از همه جا ... از همه چی ... از همه کس

ما شیعان اثنا عشری عقیده داریم که بعد از شهادت امام حسن عسکری ، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به امامت رسیدند . اما پس از به امامت رسیدن ایشان و سوء قصد به جان مبارکشان ، ایشان از دیدگان مردم غائب شدند . بعد از مدتی بودن در غیبت صغری و فوت نواب اربعه ، ایشان به غیبت کبری رجوع کردند .
اما نکته ای که مهم آن است که در زمان غیبت کبری طبق آیات و روایات ، هر وقت موانع ظهور از بین برود ایشان ظهور می فرمایند . چون این عمل وعده خداوند است و وعده خدای عزوجل هیچ وقت عقب و تاخیر نمی افتد .
اما این موانع بسیار زیادند و ظهور وجود مقدس حضرت ولی عصر ارواحنا فداه را به تاخیر می انجامد . یکی از عصر های ایام هفته اخیر داشتم تلوزیون نگاه می کردم که ناگهان حادثه و اتفاقات چهارشنبه سوری را پخش کرد .
یکی از خرافات بزرگ و غیر قابل قبول عقل ، همین داستان چهارشنبه سوری است . 
ما مسلمانیم . تنها دینی که در آن شما امکان فقیه شدن در دین را دارید .  یکی از واجبات آن است که باید در دین فقیه شوید ، اما اگر امکاناتش تباشد باید مقلد شوید . دین اسلام بر پایه فکر وقدرت تفکر بنا شده است ، اما چرا با این ضمینه فکری ، اعمال دور از عقل می کنم . این کلمه که زردی من از تو سرخی تو از من ، چه تاثیری داره که با پریدن از روی آتیش بوجود می آید . بجز اینکه باعث می شه یک خانواده به علت سوختگی برخی از اقوام دارای ناراحتی های زیاد بشود . بجز اینکه ضرر و زیان دارد . بجز اینکه وجود فساد در جامعه می کند .
حالا پریدن از آتش به کنار دیگه این ترقه بازی ها چه صیغه ای است . زمانی که ایرانیان باستان این رسم بیخود و زیان آور و بیهوده را بنیان نهادند ، ترقه بازی رو فکر نکنم در آن قرار داده باشند . آخه آنسان با ناهنجاری صوتی خوشحال می شود ؟
اگر بنا به تفریح باشه که می شه در 365 روز سال تفریح کنیم .
آیا ظهور حضرت ولی عصر ارواحنا فداه با این خرافه ها جور در میاد ؟ . آیا وقتی حضرت از مردم تقاضا کنند که دست از این خرافه پرستی ها بر داریم اینان عمل می کنند . دعا کردن برای ظهور حضرت خیلی خوبه اما باید کمر همت بست و این خرافه ها رو از اذهان عمومی پاک کرد .
بیایید فرارسیدن بهار را جشن بگیریم و با ناراحتی ها و خرافه گروی هایمان این رویداد مهم را بر خودمان حرام نکنیم

نوشته شده توسط سید علی ابطحی در ساعت 18:25 | لینک  | 

سیر پیشرفت مردمان دنیا و گذر زمان در عالم خلقت ، وقایع نادر در رویدادهای مهم ، باعث دگرگونی دنیا و نظام عالم شده است . از دیر باز تا کنون خیلی از انسانها آمدند و رفتند . خیلی از این آدمها انسانهای خوب بودند و بعضی از آنها بد . خیلی ها انسانهای عالمی و بعضی نادان و جاهل .

در این دنیا کلمات متضاد بسیار زیادند . خوب و بد ، زشت و زیبا ، بزرگ و کوچک ، ضعیف و قوی ، شب و روز ، اما اینها تاریخی برای وجود و عدم وجود دارند . مثلا تاریخ روز دوازده ساعت است و بعد در هنگام شب به انقضاء می رسد . این مسئله در تمام حالات بشر وجود دارد . تاریخ انقضاء را ما بیشتر در مواد غذایی مثل شیر و غیره می بینیم ، اگر یکی از این مواد تاریخ انقضایش تمام شود از آن استفاده نمی کنیم .

این مقدمه را بیان کردم تا به منظور اصلیم برسم .

از اول خلقت خیلی از تمدنها و رئسای ملل بودند که تاریخ برای وجود و انقضای وجود داشتند . از این دسته بسیار زیادند که حتی تاریخ هم حوصله اش سر رفته که چرا اینقدر تاریخ تکرار می شود و یکی به انقضایش توجه نمی کند .

برده گیری و زور گویی قرن ها پیش رواجی عامیانه داشت . اما الآن تاریخ انقضای آن تمام شده ، لیکن دیده شده است که هنوز از این عمل منقضی استفاده می کنند .

استعمار که نه تنها از انقضای خود گذشته بلکه گندیده هم شده و بوی وحشتناک او تمام عالم را برداشته است . اکثر دُوَلِ دنیا چندین سال است سلطه استعمار خارج شده و به استقلال رسیده اند .

اما استعمار گران به عام بدیهی نرسیده اند که دیگر تاریخ استعمال و زور گویی ، خودخواهی و ظلم گرایی ، تجاوز و جنگ ، برده داری و تبعیض نژادی پایان یافته و به انقضاء و حتی فاسد شده است .

آمریکا از دیرباز تا کنون با تفکرات استعمار گری ، ذهن مردم خود را مملو از این مسائل کرده و هنوز از این اراجیف تاریخ گذشته استفاده می کنند . طرح خاورمیانه نتیجه خودخواهی ها . جنگ و تجاوز نتیجه استعمار که به این کار معتاد شده اند ، کشتار وحشیانه که نتیجه نژاد پرستانه خود است . این تفکرات باعث شده است که با عقب افتادن آمریکا در فنون ، کشور های جهان سوم را به رشد وا دارد و در مقابل این زورگوی دیرینه قد علم کنند .

