرم می گه من اینقدر خوشحال بودم که اصلا تو فکر گل و شیرینی نبودم . محبت باید در قلب آدم باشه و خداییش این مسئلرو من تو این چند سالی که خوب از بد تشخیس دادم ، این رو به وضوح دیدم که محبت پدرم به مادرم و باعکس فراتر از تصوره . خلاصه ما هنوز در کشف این مسئله هستیم که بعد از بیست و یک سال عامل این حرکت چه بوده . با امیر حسین یک اکیپ تجسس تشکیل دادیم ، اما هنوز سر نخی پیدا نکردیم . عقلمون دیگه کفاف نمیده . خوب بابا هم چیزی بروز نمی ده . با مامان هم دست به یکی کردیم اما نشد که نشد . اما هر چه بوده کاری بسیار پسندیده است . من که عقیدم با بابام فرق فوکوله . من می گم ابراز محبت نباید به قول ما طلبه ها تقدیری باشه بلکه باید به مرحله ظهور هم برسه . چی دسته گل و چی یک کلمه . ( داره یواش یواش حالم بهم می خوره از این حرفای عاشقانه که زدم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 19:11 توسط سید علی ابطحی |
|
|
یکی از مراکز مهم در قم و بلکه جایگاهی برای تبادل نظر بین طلاب و به قول خودمان مباحثه ، مسجد اعظم و شبستان مقابل حرم است . اما بر اثر زیادی جمعیت و کمبود مکان ، و پس از ساخت شبستان امام خمینی به دست پر توان رئیس جمهور محبوب سابق ، حجه الاسلام سید محمد خاتمی ، باعث گرایش طلاب و دانشجویان به این مکان شده است . وسعت محل نشستن ، سیستم گرمایی و سرمایی مدرن ، نور مناسب ، طراحی بسیار زیبا در دور تا دور شبستان ،استفاده از لوستر های وزین در زیبایی شبستان و خیلی شرایط دیگر ، محفلی بسیار عالی را برای همه اقشار جامعه محیا کرده است . اما نکته ای که اهمیت دارد ، آن است که در شهر قم تعداد اصلاح طلبان و پیروان افکار جناب آقای خاتمی بسیار قلیل است و در مقابل ، اصول گرایان و با تفکرات اصولی ، بسیار زیاد . چه بسا دیده شده است این دو قشر جامعه در کنار هم مشغول تحصیل هستند . شاید عجیب باشد که در اوایل ریاست جناب آقای خاتمی در پست رئیس جمهوری ، دانشجویان و طلاب مانع ورود ایشان به قم می شدند ،علی رقم این مسائل ، ورود آقای خاتمی و دیدار ایشان با مراجع تقلید و بزرگان شهر ، جو آن زمان را تا حدی خوابانید . در زمان تصدی ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی ، تعدادی از مردمان قم مخالف افکار ایشان بودند ، اما در این چند سال اخیر دیگر خبری از این مسائل نیست . بعد از سخنان جناب آقای خاتمی در پایان ریاست جمهوری ، مبنی بر اینکه ، اصلاحات بدون اصول ناقص و اصول بدون اصلاحات نقص دارد و از طرفی موانعی که بر سر راه اجماع اصلاح طلبان در انتخابات نهم و پیروزی اصول گرایان ، باعث خوابیدن جنجال سیاسی کهنه چپ و راست شد که بعد ها طنز نویسان بالا و پایین را هم بر سر کار آوردند . افکار پیروان اصلاحات بر همگان مقدس است ، اما عملی کردن این افکار نیاز به وجود اشخاص در راس حکومت دارد . در هشت سال دولت جناب آقای خاتمی ، ایشان حرکات متعددی در پیشرفت این هدف بزرگ پرداختند . اما متاسفانه در چهار سال اول ریاست جمهوری از سوی ایشان ، به تثبیت اصلاحات در جامعه و در چهار سال دوم به تشریح پرداختند که این عمل خود باعث