آمریکا و حامیانش شکست های پیا پی خود را که تاریخ به ثبت رسانیده ، عبرت خود قرار نمی دهند و از اعمال گذشته خود پند نمی گیرند ( آخه هیچی ناوافهمن )

 

آمریکا سرزمین تاریخ انقضایی هاست . افکار و عقائد و اعمال و رفتاری دارند که به عقل جن هم نمی رسد .

امریکا سرزمین انقضاهای فکری است

مردمانی که از تاریخ فقط اسمش را می دانند و اعتنایی به محتوایش نمی کنند

نوشته شده توسط سید علی ابطحی در ساعت 15:16 | لینک  | 

در عصر رسانه و به قول مدرنيزه ها ، دهكده جهاني ، ارتباطات راه گسترده اي براي تبادل نظر بين مردم جهان بوجود آورده است .

اما در اين ميان ، سود جوياني با دخالت و رخنه در اين دنياي مجازي ، باعث آلوده كردن اين جو دهكده در جهان شدند .

سايت اركات كه اكثر دوستاران اينترنت با آن آشنا هستند ، يكي از اين محافل است . زماني كه من عضو اين سايت شدم ، دو ميليون نفر عضو داشت و الان سيزده ميليون نفر عضو دارد . بعد از فيلتر كردن اين سايت توسط جمهوري اسلامي ايران ، مشتركين داخل ايران را كم كرد . البته در اين ميان مشتركيني بودند كه بوسيله راههايي از اين سايت استفاده مي كردند .

در مشهد يكي از آي اس پي هاي اين شهر ، از فيلتر كردن اين سايت دوري كرده و مشتركين زيادي را دور خود جمع كرده است . برنامه هاي پروكسي و صفحات پي اچ پي پروكسي ، راههاي همواري را براي رد كردن اين سايت از فيلتر بوجود آورده اند .

دشمنان انقلاب از اين فرصت استفاده كرده و به جو سازي عليه انقلاب پرداخته اند و افكار مردم را كه حامي اي در اين سايت به علت فيلترينگ ندارند ، متزلزل مي كنند . پدرم كه عضو اركات بوده و هست ، به جهت اينكه خود روحاني و عكسي كه در اركات گذاشته روحاني است ، دشمنان و مخالفيني پيدا كرده است . شاه دوستان و مخالفين انقلاب و جمعي از منافقين و حتي پيروان متصوفه به ايشان حمله مي كنند .

امروز صبح وقتي به زور خودم رو از رختخواب بيرون مي كشيدم و با كمال خستگي كه البته خستگيم براي رفتن ديروز به فوتبال بود . راستي جاتون خالي خيلي چسبيد . با برو بچ رفته بوديم فوتبال و حسابي چسبيد . البته نا گفته نمونه كه اين بساط فوتبال هر چند روز يك بار فراهم مي شه و اگه خواستين تيمتون رو بيارين با هم مسابقه بديم . آه ببخشيد حواسمو پرت شد . ببخشيد . داشتم مي گفتم . خلاصه چشمامو به زور باز كردم ديدم بابام بالاي سرن واستاده و مي گه كه يكي تو اركات يك آي دي باز كرده و همه پروفايلش مثل خودمه . تازه يك مطلب جالب و اون اينكه در يك قسمت پروفايلش نوشته : اين آي دي رو به دستور مقام معظم رهبري باز كردم . خلاصه منم كه با اين حرف بابا خواب از سرم پريده بود ، يكدفعه به ذهنم رسيد خوبه خوراك بلاگم امروز رسيد . اما واقعا می گم کسایی که دست به این کار می زنند ، فقط دارند سر خودشون رو شیره می مالند و همیشه در این کار ها شکست خوردن .

نوشته شده توسط سید علی ابطحی در ساعت 15:4 | لینک  | 

این عکسو خودم گرفتما

دیروز یک اتفاق نادر در خانواده ما افتاد . بعد از بیست و یک سال از زندگی مشترک پدر و مادرم ، پدرم برای مادرم یک دسته گل خرید .

وقتی من و برادرم امیر حسین به دنیا آمدیم ، به گفته شاهدان حتی یک شاخه گل پدرم نخرید . پدرم عقیده داره وقتی آدم گله ، دیگه جایی که می خواد بره گل نمی خواد ببره چون خودش داره می ره . در ثانی می گه اون محبتی که با گل بوجود می آید کشکه . البته به گفته پدرم می گه من اینقدر خوشحال بودم که اصلا تو فکر گل و شیرینی نبودم . محبت باید در قلب آدم باشه و خداییش این مسئلرو من تو این چند سالی که خوب از بد تشخیس دادم ، این رو به وضوح دیدم که محبت پدرم به مادرم و باعکس فراتر از تصوره .

خلاصه ما هنوز در کشف این مسئله هستیم که بعد از بیست و یک سال عامل این حرکت چه بوده . با امیر حسین یک اکیپ تجسس تشکیل دادیم ، اما هنوز سر نخی پیدا نکردیم . عقلمون دیگه کفاف نمیده . خوب بابا هم چیزی بروز نمی ده . با مامان هم دست به یکی کردیم اما نشد که نشد .

اما هر چه بوده کاری بسیار پسندیده است . من که عقیدم با بابام فرق فوکوله . من می گم ابراز محبت نباید به قول ما طلبه ها تقدیری باشه بلکه باید به مرحله ظهور هم برسه . چی دسته گل و چی یک کلمه . ( داره یواش یواش حالم بهم می خوره از این حرفای عاشقانه که زدم  )

نوشته شده توسط سید علی ابطحی در ساعت 19:11 | لینک  | 

یکی از مراکز مهم در قم و بلکه جایگاهی برای تبادل نظر بین طلاب و به قول خودمان مباحثه ، مسجد اعظم و شبستان مقابل حرم است . اما بر اثر زیادی جمعیت و کمبود مکان ، و پس از ساخت شبستان امام خمینی به دست پر توان رئیس جمهور محبوب سابق ، حجه الاسلام سید محمد خاتمی ، باعث گرایش طلاب و دانشجویان به این مکان شده است .

وسعت محل نشستن ، سیستم گرمایی و سرمایی مدرن ، نور مناسب ، طراحی بسیار زیبا در دور تا دور شبستان ،استفاده از لوستر های وزین در زیبایی شبستان و خیلی شرایط دیگر ، محفلی بسیار عالی را برای همه اقشار جامعه محیا کرده است .

اما نکته ای که اهمیت دارد ، آن است که در شهر قم تعداد اصلاح طلبان و پیروان افکار جناب آقای خاتمی بسیار قلیل است و در مقابل ، اصول گرایان و با تفکرات اصولی ، بسیار زیاد . چه بسا دیده شده است این دو قشر جامعه در کنار هم مشغول تحصیل هستند .

شاید عجیب باشد که در اوایل ریاست جناب آقای خاتمی در پست رئیس جمهوری ، دانشجویان و طلاب مانع ورود ایشان به قم می شدند ،علی رقم این مسائل ، ورود آقای خاتمی و دیدار ایشان با مراجع تقلید و بزرگان شهر ، جو آن زمان را تا حدی خوابانید .

در زمان تصدی ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی ، تعدادی از مردمان قم مخالف افکار ایشان بودند ، اما در این چند سال اخیر دیگر خبری از این مسائل نیست . بعد از سخنان جناب آقای خاتمی در پایان ریاست جمهوری ، مبنی بر اینکه ، اصلاحات بدون اصول ناقص و اصول بدون اصلاحات نقص دارد و از طرفی موانعی که بر سر راه اجماع اصلاح طلبان در انتخابات نهم و پیروزی اصول گرایان ، باعث خوابیدن جنجال سیاسی کهنه چپ و راست شد که بعد ها طنز نویسان بالا و پایین را هم بر سر کار آوردند .

افکار پیروان اصلاحات بر همگان مقدس است ، اما عملی کردن این افکار نیاز به وجود اشخاص در راس حکومت دارد . در هشت سال دولت جناب آقای خاتمی ، ایشان حرکات متعددی در پیشرفت این هدف بزرگ پرداختند . اما متاسفانه در چهار سال اول ریاست جمهوری از سوی ایشان ، به تثبیت اصلاحات در جامعه و در چهار سال دوم به تشریح پرداختند که این عمل خود باعث کند حرکت کردن اصلاحات در جامعه شد .

اما بعد از جناب آقای خاتمی و در تصدی ریاست جمهوری بوسیله جناب آقای احمدی نژاد ، به وضوح دیده شد که اصلاحات عملی شده است . افکار اصلاحات به ثمر نشسته و از تقدیر به ظهور رسیده است . این مساله را هم اصلاح طلبان و هم اصول گرایان باید قبول داشته باشند ، دولتی که الآن بر سر کار است ، با افکاری چون جناب آقای خاتمی ، حرکتش به سوی اهداف خود کند و ضعیف می شد . دولت نهم اگر قبل از خود کسی چون خاتمی را نداشت ، نمی توانست در آن جو حاضر بر جامعه قد علم کند و دم از اصول بزند .

با آرزوی موفقیت روز افزون برای تمامی رئسای کشور عزیزمان ، " جمهوری اسلامی ایران " چه سابق وو چه حاضر

نوشته شده توسط سید علی ابطحی در ساعت 20:14 | لینک  | 

امروز یک اتفاق نادر افتاد . امروز 1426/2/2 و 1384/12/12 و 2006/3/3 . این خیلی جالبه ها . در تمام تاریخ های قمری و شمسی و میلادی ، روز و برج یکی است .

خوب بریم سر اصل مطلب . در پست قبلی براتون نوشتم که پدرم از عراق برگشت . پدرم در زمان رژیم صدام ، دوبار رفته بود به عراق و الآن هم که برگشته ، قضایای زیادی داره . البته بیشتر این قضایا مقایسه ای است .

پدرم می گوید : وقتی ما از مرز خودمان با ارائه پاسپرت یا همان گذرنامه و با نشان دادن ویزا یا همان روادید فارسی خودمون ، به خاک عراق از مرز مهران وارد شدیم . در اونجا حدود چهار ساعت منتظر ایستادیم ، چون قانون است که باید حداقل 14 تا اتوبوس باشند تا مجوز حرکت دهند . همراه این 14 تا اتوبوس دو خودروی محافض با تمام تجهیزات ، ما را اسکورت می کردند . راه سه ساعته با خودروی معمولی را ، شش ساعت طول کشید . چون مصادف شده بود با واقعه خرابی حرم مطهر امام هادی و امام عسکری . ما را از بیراهه ها می بردند و چون راه نجف ، راهی است که بغداد به سامرا را قطع می کند ، بخاطر همین مسئله مدت ها اینان را نگه می داشتند .

نجف چون تحت حفاظت خود عراقی ها و شیعه نشین ها و زیر نظر آیت الله العظمی سیستانی است ، هیچ آمریکایی حق ورود به نجف را ندارد و همه آمریکایی ها از این شهر خارج و به حومه رفته اند . البته شهر کربلا هم همین حکم را دارد .

پدرم می گوید : در حرم امیر المومنین علیه السلام ، آثار گلوله و ترکش به وضوح دیده می شود . پ

درم ادامه داد : ما در حرم نشسته بودیم که یکدفعه صدای همهمه شدیدی در حرم پیچید . صدای یا حسین و الله اکبر ، حرم را به لرزه در آورده بود . دقت کردم دیدم مقتدا صدر وارد حرم شد . به شعاع 20 متر دور او را مردم گرفته بودند . همه محافظین او مصلح و اماده تیراندازی بودند . حتی یکدفعه یکی از شرته های حرم اومد نزدیک بشه که با دست اون رو به عقب پرتاب کردند .

تمام پولهای عراق تغییر کرده بود . بر روی تمام پولها و سند های رسمی عراق به صورت « جمهوری عراق » نقش بسته است . وضعیت مغازه ها و کالا و اجناس ، خلاف گفته های خیلی ها ، وضعیت بسیار خوبی دارند .