کند حرکت کردن اصلاحات در جامعه شد . اما بعد از جناب آقای خاتمی و در تصدی ریاست جمهوری بوسیله جناب آقای احمدی نژاد ، به وضوح دیده شد که اصلاحات عملی شده است . افکار اصلاحات به ثمر نشسته و از تقدیر به ظهور رسیده است . این مساله را هم اصلاح طلبان و هم اصول گرایان باید قبول داشته باشند ، دولتی که الآن بر سر کار است ، با افکاری چون جناب آقای خاتمی ، حرکتش به سوی اهداف خود کند و ضعیف می شد . دولت نهم اگر قبل از خود کسی چون خاتمی را نداشت ، نمی توانست در آن جو حاضر بر جامعه قد علم کند و دم از اصول بزند . با آرزوی موفقیت روز افزون برای تمامی رئسای کشور عزیزمان ، " جمهوری اسلامی ایران " چه سابق وو چه حاضر |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 20:14 توسط سید علی ابطحی |
|
|
امروز یک اتفاق نادر افتاد . امروز 1426/2/2 و 1384/12/12 و 2006/3/3 . این خیلی جالبه ها . در تمام تاریخ های قمری و شمسی و میلادی ، روز و برج یکی است . خوب بریم سر اصل مطلب . در پست قبلی براتون نوشتم که پدرم از عراق برگشت . پدرم در زمان رژیم صدام ، دوبار رفته بود به عراق و الآن هم که برگشته ، قضایای زیادی داره . البته بیشتر این قضایا مقایسه ای است .
پدرم می گوید : وقتی ما از مرز خودمان با ارائه پاسپرت یا همان گذرنامه و با نشان دادن ویزا یا همان روادید فارسی خودمون ، به خاک عراق از مرز مهران وارد شدیم . در اونجا حدود چهار ساعت منتظر ایستادیم ، چون قانون است که باید حداقل 14 تا اتوبوس باشند تا مجوز حرکت دهند . همراه این 14 تا اتوبوس دو خودروی محافض با تمام تجهیزات ، ما را اسکورت می کردند . راه سه ساعته با خودروی معمولی را ، شش ساعت طول کشید . چون مصادف شده بود با واقعه خرابی حرم مطهر امام هادی و امام عسکری . ما را از بیراهه ها می بردند و چون راه نجف ، راهی است که بغداد به سامرا را قطع می کند ، بخاطر همین مسئله مدت ها اینان را نگه می داشتند . نجف چون تحت حفاظت خود عراقی ها و شیعه نشین ها و زیر نظر آیت الله العظمی سیستانی است ، هیچ آمریکایی حق ورود به نجف را ندارد و همه آمریکایی ها از این شهر خارج و به حومه رفته اند . البته شهر کربلا هم همین حکم را دارد . پدرم می گوید : در حرم امیر المومنین علیه السلام ، آثار گلوله و ترکش به وضوح دیده می شود . پ
درم ادامه داد : ما در حرم نشسته بودیم که یکدفعه صدای همهمه شدیدی در حرم پیچید . صدای یا حسین و الله اکبر ، حرم را به لرزه در آورده بود . دقت کردم دیدم مقتدا صدر وارد حرم شد . به شعاع 20 متر دور او را مردم گرفته بودند . همه محافظین او مصلح و اماده تیراندازی بودند . حتی یکدفعه یکی از شرته های حرم اومد نزدیک بشه که با دست اون رو به عقب پرتاب کردند . تمام پولهای عراق تغییر کرده بود . بر روی تمام پولها و سند های رسمی عراق به صورت « جمهوری عراق » نقش بسته است . وضعیت مغازه ها و کالا و اجناس ، خلاف گفته های خیلی ها ، وضعیت بسیار خوبی دارند . پدرم درباره رفتن به کربلا می گوید . از نجف تا کربلا سه ساعت به طول انجامید . در راه به زیارت قبر حر رفتند . بعد از زیارت خبر انفجار