پدرم درباره رفتن به کربلا می گوید . از نجف تا کربلا سه ساعت به طول انجامید . در راه به زیارت قبر حر رفتند . بعد از زیارت خبر انفجار در کربلا را به گوش آنان رساندند و به خاطر همین مسئله مارا مدتی نگه داشتند . در نزدیکی کربلا به فاصله چهار کیلومتری حرم اتوبوس توقف می کنه و اعلام رفتن پیدا رو به مسافرا می ده . در این فاصله تا حرم پنج ایست بازرسی وجود داشته و در هر ایست بازرسی ، تفتش کامل به عمل میومیده .

البته نکته ای که لازم به ذکر است این است که آمریکایی ها حق تیر اندازی به هر کسی که به طرف آنان نزدیک می شوند را دارند . چون احتمال حمله انتهاری وجود دارد . راستی در بین الحرمین کافینتی است که فقط یک سیستم دارد و برق اون با یک موتور برق نفتی کار می کند . انترنت آنجا فیلتر نیست و گزگ و ارکات رو میشه کار کرد .

در دیوار ها و صحن حرم امام حسین و حضرت ابوالفضل علیه السلام ، آثار گلوله و تیر به خوبی مشاهده می شود .

یک مسئله جالب ، گوشت اونجا کیلویی 300 تومان بود  که این برای کشوری که وضعیت خوبی از نظر سیاسی ندارد ، مسئله بسیار نادر است . اما مسئله دیگه ، اونکه عراقیها برای خرید و فروش با ایرانیان از پول تومان و یا بقول خودشان پول خمینی استفاده می کنند ، اگر شما به فقیری پول عراقی دهید ، بعد کلی بد و بیرا و نفرین کردن صدام ، از شما تقاضای یک خمینی می کند و بعد از دریافت پول با احترام و بوسه باران کردن عکس حضرت امام رحمت الله علبه ، آنرا به چشم می کشد .

اما در موقع برگشتن هم ، راه کمی را ، به مدت زیادی سپری کردند . لازم به ذکر است که در رفت و برگشت بخاطر وجود زیادی اتوبوس ، نمی توانستند برای کار های ضروری بایستند . برای همین در رفت و برگشت ، کلا دوبار برای به قول معروف دست به آب می ایستادند .

اما به اظهارات اکثر عراقیان ، این حمله عراق چند وجه خوب و بد دارد . خوبیت آن ، آزادی افکار و راهت زندگی کردن مردم است ، اما ضرر های آن جنگ های اعتقادی و قومی است و از نظر دیگر وجود اصلحه در تمام اقوام و اقشار جامعه . براندازی دولت صدام باعث وجود بازراهای کالا از تمام جهان ، علی الخصوص ایران شده است ، اما انتقادی که بر این کار است ، دزدی آمریکایی ها از منابع غنی نفت عراق است . خوشحالی عراقی ها از این جریانات ، بخاطر گرفتن حقشان از ظلمهایی که صدام بر سر مردم روا داشته ، اما از آن طرف نگران حجوم فرهنگی آمریکایی به مردم هستند .

به امید روزی که عراق را چون سرزمینی آباد و متمدن ببینیم .

نوشته شده توسط سید علی ابطحی در ساعت 19:47 | لینک  | 

پدرم در کنار ضریح امام حسین علیه السلام ( البته مال پنج سال پیشه)
امشب پدر و مادرم از عراق وارد ایران شدند و در مرز مهران در ساعت حدود پنج تماس گرفتند که ما وارد ایران شدیم . وقتی صدای اونا رو شنیدم یک نفس راحت کشیدم که خدا رو شکر سالم به ایران اومدن .
البته فردا عصر انشاالله در قم هستند . در روزای آینده خاطرات و حوادث عراق رو از زبون پدرم براتون می نویسم .
اما همیشه فکر اینکه بخاطر سربازی نتونستم برم پابوس حرم آقام ، اعصابم خورد می شه . آخه این همه سرباز فداکار وطن . این همه نیروی آماده خدمت و ارتش بیست میلیونی ، آیا هنوز سرباز می خواد . می گن سربازی برای آدم شدنه . اما با این همه سیگاریو آدم های  بد بد در جامعه مگه میشه آدم سالم از سربازی بر گرده . می گن مرد می شی . مگه مردی به یاد گیری فنون جنگه . اینکه حرف قرون بستایی هاست .
والا و بالله من هنوز فائده سربازی رو نفهمیدم . فقط می دونم که با این کار ، نمی زارن جوونا به زیارت امام حسین برن
نوشته شده توسط سید علی ابطحی در ساعت 23:5 | لینک  | 

مدتی است صحبت از باغ قلهک در محافل بوجود اومده .

باغی در تهران که با مساحت ۲۰ هکتار ،  در بهتربن محل شهر که به قول انگلیسی ها سفارت تابستانی نامیدند ، قرار دارد .

طلاب و دانشجویان با ادله ها یی مبنی بر اینکه این باغ متعلق به کشور انگلیس نیست و باید باز پس گرفته شود ، به عنوان اعتراض در جلوی این باغ تجمع کردند . دوباره مثل جریانات اخیر و بلکه همیشه ، با کند و تعلل کردن دولت مردان ، حضور خود جوش طالبان علم را بر روی صحنه آورد .

این باغ در زمان ناصر الدین شاه قاجار به انگلیسی ها بخشیده شد .   این باغ را انگلیس به عنوان سفارت انخاب کرده ،لیکن سفارت انگلیس در خیابان فردوسی است .  در این باغ ساختمان هایی چون مرکز مطالعاتی به نام انجمن ایرانشناسی بریتانیا و دو مدرسه که در حال حاضر  به مدارس آلمانی ها و فرانسوی ها اختصاص دارد ، موجود است .

این باغ ارزش بسیار بالایی دارد که حتی تا کنون قیمتی بر روی این زمین نگذاشتند . منطقه حاصل خیزی این باغ ، می تواند پارک بسیار خوبی برای مردم باشد . اما این غاصبان بالفطره ، دست از تکه ای از خاک وطن را بر نمی دارند . براستی چه هدفی اینان دارند ؟ . مذاکره دیپلماسی تا کی ؟؟ آیا ثمره ای دارد ؟ . آیا واقعا آنجا سفارت انگلیس است یا ................؟

نوشته شده توسط سید علی ابطحی در ساعت 23:1 | لینک  | 

 

امروز رفتم به نمایشگاهی در قم .

بعد از وقایع درگیری و آشوب در قم ، دولت مردان با سیاست خوبی که از خودشون به خرج دادند ، بر پایی تاریخچه صوفیان و دراویش با سند رسمی بود . پخش انواع مستند ها و تصاویر و نوشته ها .

البته شاید بگین که چرا من عکس نگذاشتم . چون انجا برو بچ اطلاع....... یان ریخته بودن و تماما تحت کنترل داشتن . مانع بردن دوربین به داخل می شدن و حتی سویچ ماشنمو هم گشتن که نکنه توش بمب باشه ! . البته حق با اونهاست ، چون احتمال حمله در اونجا خیلی زیاد است و حق والانصاف ، خوب اونجا رو اداره و تحت کنترل داشتند .

بگذریم . در اونجا مطلبی رو برام جلب توجه کرد و اون اظهارات شریعت بود . شریعت رهبر اینان در قم است . به اصطلاح با اجازه تابنده قطب دراویش ، مجوز تاسیس خانقاه رو گرفته بود . او با شعار اینکه اگر در قم پیروز شوین در ایران پیروزیم و شکست در قم ، مساوی است با شکست همه دراویش ، به فتنه انگیزی می پرداخت .

اینان با ظاهر سازی در برابر مردم ، به فریب کاری پرداختند . اینان با برنامه قبلی ، پشتبام خانقاه رو با آجر و سنگ تجهیز کردند . بعد در شب حادثه با آن بر سر مردم ریختند و به درگیری و صحنه سازی پرداختند .

در ایام محرم به بهانه عزاداری مهلتی از شهرداری برای خالی کردن اون خونه ، اما با شنیدن خبر مهلت ، به پای کوبی در محل پرداختند و ایام محرم را برای خود ، روزهای شاد طلقی کردند . اما دقت به مثالی که می گه بعد از هر خنده ای گریه است نکردند . اینان حرمت نام حسین علیه السلام رو هم نگه نداشتند .

طبق مستندات رسمی در نمایشگاه ، حاکی از آن است که با برنامه قبلی و دعوت از تمام دراویش از سراسر ایران و برنامه آشوب گرایانه و قول های مع الفارقه با شهرداری و ایجاد مزاحمت برای همسایگان مبنی بر آمدن بر پشتبام منزل و ایجاد سر و صدا بدون حق قانونی ، به صحنه سازی پرداختند . شریعت با درخواست از شبکه های ‌بی بی سی و سی ان ان در ایران که با حضور خود و عکس جلوه دادن قضیه ، به حمایت از آنان بپردازند .

حدود ۱۵۲۳ نفر در محل حضور پیدا کرده و به تحسن پرداختند . بعد از ختم قائله و بازجویی های از اینان ، چند درصدی اظهار داشتند که ما برای آشوب به قم آمدیم . عده این حرکت به قم را برای حمایت از خانقاه می دانستند و عده سکوت اختیار کردند و یعد از حادثه ، ۱۴۰۰ نفر ، از جمله رنان را آزاد کردند . البته لازم به ذکر است که حدود دویست نفر آنان قبل از درگیری پا به فرار گذاشتند .

سلسله دراویش صحنه ساز ، با نقیض نشان دادن زهد و تقوا به مردم ، در پشت پرده و در زمان حکومت ظالم پهلوی ، به همکاری با آنا پرداخند . آنا عقیده دارند که ما از سیاست جدا هستیم ، اما نه تنها به دیگران دروغ می گفتند و می گویند ، بلکه به خودشان هم حقه می زنند .

اینان با حرف رسیدن به فنا خدا و قوطه ور شدن در ذات خدا ، خود را به لجن زاری تبدیل می کنند که خود نمی دانند راه رهای از آن چیست . در کتاب گنابادی ، قطب دراویش آمده که : چون ما برای خداییم ، پس دیگر عبادت و رعایت شرع برای ما فائده ندارد و راه ما را به رسیدن به خدا کند می کند .

از این رو دیگر پیبند به هبچ یک از قوانین اسلام نیستند . در اعترافات قطب های دراویش و بعضا زمانی که اینان به اعمال پلید خود پی برده و قصد توبه را می کنند ، این گونه اظهار کرده اند : چون در قوانین صوفیه آن است که چه دختر و چه پسر در پستوی نگه می دارند و به او القائاتی می کنند و به گونه ای که اورا هبپنوتیزم می کنند . در بیانات یکی از اینان آمده که چندین عمل نامشروع و زنا و لواط انجام داده . مشروب را می نوشند و عقیده دارند که وقتی می نوشیم ، از گلو که رد میشه تبدیل به شربت می شه . حالا چه شربتی الله اعلم .

با تشکیل جلسات فساد خانه به اصطلاح به علی گویی می پردازند .

اینان به نام مبارک علی علیه السلام هم رحم نکردند . انواع عمل های زشت را انجام می دهند و نام علی را به زبان می آورند . امیر المومنی را خدا و قطبشون رو پسر علی می دونند . در بعضی از فرقه های صوفیه ، یکی ادعای حضرت حجت می کند . در عین ظهور ( البته جسمی که روحش مرده یک جسد متافن است ) خود را مهدی موعود می نامد و می گوید به امر خدا هنوز ، دقت کنید هنوز ظهور نکرده ام .

خدا به اینان در روز قیامت رحم کند . با این همه به گمراهی کشیدن مردم ، دست زدن به اعمال گثیف ، رد کردن کل دین اما زیر سایه دین ، حمایت بعضی از کوردلان از این فرق گمراه ، پر کردن مغز جوانان از اراجیف خود .