در کربلا را به گوش آنان رساندند و به خاطر همین مسئله مارا مدتی نگه داشتند . در نزدیکی کربلا به فاصله چهار کیلومتری حرم اتوبوس توقف می کنه و اعلام رفتن پیدا رو به مسافرا می ده . در این فاصله تا حرم پنج ایست بازرسی وجود داشته و در هر ایست بازرسی ، تفتش کامل به عمل میومیده . البته نکته ای که لازم به ذکر است این است که آمریکایی ها حق تیر اندازی به هر کسی که به طرف آنان نزدیک می شوند را دارند . چون احتمال حمله انتهاری وجود دارد . راستی در بین الحرمین کافینتی است که فقط یک سیستم دارد و برق اون با یک موتور برق نفتی کار می کند . انترنت آنجا فیلتر نیست و گزگ و ارکات رو میشه کار کرد . در دیوار ها و صحن حرم امام حسین و حضرت ابوالفضل علیه السلام ، آثار گلوله و تیر به خوبی مشاهده می شود . یک مسئله جالب ، گوشت اونجا کیلویی 300 تومان بود اما در موقع برگشتن هم ، راه کمی را ، به مدت زیادی سپری کردند . لازم به ذکر است که در رفت و برگشت بخاطر وجود زیادی اتوبوس ، نمی توانستند برای کار های ضروری بایستند . برای همین در رفت و برگشت ، کلا دوبار برای به قول معروف دست به آب می ایستادند .
اما به اظهارات اکثر عراقیان ، این حمله عراق چند وجه خوب و بد دارد . خوبیت آن ، آزادی افکار و راهت زندگی کردن مردم است ، اما ضرر های آن جنگ های اعتقادی و قومی است و از نظر دیگر وجود اصلحه در تمام اقوام و اقشار جامعه . براندازی دولت صدام باعث وجود بازراهای کالا از تمام جهان ، علی الخصوص ایران شده است ، اما انتقادی که بر این کار است ، دزدی آمریکایی ها از منابع غنی نفت عراق است . خوشحالی عراقی ها از این جریانات ، بخاطر گرفتن حقشان از ظلمهایی که صدام بر سر مردم روا داشته ، اما از آن طرف نگران حجوم فرهنگی آمریکایی به مردم هستند . به امید روزی که عراق را چون سرزمینی آباد و متمدن ببینیم . |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 19:47 توسط سید علی ابطحی |
|
![]() امشب پدر و مادرم از عراق وارد ایران شدند و در مرز مهران در ساعت حدود پنج تماس گرفتند که ما وارد ایران شدیم . وقتی صدای اونا رو شنیدم یک نفس راحت کشیدم که خدا رو شکر سالم به ایران اومدن . البته فردا عصر انشاالله در قم هستند . در روزای آینده خاطرات و حوادث عراق رو از زبون پدرم براتون می نویسم . اما همیشه فکر اینکه بخاطر سربازی نتونستم برم پابوس حرم آقام ، اعصابم خورد می شه . آخه این همه سرباز فداکار وطن . این همه نیروی آماده خدمت و ارتش بیست میلیونی ، آیا هنوز سرباز می خواد . می گن سربازی برای آدم شدنه . اما با این همه سیگاریو آدم های بد بد در جامعه مگه میشه آدم سالم از سربازی بر گرده . می گن مرد می شی . مگه مردی به یاد گیری فنون جنگه . اینکه حرف قرون بستایی هاست . والا و بالله من هنوز فائده سربازی رو نفهمیدم . فقط می دونم که با این کار ، نمی زارن جوونا به زیارت امام حسین برن |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 23:5 توسط سید علی ابطحی |
|
مدتی است صحبت از باغ قلهک در محافل بوجود اومده . باغی در تهران که با مساحت ۲۰ هکتار ، در بهتربن محل شهر که به قول انگلیسی ها سفارت تابستانی نامیدند ، قرار دارد . طلاب و دانشجویان با ادله ها یی مبنی بر اینکه این باغ متعلق به کشور انگلیس نیست و باید باز پس گرفته شود ، به عنوان اعتراض در جلوی این باغ تجمع کردند . دوباره مثل جریانات اخیر و بلکه همیشه ، با کند و تعلل کردن دولت مردان ، حضور خود جوش طالبان علم را بر روی صحنه آورد . این باغ در زمان ناصر الدین شاه قاجار به انگلیسی ها بخشیده شد . این باغ را انگلیس به عنوان سفارت انخاب کرده ،لیکن سفارت انگلیس در خیابان فردوسی است . در این باغ ساختمان هایی چون مرکز مطالعاتی به نام انجمن ایرانشناسی بریتانیا و دو مدرسه که در حال حاضر به مدارس آلمانی ها و فرانسوی ها اختصاص دارد ، موجود است . این باغ ارزش بسیار بالایی دارد که حتی تا کنون قیمتی بر روی این زمین نگذاشتند . منطقه حاصل خیزی این باغ ، می تواند پارک بسیار خوبی برای مردم باشد . اما این غاصبان بالفطره ، دست از تکه ای از خاک وطن را بر نمی دارند . براستی چه هدفی اینان دارند ؟ . مذاکره دیپلماسی تا کی ؟؟ آیا ثمره ای دارد ؟ . آیا واقعا آنجا سفارت انگلیس است یا ................؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 23:1 توسط سید علی ابطحی |
|
امروز رفتم به نمایشگاهی در قم . بعد از وقایع درگیری و آشوب در قم ، دولت مردان با سیاست خوبی که از خودشون به خرج دادند ، بر پایی تاریخچه صوفیان و دراویش با سند رسمی بود . پخش انواع مستند ها و تصاویر و نوشته ها . البته شاید بگین که چرا من عکس نگذاشتم . چون انجا برو بچ اطلاع....... یان ریخته بودن و تماما تحت کنترل داشتن . مانع بردن دوربین به داخل می شدن و حتی سویچ ماشنمو هم گشتن که نکنه توش بمب باشه ! . البته حق با اونهاست ، چون احتمال حمله در اونجا خیلی زیاد است و حق والانصاف ، خوب اونجا رو اداره و تحت کنترل داشتند . بگذریم . در اونجا مطلبی رو برام جلب توجه کرد و اون اظهارات شریعت بود . شریعت رهبر اینان در قم است . به اصطلاح با اجازه تابنده قطب دراویش ، مجوز تاسیس خانقاه رو گرفته بود . او با شعار اینکه اگر در قم پیروز شوین در ایران پیروزیم و شکست در قم ، مساوی است با شکست همه دراویش ، به فتنه انگیزی می پرداخت . اینان با ظاهر سازی در برابر مردم ، به فریب کاری پرداختند . اینان با برنامه قبلی ، پشتبام خانقاه رو با آجر و سنگ تجهیز کردند . بعد در شب حادثه با آن بر سر مردم ریختند و به درگیری و صحنه سازی پرداختند . در ایام محرم به بهانه عزاداری مهلتی از شهرداری برای خالی کردن اون خونه ، اما با شنیدن خبر مهلت ، به پای کوبی در محل پرداختند و ایام محرم را برای خود ، روزهای شاد طلقی کردند . اما دقت به مثالی که می گه بعد از هر خنده ای گریه است نکردند . اینان حرمت نام حسین علیه السلام رو هم نگه نداشتند . طبق مستندات رسمی در نمایشگاه ، حاکی از آن است که با برنامه قبلی و دعوت از تمام دراویش از سراسر ایران و برنامه آشوب گرایانه و قول های مع الفارقه با شهرداری و ایجاد مزاحمت برای همسایگان مبنی بر آمدن بر پشتبام منزل و ایجاد سر و صدا بدون حق قانونی ، به صحنه سازی پرداختند . شریعت با درخواست از شبکه های بی بی سی و سی ان ان در ایران که با حضور خود و عکس جلوه دادن قضیه ، به حمایت از آنان بپردازند . حدود ۱۵۲۳ نفر در محل حضور پیدا کرده و به تحسن پرداختند . بعد از ختم قائله و بازجویی های از اینان ، چند درصدی اظهار داشتند که ما برای آشوب به قم آمدیم . عده این حرکت به قم را برای حمایت از خانقاه می دانستند و عده سکوت اختیار کردند و یعد از حادثه ، ۱۴۰۰ نفر ، از جمله رنان را آزاد کردند . البته لازم به ذکر است که حدود دویست نفر آنان قبل از درگیری پا به فرار گذاشتند . سلسله دراویش صحنه ساز ، با نقیض نشان دادن زهد و تقوا به مردم ، در پشت پرده و در زمان حکومت ظالم پهلوی ، به همکاری با آنا پرداخند . آنا عقیده دارند که ما از سیاست جدا هستیم ، اما نه تنها به دیگران دروغ می گفتند و می گویند ، بلکه به خودشان هم حقه می زنند . اینان با حرف رسیدن به فنا خدا و قوطه ور شدن در ذات خدا ، خود را به لجن زاری تبدیل می کنند که خود نمی دانند راه رهای از آن چیست . در کتاب گنابادی ، قطب دراویش آمده که : چون ما برای خداییم ، پس دیگر عبادت و رعایت شرع برای ما فائده ندارد و راه ما را به رسیدن به خدا کند می کند . از این رو دیگر پیبند به هبچ یک از قوانین اسلام نیستند . در اعترافات قطب های دراویش و بعضا زمانی که اینان به اعمال پلید خود پی برده و قصد توبه را می کنند ، این گونه اظهار کرده اند : چون در قوانین صوفیه آن است که چه دختر و چه پسر در پستوی نگه می دارند و به او القائاتی می کنند و به گونه ای که اورا هبپنوتیزم می کنند . در بیانات یکی از اینان آمده که چندین عمل نامشروع و زنا و لواط انجام داده . مشروب را می نوشند و عقیده دارند که وقتی می نوشیم ، از گلو که رد میشه تبدیل به شربت می شه . حالا چه شربتی الله اعلم . با تشکیل جلسات فساد خانه به اصطلاح به علی گویی می پردازند . اینان به نام مبارک علی علیه السلام هم رحم نکردند . انواع عمل های زشت را انجام می دهند و نام علی را به زبان می آورند . امیر المومنی را خدا و قطبشون رو پسر علی می دونند . در بعضی از فرقه های صوفیه ، یکی ادعای حضرت حجت می کند . در عین ظهور ( البته جسمی که روحش مرده یک جسد متافن است ) خود را مهدی موعود می نامد و می گوید به امر خدا هنوز ، دقت کنید هنوز ظهور نکرده ام . خدا به اینان در روز قیامت رحم کند . با این همه به گمراهی کشیدن مردم ، دست زدن به اعمال گثیف ، رد کردن کل دین اما زیر سایه دین ، حمایت بعضی از کوردلان از این فرق گمراه ، پر کردن مغز جوانان از اراجیف خود . جدیا اینا چی جور می خوان جواب خدا رو بدن ؟ واقعا عجب صبری خدا دارد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 0:6 توسط سید علی ابطحی |
|
|
مدتی پیش که همتون از این جریانا خبر دارین ، توهین بعضی جراید غربی به حضرت رسول اکرم صلی الله علیه ، فرستاده رحمت و مغفرت ، بوسیله کاریکاتو ، این کلام بی زبان . اهانت هایی به پیامبر کردند .
البته شاید بپرسین چرا این قدر دیر به فکر افتادم . اما راستش هدفم شنیدن گفته ها و نظر ها بود .