جدیا اینا چی جور می خوان جواب خدا رو بدن ؟ واقعا عجب صبری خدا دارد

نوشته شده توسط سید علی ابطحی در ساعت 0:6 | لینک  | 

مدتی پیش که همتون از این جریانا خبر دارین ، توهین بعضی جراید غربی به حضرت رسول اکرم صلی الله علیه ، فرستاده رحمت و مغفرت ، بوسیله کاریکاتو ، این کلام بی زبان . اهانت هایی به پیامبر کردند .
البته شاید بپرسین چرا این قدر دیر به فکر افتادم . اما راستش هدفم شنیدن گفته ها و نظر ها بود .


این رویداد مهم و بلکه فجیح ، بازتاب گسترده ای در تمام محافل و ممل دنیا بوجود آمد .
این اتفاق ، نشان داد که اولا مسلمانان در تمام دنیا با هم متحد و یک پارچه هستند و از روی دیگر ندانم کاری های بی سیاست را از چهره اروپاییان انداخت . آقای خاتمی رئیس جمهور سابق و مرد بزرگ در باره این چنین مردمانی ، آنان را انسان های بی تمدن می داند و به قول احمدی نژاد که می گوید : الحمد لله دشمان ما نادان هستند .
اما مطلبی که توانست جایی در این معرکه بزرگ راه اندازد ، بحث تحریم این کشور ها علی الخصوص دامارک را به دنبال داشت . کشورهایی که به اداعای آزادی بیان و تفکر بشری به این اعمال دور از انسانیت دست زندند ، نشان دادند که ازسیاست فقط گفته ها و شنیده ها را قبول دارند ، نه قوه فکر و عقل .
در جامعه بین الملل و همچنین جامعه اسلامی سراسر جهان ، رسول اکرم شخصی است که توهین به او چون منجلابی برای صاحبان عملند . گودالی که دانمارک و دیگر کشورهای اروپایی و حامیان آنان در آن افتادند ، گودتر از آن چیزی بود که تصور می کردند .
اما متاسفانه با کند حرکت کردن دولت مردان ملل مسلمان به اعتراض و پیش قدم شدن مردم در عرصه اعتراض ، باعث شد جوی حاکم بر مسائل شود که با انتقادات کثیری مواجع شود .


حمله به سفارت های این کشورها ، به آتش زدن وسائل و درب سفارت خانه ها ، تحریم نخریدن اجناس دانمارکی ، تعویض اسم وسائلی که بر خود اسم دانمارک را داشتند ، کشیدن کاریکاتر هایی از آزادی بیان در اروپا و صد ها هزار حرف و حدیث های دیگر .
در این بین کسانی بودند که با شعار جواب حرف را حرف باید داد ، هم گذاشتند این فعالیت مردمان جاهل به طور گستره فراگیر شود . گذاشتند با سوء استفاده از آزادی ، به ترویج چرندیات خود بپردازند . اینان با نشستن در کنار گود و با اظهار نظر در مورد فعالیت های ضد آزادی غیر دینی ، گذاشتند تا توهین های بعد از آن به جامعه اسلامی اصابت کند .
مسخره کردن شیرینی گل محمدی به جای دانمارکی از این قبیل بود . این مردمان با جو سازی در برابر توهین های کاریکاتریست ها ،  منطق با نقط را به عمل تحریم آمیز ارجعیت دادند و باعث سهولت در برخورد با این جنایت کاران شدند . اینان بودند که با وجودشان باعث بروز توهین های بعدی به ائمه و مقدسات ما شدند .
دشمن از تفکر غلط ما ایرانیان و مسلمانان استفاده کرد و با نقض حقوق بشر و تعرض به حریم قانونی کشورشان ، بهانه ای برای ظاهر بینان دادند ، اما این مردم عوام نمی دانستند بهانه ای که خود برای خود ساختند ، حیلی بیش نبوده تا حرکت زد آزادی را ، این دولت مردان ادامه دهند .

 

اما به فکر این نبودند که ائمه اطهار و مقدسات اسلام در خون و ریشه هر مسلمانی است و نمی توانند ذات مسلمان را بخشکانند .
جنایتی که این مردمان با همکاری کور کورانه خود با توهین کنندگان به رسول اکرم کردند ، می توان گفت بزرگترین ضربه را به جامعه بین الممل کردند . اینان بدون خبر از حمایت بی دریقانه از کاریکاترست ها ، هدف آنان را از برپایی آشوب و بر هم زدن اعتقادات و فرو ریختن محبت به اهل بیت عصمت و طهارت ، گذاشتند تا توهین ها یکی پس از دیگری به عرصه ثمر بنشیند .
به امید دیدی باز و روشن ، بدون داشتن پرده ای چرکین

نوشته شده توسط سید علی ابطحی در ساعت 23:50 | لینک  | 


امروز هرچی نشستم فکر کنم چی بنویسم ، نشد که نشد .
اصلا انگار کلا مخم تعطیل شده بود ( مثل همیشه که هست ) .
بعضی وقتی مغز آدم طوری به قول برو بچ ، هنگ می کنه که کلا تعطیل میشه . البته درسته من نه قسم خوردم و نه قول دادم که براتون بنویسم اما .......... قول میدم دیگه تاخیر حتی یک روزه هم نندازم . قول می دم . قول مردونه .

اما یک سری به پیوندای روزانه بزنین .!

نوشته شده توسط سید علی ابطحی در ساعت 13:0 | لینک  | 

پیرامون آن تحقیقاتی که من به عمل آوردم و باعث بروزی ، برخی از مبهمات شدم ، یکی از آنان این بود که انواع حلقه ها ر. در جامعه استخراج کنم .
در این کره خاکی حلقه بسیار زیاد است و این واژه در اکثر کلمات مهاوره ای ایرانیان استفاده می شود .


اولین از آن حلقه ها ، حلقه اتحاد است . این حلقه در اکثر مبارزات و یا بهتر بگویم در بیشتر مسابقات زیبا و قشنگ ، بکار گرفته می شود ، مثل حلقه اتحاد در بازی فوتبال که مثلا بازی کنان تیم ملی برای اتحاد در باختن و یا احتمالا بردن که هیچ ربطی به حلقه اتحاد ندارد ، استفاده می شود . بدین صورت که سران مبارک را به صورتیزیبا به هم وصل می کنند ، تا افکار خود را با bluetooth  به هم انتقال دهند .