اما به فکر این نبودند که ائمه اطهار و مقدسات اسلام در خون و ریشه هر مسلمانی است و نمی توانند ذات مسلمان را بخشکانند . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 23:50 توسط سید علی ابطحی |
|
![]() امروز هرچی نشستم فکر کنم چی بنویسم ، نشد که نشد . اصلا انگار کلا مخم تعطیل شده بود ( مثل همیشه که هست ) . بعضی وقتی مغز آدم طوری به قول برو بچ ، هنگ می کنه که کلا تعطیل میشه . البته درسته من نه قسم خوردم و نه قول دادم که براتون بنویسم اما .......... قول میدم دیگه تاخیر حتی یک روزه هم نندازم . قول می دم . قول مردونه . اما یک سری به پیوندای روزانه بزنین .! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 13:0 توسط سید علی ابطحی |
|
|
پیرامون آن تحقیقاتی که من به عمل آوردم و باعث بروزی ، برخی از مبهمات شدم ، یکی از آنان این بود که انواع حلقه ها ر. در جامعه استخراج کنم .
در این کره خاکی حلقه بسیار زیاد است و این واژه در اکثر کلمات مهاوره ای ایرانیان استفاده می شود .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم اسفند 1384ساعت 14:57 توسط سید علی ابطحی |
|
|
ماه رمضان بود . هوا کمی خنک و باد ملایمی می آمد . شهر مشهد . شهر امام رضا علیه السلام . 15 رمضان 1354 هجری قمری و در ماه آذر ، روز 19 سال1314 هجری شمسی و 22 دسامبر 1935 . پسری به دنیا آمد . به مناسبت روز تولد امام حسن مجتبی علیه السلام ، نام او را حسن گذاشتند . در خانواده ، او را به سید حسن خطاب می کردند و این نام را بیشتر مادرش استفاده می کرد . سید حسن جان . او تک پسر خانواده و پدرش در مشهد معروف به سید رضا قالب تراش بود . در سن شش سالگی ، سید حسن قرآن را حفظ کرد و مشغول یاد گیری مقدمات علوم دینی شد . او راهش را برای خدمتگذاری به امام زمان ارواحنا فداه و خدای عزوجل انتخاب کرده بود ، لذا به حوزه های نجف و قم و تهران و مشهد ، نزد اساتیدی چون آیت الله العظمی خویی و آیت الله العظمی مرعشی نجفی و آیت الله العظمی شریتمداری و حضرت امام رحمت الله علیه و دیگر اساتیدی چون حاج شیخ مجتبی قزوینی و دیگر اساتید برجسته آن زمان به کسب علم پرداخت .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 0:3 توسط سید علی ابطحی |
|
|
عــــــــــــــــــــــــــــــــراق
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 21:21 توسط سید علی ابطحی |
|
یکی از شهر هایی که از زمان قدیم ، حاکمان زور گویی چون امویان و عباسیان ، اعتقادات آنان را نسبت به تشیع ضعیف کند ، قم بود . براستی چرا این مردمانی که قدرت تفکر در برابر مشکلات و اراجیف ، که بعضی از شیاطین و منحرفین دین از خود ارائه می دهند را ندارند . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 22:38 توسط سید علی ابطحی |
|
امروز ساعت 4/30 دقیقه، بابا و مامانم رفتن کربلا . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 21:47 توسط سید علی ابطحی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو
|
| درباره وبلاگ |
من سید علی ابطحی . متولد 23 دی 1365. ساکن قم . گاهی هم تهران و تابستونا کلاردشت .
من در افکارم آزادم . درباره سیاست و اجتماع و دین و خانواده خیلی دوست دارم بنویسم اما از همه بیشتر دوست دارم نوشته های عاشقاته از نوع حال به هم زنش بنویسم . ضمنا داستان های تخیلی هم زیاد می نویسم . پس گیر به اصل نوشته هام ندین . |
| پیوندهای روزانه |
|
مسابقه ریش و سبیل سیل صعودی صدام پنگوئن بی عصاب مار کانگورو خوار ماشالله حاج آقا بـــــــوش استقلال و پرسپولیس آر دی بیچاره سامرا قبل از خرابی جای پا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاست گروی عشقولانه شخصی دینی برو بچ زندگی با اطلاعاتی ها تصمیم کیلویی نامه ها سخن عکس ها نردبان داغ خاطرات پارس دُر بدون عنوان |
|
RSS
|