 اما دومین حلقه ، حلقه چاه است . این حلقه در مقاصد بسیار مفیدی استفاده می شود . از این حلقه برای آب ، نفت ، گاز ، تلفن ، اینترنت  ماهواره . ببخشید اشتباه شد . همون نفت و گاز و آب است ، استفاده می شود . این حلقه که شباهتی با حلقه اتحاد داره ، به صورتی که در حلقه اتحاد ، کسی نباید بفهمد که اینها چی می گن . در حلقه چاه نفت هم همین طور است . هیچ کس نباید بفهمد که همچنین چاهی در فلان منطقه وجود دارد . چرا ؟ چون چون اگر کسی متوجه شود نمی دونین چی می شه . به خاطر اینکه ما به کمبود نفت و گاز برخوردیم و بیشتر مناطق محروم گاز برای استفاده ندارند ، برای همین ،گاز را به هند و پاکستان و اروپا صادر می کنیم .. عجیب !
شباهت های بعدی این است که در حلقه اتحاد افراد خاصی باید استفاده کنند و بازیکنان غیر مسئول نباید دخالت داشته باشند و  همین طور حلقه چاه است که بجز بعضی ها حق مالکیت رو ندارند .


سومین حلقه . آهان . این حلقه ایول داره ، البته برای کسانی که می خواهند تو این وضعیت آنفلانزای مرغی ، قاطی مرغا بشن اصلا توصیه نمی شه . اما در هر صورت این حلقه رو اکثر جوونا دوست دارند ، بعضی از اونها متنفرند و بعضی از آنان تو شک اند . نه توشکا . نه توشک . این حلقه به نام حلقه نومزدی یا ایزدواج یا همون ازدواج خودمون هست ، نام گذاری شده است که به دسته های مختلف تقسیم شده است .
دسته اول ، اونایی که به ظاهر این حلقه رو دستشون می کنند که این بیشتر در اختیار دختران است که بخخاطر آنکه پسران دل پاک به آنان نظر نیکی نداشته باشند ، آن را دستشان می کنند . دسته دوم آنانی هستند که به واقع در دست می کنند . اینان از سن 15 داریم تا 99 سالگی ، البته دیده شده که جوانان 150 ساله هم آن را به دست می کنند که خدا عالم است چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


اما حلقه تجمع که در قسمت چهارم این دسته بندی قرار دارد ، بخاطر کمی خوشند بودن این حلقه و یا احیانا قابل تحمل نبودن برای بعضی ها ، در آخر ذکر شد . این حلقه ، حلقه تجمع نام دارد . این حلقه در تصادفات جاده ای ، بیابانی ، خیابانی ، فردوسی پور ، مزدک میرزایی ، پیمان یوسفی ، ببخشید بازم اشتباه شد . همون خیابانی و جاده ای استفاده می شه . البته در کوچه ها هم می توان مشاهده کرد . این حلقه به دو منظور مورد استعمال است . یک در هنگام دعوا بین دو نفر که حلقه ای ایجاد می شود که این باز به دو دسته است . یک دسته کسانی که آمده اند و دعوا رو تماشا کنند . چون عاشق دعوا از نوع دیدن هستند . و دسته دوم از اون اشخاصی که حس انسان دوستانشون همیشه به صورت قنچه و گا می کند و در هر جا که یکی به دلایلی با هم دعوا می کنند رو دوست دارند جدا کنند . و دسته دوم از اقسام حلقه تجمع ، حلقه تصادف است . مثل یکی تو بزرگراه داشته با موتور داشته می رفته با سرعت 120 تا و برخورد می کنه به جدول کناری بزرکراه چهار بانده و مخش می پاچه کفه اتوبان و تمام بدنش تیکه تیکه می شه . در اینجاست که حلقه ای به شعاع 30 متر و با سخنانی تکراری چون : چی شده . مرده . ترکیده . سقط شده . زنده است ؟ . با چی زده ؟ . به چی خورده ؟ و هزاران جمله دیگر  که خدا واقعا نصیب هیچ کس نکنه .

نوشته شده توسط سید علی ابطحی در ساعت 14:57 | لینک  | 


ماه رمضان بود . هوا کمی خنک و باد ملایمی می آمد .
شهر مشهد . شهر امام رضا علیه السلام . 15 رمضان 1354 هجری قمری و در ماه آذر ، روز 19 سال1314 هجری شمسی و 22 دسامبر 1935 .
پسری به دنیا آمد . به مناسبت روز تولد امام حسن مجتبی علیه السلام ، نام او را حسن گذاشتند .
در خانواده ، او را به سید حسن خطاب می کردند و این نام را بیشتر مادرش استفاده می کرد . سید حسن جان .
او تک پسر خانواده و پدرش در مشهد معروف به سید رضا قالب تراش بود . در سن شش سالگی ، سید حسن قرآن را حفظ کرد و مشغول یاد  گیری مقدمات علوم دینی شد . او راهش را برای خدمتگذاری به امام زمان ارواحنا فداه و خدای عزوجل انتخاب کرده بود ، لذا به حوزه های نجف و قم و تهران و مشهد ، نزد اساتیدی چون آیت الله العظمی خویی و آیت الله العظمی مرعشی نجفی و آیت الله العظمی شریتمداری و حضرت امام رحمت الله علیه و دیگر اساتیدی چون حاج شیخ مجتبی قزوینی و دیگر اساتید برجسته آن زمان به کسب علم پرداخت .


اما بخش دوم زندگی او ، آشنایی با مرحوم حاج ملا آقاجان زنجانی بود که فصل جدیدی از زندگی اش را باز کرد . سید حسن به کسب حکمت حقا از جانب این مرد خدایی پرداخت و مدتی چند کم اما پربار را در محضر این یار قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ، سپری کرد .
بعد از رحلت ایشان ، به شکافتن سخنان حکمت آمیز و گوهربار او مشغول شد . در سن بیست سالگی با خانواده شهید هاشمی نژاد وصلت کرد و با همسر خود به نجف برای تحصیل و بعد به قم و سپس به مشهد آمد .
حضرت آیه الله استاد سید حسن ابطحی مد ظله العالی ، بعد از گذشت هفتاد سال زندگی بر بار و به همراه داشتن انبوهی ار تجارب و دانستها ، هدف خود را اینگونه بیان می فرمایند : هر که از منابع ناب اهل بیت و که مفسران قرآن مجید این درهای گرانقدر استفاده کند ، راه خدا را پیش گرفته و با تزکیه نفس و پاک کردن رضائل از روح خود و جلب رضایت از ولی امرمون ، آقا امام زمان ، حضرت بقیه الله العظم ارواحنا فداه ، کسب کند بداند که هدف خلقت را کامل انجام داده است و بهش خلد را برای خود حک کرده است . اما اگر بدون فکر و از منابع غیر حقه استفاده کند و با همین روح چرکین ، در محضر خدا در روز محشر حاضر شود ، چه بسا خجالت را بر روی امام زمانش حاضر می کند که چرا پیروان من در درگاه خدا اینگونه اند .
خدا ایشان را زیر سایه حضرت حجه ابن الحسن العسکری امام مهدی عجه الله و در پناه خدای عزوجل ، از تمام بلیات و آفات بدور بدارد ..... انشا الله 

نوشته شده توسط سید علی ابطحی در ساعت 0:3 | لینک  | 

عــــــــــــــــــــــــــــــــراق


کشوری که در خاور میانه واقع شده است .
در زمان قبل از صدام ، اکثر بزرگان نقل کرده اند که دینار عراق 20 تومان بوده و دلار 7 تومان بود .
عراق سرزمینی بود که در همه جای آن زمین های زراعی بر قرار بود . نخلهای بر پا ، میدان های پرتقال و گندم زارهای گثیر .
اما با ورود صدام به راس کار حکومتـــی باعث شد که این کشور به پایین ترین حد خود برسد .
شهر کاظمین و سامرا با ساکنان سنی نشین ، در قلب خود ، دَر های گرانبهایی را در خود جا داده است . اما قدردان نیستند . مردمان کربلا و نجف که همه شیعه هستند می دانند بدون وجود ائمه اطهار و بدون حفاظت از حریم ایشان ، دوامی ندارند . اما مردم سامرا و کاظمین به این مطلب توجهی ندارند .
اما در این برهه زمانی جای این اختلافات عقیدتی نیست .


الآن زمانی است که باید تمام احزاب و گروههای جناهی عراق با متحد شدن خود ، دست استکبار را از کشورشان کوتاه کنند . اینان که با تجاوز به خاک عراق و توهین به ائمه اطهار ، نمی دانند چه چاهی برای گور خود کنده اند .
آمریکا که با شعار آزادی تمام به عراق آمد و با حتک حرمت به صاحت مقدس ائمه معصومین ، سخنان خود را نقیض شمورد .
دستشان کوتاه . ریششان خشکیده و به امید روزی که عراقی یک پارچه و آباد را بینیم

نوشته شده توسط سید علی ابطحی در ساعت 21:21 | لینک  | 

یکی از شهر هایی که از زمان قدیم ، حاکمان زور گویی چون امویان و عباسیان ، اعتقادات آنان را نسبت به تشیع ضعیف کند ، قم بود .
در عصر حاضر سبیل قشنگایی در این مرز و بوم ، بدون حق تبلیغ به مبالغه اراجیف خود می پردازند .
کسانی که مثل اون مثال که می گه : از این ور پشت بوم نیفتی ، این قدر رفت اون ور که از اون ور افتاد پایین .

براستی چرا این مردمانی که قدرت تفکر در برابر مشکلات و اراجیف ، که بعضی از شیاطین و منحرفین دین از خود ارائه می دهند را ندارند .
شاید تعجب کنید که علت بلند کردن سبیل خود را این می دانند که وقتی امیر مومنان داشت رسول اکرم را غسل می داد ، کمی آب در ناف پیامبر ریخته بود . و قتی حضرت خواست آن آب را بنوشد ، سبیل ایشان متبرک به آن آب شد و لذا حضرت به خاطر این جهت ، دیگر سبیل های خود را کوتاه نکرد .
اما به نظر بلند بودن شارب این دراویش و یا علی اللهی ها باعث شده که ویتامینهای تقویت مغز ، نگذارند به بدن برسد .
اولا بعد از وفات رسول اکرم ، 30 سال امیر المومنین زندگی کرد و باید حد اقل 30 سانت شارب ایشان بلند بوده باشد که این محال است و در ثانی انسان وقتی می خواهد از جایی که حفره مانند است آبی بنوشد ، اول لب پایین او خیس می شود ، بعد لب بالا .
افکار پوچ اینان باعث شده قدرت تفکر از اینان گرفته شود و چشمان چرکین خود را بر روی حقیقت ببندند .
منتظر مطالب بعدی در مورد دراویش باشید .
فعلا "

نوشته شده توسط سید علی ابطحی در ساعت 22:38 | لینک  | 

امروز ساعت 4/30 دقیقه، بابا و مامانم رفتن کربلا .
قرار بود منم برم اما مشکل سربازی داشتم و نتونستم برم .
نمی دونم وقتی می خوام کسی رو بخصوص عزیزانمو بدرقه کنم غمگین می شم . تازه نمی دونم چرا الان که بیست سالمه اما هنوز گریم می گیره . دم رفتن بابا و مامانم به کربلا خیلی خودمو کنترل کردم که لااقل جلوی داداشم گریه نکنم اما آخر نشد . انگار باید حتما دو قطره اشک از چشمام بیاد . دعا کنین بابا و مامانم به سلامت برن و بیان .

نوشته شده توسط سید علی ابطحی در ساعت 21:47 | لینک  |